داخلی  »  يادداشت  »  فرهنگی هنری

بعد از ظهر سگی در سینمای ایران!

زهرا فدایی

کد مطلب : 48844 6 خرداد 1389 ساعت 13:35


حکایت سینمای امروز ایران، حکایت بی حکایتی است؛ حکایت بی روایتی است. 

در این روز و روزگار، رفتن به سینما از برنامه امثال من – که از بازی احمد پورمخبر دلمان را نمی‌گیریم و از خنده ریسه نمی‌رویم – خط خورده است. این روزها دیدن یک فیلم پرمغز و خوش ساخت که حسابی مخاطبان هم‎سلیقه مرا به وجد آورد تبدیل به خواهشی چنان بزرگ شده که تنها هر از چند گاه تحقق می‌یابد. 

از طرفی «به ابتذال کشیده شدن سینمای فارسی» هم در زمره سخن‌پردازی‌هایی ست که با پرگویی، کلی گویی و مبهم گویی‌های از حد گذشته خود به مبتذل‌ترین حرف‌ها بدل شده است. چرا که سخن راندن‌های بی حاصل و نشانه بردن انگشت اتهام به سوی این و سمت آن، تنها دوایی است که برای هنر بیمار ما تجویز می‌شود.
پس دست مریزاد باید گفت به این طبیبان چیره دست! 

دخالت دولت‌ها، پیچش سیاست ورزی روز و عبور از ممیزی با سلایق و علایق رنگ وارنگ هر دوره، البته انکارپذیر نیست، با این حال اکتفا به اینکه سیاست فلان دولت چه کرد و ریاست بهمان وزیر به کجا انجامید، افتادن در دور باطلی است که راه به جایی نخواهد برد، آن‌چنان که تا حال نیز نبرده است. 

با تمام این اوصاف چرخ‌های سینما باید بچرخد و آن دسته از اهالی این حرفه که فرصت و اجازه کار کردن دارند، باید کار کنند. فیلم‌ها باید تولید شوند و بدون تردید راهی برای جذب مخاطب یا صریح‌تر بگویم راهی برای فروش بیابند. 

در روند منطقی تهیه یک فیلم ابتدا باید از فیلم‌نامه خوب سراغ گرفت. داستانی که ارزش و دلیل روایت داشته باشد و پیکره‌اش با پیچ و تاب‌های ظریف نگارش فیلم‌نامه و دیالوگ‌نویسی تراش خورده باشد.

اما به برکت اینکه اکثراً نویسنده و کارگردان و تهیه کننده فیلم در یک نفر ادغام می‌شود، گاهی این روند به نحوی شگفت‌آور جا‌به‌جا می‌گردد. ابتدا شروع فیلم کلید می‌خورد و پس از برداشت نخستین سکانس‌ها، تازه کارگردان محترم به فکر داستان فیلم می‌افتد و یا در حالتی پیشرفته‌تر از بازیگران می‌خواهد که جلوی دوربین رفته و هرطور خواستند و توانستند، نقش‌آفرینی کنند؛ آن‌هم به تکراری‌ترین شیوه امکان‌پذیر. 

با عبور از مرحله اول و با فرض داشتن داستان و فیلم‌نامه‌ای پرمحتوا، گام بعدی برداشته می‌شود. نباید فراموش کرد که برای گفتن حرف‌های بزرگ نیاز به قالبی بزرگ است و اگر نه، قالب کوچک جز کلمات تکه تکه، شکسته و خط خورده محصولی بیرون نمی‌دهد و نتیجه به دست آمده با اندیشه و قریحه راوی فاصله‌ای بعید پیدا می‌کند.  در این حالت داستان اگر مغزی داشته باشد یا حداقل ظاهر و ژستی از اندیشه، به قدری شعارگونه ایراد می‌گردد که سالن سینما بیشتر به کلاس اخلاق مانند می‌شود تا هرجای دیگر. 

تکنیک، کلید واژه‌ای است که در فیلم‌های ما گم، نه! مفقود، نه! ناپدید شده است؛ محو، آن‌چنان که گویی هرگز وجود نداشته و از ابتدا سینما جز این تولید نکرده است. 

و سینمای ما این حلقه مفقوده را به یمن حضور کسانی یافته و می‌یابد که یک شبه کارگردان می‌شوند و یک هفته‌ای جواز تولید فیلم دریافت می‌کنند و یک ماهه فیلم‌برداری را آغاز. 

این‌جاست که ناگزیر برای جذب مخاطب باید تدبیری اندیشیده شود تا بازار فیلم‌های یک شبه ره چندین ساله طی کرده، گرم بماند و صورت کارگردانان این مکاره سرخ. 

این هنگامی است که باید رنگ لب‌های خانم هنرپیشه قرمزتر و آرایشش غلیظ‌تر از حد معمول شود. دکان حرف‌هایی که تا همین چندی پیش کمی زشت و زننده بود، یک‌باره رونق گیرد و هر روز جنسی تازه‌تر و حرفی رکیک‌تر عرضه گردد. باید به هر شکل بی ربط و باربط آهنگی، آوازی، رقصی در فیلم گنجانده شود، به این امید که مخاطب غم‌زده حداقل برای شادی روحیه‌اش سراغ گیشه رفته و بهای بلیط را پرداخت کند. 

در چنین موقعیتی دستمزد سوپراستارهایی که چهره زیباتر و محبوبیت بیشتری - خصوصاً بین قشر نوجوان - دارند، سر به فلک می‌کشد و تبلیغات فیلم سراسر عکس‌ها و اسم‌های این ستاره‌ها می‌شود که هزینه زیادی برایشان پرداخت شده.

و ما مانده‌ایم و سردر سینماها و همان عکس‌های تکراری، اسم‌های تکراری. . . 

اما حیف از روز خوش سینما که در چنگال عصری غمگین گرفتار بماند. سینماگران فارسی نباید اجازه دهند آثار و هنرشان تنها در سطح برخی اثرهای صورتی رنگ هالیوود نگاه داشته شود، که حتی آن فیلم‌ها نیازمند ابزار و اندیشه‌ای است که در سینمای ما اصالت ندارد. نتیجه آن نیز، همین آش‌های شله قلمکاری است که جای فیلم به خورد مخاطب داده می‌شوند و در نهایت نه کار هالیوودی از آب درمی‌آید، نه اثر هنری و نه فیلم‌ خوش ساخت ایرانی.

بر این اساس، چاره‌ای نیست غیر از اینکه اهالی سینما به اصول هنر فیلم‌سازی برگردند و این تکلیف را از نو، سرمشق گیرند. و مجالی پدید آید تا کهنه‌کاران کارکشته به جای رانده شدن از نو به محل آزمون خویش بازگردند. 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين