کاش همه از احمد توکلی یاد می گرفتیم
محمد علی ابطحی
3 مهر 1387 ساعت 15:39
محمد علی ابطحی چنین نوشته است:
آقای احمد توکلی نماینده فعلی مجلس و چهرهی مشهور سیاسی سه دههی اخیر کشور در بیانیهای رسمی از آقای موسویان که متهم به جاسوسی و عناوین دیگری شده بود، با ذکر دلایل اشتباهات خود، حلالیت طلبید.
این کار اگر چه در ظاهر شاید کار عادی و کم اهمیتی باشد ولی در وضعیتی که کشور و خصوصاً حوزهی سیاست در آن قرار دارد، یک کار پراهمیت و تاریخی بود.
اینکه آقای توکلی و یا آقای موسویان دارای چه خط مشی سیاسی هستند و یا اینکه در پروندهی آقای موسویان چه بوده و چرا و با چه هدفی این پرونده درست شده و یا اینکه انگیزهی آقای توکلی چه بوده و مواردی از این قبیل، و یا اینکه تاکنون آقای توکلی از مخالفان سیاسی و افرادی که همفکر سیاسی ایشان نیستند، و مورد بیمهریها و بداخلاقیهای ایشان قرار گرفتهاند و یک عذرخواهی هم صورت نگرفته، مسائل فرعی هستند؛ شاید اگر آرمانهای اولیهی اخلاقی و اسلامی مورد توقع مردم از انقلاب اسلامی شکل گرفته بود و سیاستی دینمدار و اخلاقمدار حاکم بود، این کار یک رفتار عادی و طبیعی تلقی میشد؛ اما واقعیت تلخ این است که در عرصهی سیاسی اصول اخلاقی که همان اصول دینی است بسیار کمرنگ و کماهمیت شده است.
دروغ، تهمت، پرخاشگری، افشاگری، توهین و بیادبی در بسیاری از موارد اصل اولیهی سیاستمداران و تأثیرگذاران شده است و در مواردی به آن افتخار میکنند.
در درجهبندی گناهان باور اجتماعی از سیاستمداران این است که دروغ و تهمت و آبروی دیگران را بردن، در ذهن آنان یا خارج از جدول ردهبندی گناهان است و یا در بهترین شکل در آخر جدول قرار دارد.
این در کشوری که به نام امام علی علیه السلام مفتخر است و او در همین شبها وقتی توسط اشقیالاشقیا مغزش شکافته میشود، به فرزندانش توصیهی عفو قاتل و یا فقط زدن یک ضربه به او را دارد، خیلی فاجعهبار است که اگر کسی و یا جریانی با کس و یا جریان دیگر مخالف است، به خود حق بدهد آن مخالف را با ابزار دروغ و تهمت و توهین مورد تهاجم قرار دهد.
فاجعهبارتر اینکه در بسیاری موارد همین کار را به نام دفاع از اسلام و ارزشهای اسلامی و انقلابی انجام دهد. دروغ و افترا و آبروی دیگران را بردن – حتی اگر آنان آدمهای خوبی هم نباشند – گناهان درجهی اول در آموزههای دینی هستند.
وقتی کسانی صدای بلندتری دارند و گناه بزرگ دروغ و توهین و تهمت را عادی میشمارند و صدای این گناه به گوش جامعه میرسد، تأثیر عمیق منفی بر دل و روان جامعه میگذارد و باورهای آنان را به بد بودن این گناهان از بین میبرد. الناس علی دین ملوکهم که در اعتقادات مذهبی ما هست به این معناست که اگر بیاخلاقی در سطوح عالی سیاسی رواج پیدا کرد، حتماً در جامعه به شکل گستردهتری عرف میشود و گناه این بیاخلاق کردن جامعه هم گناه مضاعفی است که مسئولش ملوک هستند.
اینکه در رسانهای به کسی و یا کسانی که مخالف سیاسی تفکر حاکم بر آن رسانه هست، رسماً دروغ نسبت میدهد و یا به بدترین شکل و با استفاده از بدترین الفاظ توهین میکند و یا با آنکه میداند مفهوم سخنان گوینده چیز دیگری است و برای زدن او مفهوم را به مخاطب جور دیگری القا میکند، همه نشان رواج بیاخلاقی است. رشد اخلاق در درون هر جامعهای با دستور و نصیحت شکل نمیگیرد.
این رفتار متولیان و مسئولان جامعه و به خصوص جامعهی دینی است که میتواند اخلاق و یا بیاخلاقی را رواج دهد. سوق یافتن نسلی که در انقلاب بزرگ شده به سمت مکاتب انحرافی و خرافی با ادعای معنویت و دینهای نفرتآور جدید، عکسالعمل طبیعی نسلی است که هم به معنویت نیازمند است و هم در رفتار مسئولان دینی و یا سیاسی خود که باید دنی باشند اخلاق نمیبینند. برای این است که معتقدم شجاعت اخلاقی آقای احمد توکلی ستودنی و تاریخی است.
من و بسیاری دیگر حتماً با مواضع سیاسی آقای توکلی موافق نیستیم؛ همچنانکه ایشان نیز با بسیاری از رفتارها و مواضع ماها مخالف است؛ ولی اینکه توکلی چنین رفتاری را انجام داد، از نشانهی اخلاق مداری است که نیاز جامعهی امروز ماست و باید آرزو کنیم که به یک روش و عرف تبدیل شود. حلال کردن ایشان توسط آقای موسویان نیز کاری اخلاقی بود.