|
داخلی » خبر » سياسی
|
|
دکتر عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت سیدمحمد خاتمی همه مردم ضرر کرده اند جز پولدار ترین ها |
|
|
کد مطلب : 17154
|
22 آبان 1387 ساعت 11:00
|
|
| رمضان زاده پس از پایان بخشی از سخنانش تاکید می کرد: «لطفاً این بخش را ننویسید.» بخش دیگری ازسخنان وی را نیز الزامات کار روزنامه نگاری در ایران به تیغ حذف سپرد. اما متن زیر که باقیمانده گفت وگویی سه ساعته با دکتر عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت سیدمحمد خاتمی و قائم مقام دبیرکل مشارکت است، همچنان خواندنی به نظر می رسد.
--- ¦ از اقتصاد شروع می کنیم. به نظر می رسد چشم انداز تیره درآمدهای نفتی ایران به خاطر رکود جهانی که بیشتر تحلیلگران بین المللی می گویند حداقل تا پایان سال 2009 میلادی یعنی تا یک سال و نیم دیگر ادامه خواهد یافت، آینده تحولات اقتصادی ایران را تیره کرده است. به نظر جنابعالی این داستان تردیدهایی را در آقای خاتمی یا هر کاندیدای دیگری که قرار است جای آقای احمدی نژاد بیاید، برنمی انگیزد؟ به خصوص با توجه به اینکه به نظر می رسد آقای احمدی نژاد برای اینکه این انتخابات را ببرد به صورت افراطی عمل می کند یعنی سرعت افزایش هزینه های دولت به مراتب بیشتر از سرعت افزایش درآمدهایش است که الان شروع به کاهش کرده است.
من فکر می کنم که اگر تصور کنیم همین امروز یک نفر اقتصاددان درجه اولی که اهل پیشگویی و پیش بینی هم باشد، اقتصاد ایران را در دست بگیرد و آقای احمدی نژاد هم همین امروز تصمیم بگیرد از این به بعد به علم اقتصاد توجه کند، باز هم در همه کاندیداها تردید وجود دارد که بعد از آقای احمدی نژاد بیایند یا نیایند. یعنی هر انسانی که فکر می کند سال آینده وضع اقتصادی ایران چگونه می شود، تردید می کند که آیا وظیفه ای دارد که چنین مسوولیتی را گردن بگیرد یا نه. این طبیعی است بنابراین در شرایطی هم که مشخصاً آقای احمدی نژاد این روند تخریبی اقتصاد ایران را در یک سال آینده ادامه می دهد، به دلیل اینکه ایشان همین طور که در سخنرانی عمومی اش برای اینکه کف زدن های مردم را بگیرد هر حرفی را می زند. برای جمع کردن رای هم هر کاری را انجام می دهد و برایش مهم نیست که نتیجه آینده اش چه می شود. بنابراین طبیعی است که اقتصاد ما روبه وخامت می رود حتی اگر بحران جهانی نبود، حتی اگر درآمد نفت کاهش پیدا نمی کرد. حالا وقتی درآمد نفت کاهش پیدا می کند و شما به درآمد روزانه محتاج هستید طبیعی است که همه تردید پیدا می کنند. به نظر من مهم ترین تردیدی که آقای خاتمی دارد، از این زاویه می تواند باشد که کسی بعد از آقای احمدی نژاد با این وضعیتی که در اقتصاد کشور به وجود آورده توان پاسخگویی به تقاضاهای معمولی مردم را هم نخواهد داشت.
¦به نظر می رسد که بعد از آقای احمدی نژاد هر دولتی که روی کار بیاید آن انسجام و یکپارچگی کاملاً موقتی حکومت از هم می پاشد. در واقع حمایتی که الان از آقای احمدی نژاد توسط قوه قضائیه، نیروهای مسلح و نیروی انتظامی می شود در سطح دولت ها بی سابقه بوده است. فکر می کنید این چه چشم اندازی را حتی برای یک کاندیدای احتمالی از جناح محافظه کار برای اداره کشور پدید می آورد؟
کشور اگر در سال های آینده بخواهد از نظر سیاسی هم تخریب درون سیستمی داشته باشد به هیچ وجه قدرت اجرای هیچ کاری در کشور وجود نخواهد داشت. البته اینکه شما می گویید این همه حمایت کننده، این ظاهر قضیه است برای اینکه تا آنجا که ما می بینیم طیفی از نظامیان با وجود نمای بیرونی با آقای احمدی نژاد درگیرند. شما ببینید سه تا سردار عالی رتبه نظامی که همیشه تصور می شد جزء پرچمداران محافظه کاری و اقتدارگرایی در کشورند یعنی آقای افشار، ذوالقدر و نقدی توسط این دولت کنار گذاشته می شوند. شما تصور نکنید نظامی ها از کنار این مساله بی توجه می گذرند یعنی خدشه ای که بر نظامیان ما در دولت آقای احمدی نژاد وارد شد. در هیچ دولتی نشدند اما به هر حال بنا به دلایلی سکوت کردند.
حرف شما حرف درستی است یعنی به هر حال کشور ظاهر یکپارچه ای دارد. این ظاهر یکپارچه ممکن است کمک کند به اینکه مقداری از فشار افکار عمومی کم شود ولی واقعیت این است که این ظاهر یکپارچه چون از آدم های مرید و حرف گوش کن تشکیل شده، بی ثباتی در تصمیم گیری ها را به وجود آورده. شما ببینید تا به حال چند تا وزیر، معاون وزیر و استاندار عوض شده اند. بنابراین این انشقاق درون سیستمی کاملاً در سیستم ما نمودار است. منتها شما بعدش می خواهید بگویید این اختلاف به اختلاف قوا منجر شده و علنی می شود. دلیل علنی شدنش این است که رسانه های حکومتی مخصوصاً صداوسیما طبیعتاً مخالف یک نفر اصلاح طلب خواهند بود ولی معلوم نیست مخالف یک محافظه کار باشند، موظف می شوند از یک محافظه کار دیگر حمایت کنند بنابراین از این نظر مشکلی پیش نمی آید.
¦آقای دکتر من سوالم را به شکل دیگری تکرار می کنم. برای اولین بار حالا شما می فرمایید ظاهراً ولی حتی ظاهراً تمام قوای کشور پشت سر یک رئیس جمهوری هستند که عملکردش حتی در مقایسه با قبل از انقلاب و دولت امیرعباس هویدا و به بعد هم بی سابقه است. با توجه به 81 میلیارد دلار فروش نفت خامی که پارسال انجام گرفته و حدود 90 میلیارد دلاری که امسال اتفاق خواهد افتاد، 70 میلیارد دلاری که سال 86 اتفاق افتاده، رشد اقتصادی مان 5/6-6 درصد است، کارآمدی اقتصادی مان به شدت در حال کاهش است و بهره وری و اتکای اقتصاد به تولید، اعم از تولید کشاورزی و صنعتی به شدت کاهش پیدا می کند. اگر با این مشخصه های بی همتا در تاریخ ایران الان نمی توانیم اقتصاد ایران را اداره کنیم و اقتصاد ایران به اینجا رسیده، فکر می کنید نامزدی دیگر اعم از آقای خاتمی تا راست ترین افراد طیف محافظه کار چطور می توانند بعد از فروپاشی این انسجام ظاهری و حذف آن درآمد سرشار نفت، کارآمدی داشته باشند و کشور را به پیشرفت برسانند و از لبه پرتگاه یک پله هم عقب بکشند؟ به نظر جنابعالی اساساً آیا چنین چشم اندازی هست؟
تخریب اقتصاد مربوط به یکپارچگی حاکمیت نیست. تخریب اقتصاد مربوط به تصمیمی است که آقای احمدی نژاد به شخصه گرفته و ایشان به دلایلی خارج از این تصمیم اقتصادی مورد حمایت است یعنی دلیل حمایت از آقای احمدی نژاد توسط برخی مقامات نظام جمهوری اسلامی، ناکارآمدی و تخریبش در اقتصاد نیست، آقای احمدی نژاد وظیفه دیگری داشته و چون آن وظیفه را به خوبی انجام داده مورد حمایت واقع شده اما اینکه ما در کشور نیروهایی را نداریم که بتوانند اقتصاد را حفظ کنند و از این لبه پرتگاه نجات دهند یا اینکه نیروهایی را نداریم که معتقد باشند اقتصاد یک علم است، من اینجا را قدری شک دارم. معتقدم هر کس دیگری غیر از آقای احمدی نژاد بیاید (البته غیر از یکی دو نفر که اسم نمی برم) قطعاً سعی می کند بر مبنای کار علمی به اقتصاد کشور توجه کند. البته کار سختی است، اما ناتوانی مان در اداره اقتصاد مربوط به این نبوده که تقاضاهای مردم بالاست یا اقتصاد ما ظرفیت بالاتر ندارد مربوط به نحوه مدیریت اقتصاد و عدم توجه به اینکه اقتصاد یک علم است، بوده است. این اگر راه بیفتد اولین قدم برای جلوگیری از تخریب است و البته من فکر می کنم هر کس دیگری غیر از آقای احمدی نژاد به این مسیر خواهد آمد.
¦این تصمیمات اقتصادی در راستای روآمدن یک طبقه، تو سر یک طبقه زدن یا گوشمالی دادن یک قشر به هر حال یک هدفی دارد. اگر هدف انتخابات آینده است، پس باز یک اقتصاد سیاسی پشت اش هست. آیا به این نکته قائل هستید یا معتقدید یکسری سیاست های سردرگم و متناقض کشور را به این وضعیت کشانده است؟
اگر منظورتان از طبقه، طبقه اجتماعی یا اقتصادی است من فکر می کنم این سیاست ها جهت گیری طبقاتی اینگونه ندارد اما اگر درهم شکستن قدرت بخش خصوصی است به نظر من این سیستمی که الان دارد پیاده می شود تمام هدفش این است که در ایران قدرت بخش خصوصی شکل نگیرد.
¦البته به نظر می رسد الیگارشی مالی- نظامی در حال شکل گرفتن است.
حالا چرا نمی خواهند این قدرت شکل بگیرد. برای اینکه طیفی از نظامیان سیاست زده احساس می کنند باید در کشور مسلط شوند اما شرایط کشور موجب شده آنها احساس کنند به ابزارهای دیگری غیر از ابزار نظامی نیاز دارند و این، آن اتفاق در حال وقوع است.این طیف از نظامیان سیاست زده می خواهند در همه جا نفوذ کنند و همه اختیارات کشور در کنترل آنها باشد و در عین حال به استفاده از ابزار سرکوب متهم نشوند. بنابراین اگر منظورتان این است می شود گفت درست است البته برای دستیابی به همین هدف هم سیاست های اقتصادی آقای احمدی نژاد کافی نیست.
ممکن است هدف شما این باشد که به یک نفر نفت برسانید ولی این دوستی خاله خرسه است. شما دارید چشم طبقه محروم جامعه را درمی آورید. شما ماهی 80 هزار تومان سهام عدالت به مردم دادید، در حالی که قدرت خرید آنها را نسبت به مثلاً سه سال پیش باید بیش از 250 هزار تومان کرده باشید.
¦شواهد عینی هم نشان می دهد ضریب جینی در دو سال گذشته به شدت وخیم شده است. شواهد عینی نه، آمار رسمی دولتی نشان می دهد.
¦آمار رسمی دولتی می گوید ضریب جینی از 39 به نزدیک 43 افزایش یافته است. در دو سال این اتفاق بسیار مهمی است.
بنابراین آن طبقه ای که شما هدف قرار داده اید الان می بینید که چشم اش درمی آید، به جای اینکه برایش کاری درست کنید. این سیاست جواب نمی دهد ممکن است در یک ماه خوب باشد مثلاً الان حقوق بازنشسته ها را اضافه کرده اند خب این افزایش حقوق این ماه و ماه آینده بسیار خوشحال کننده است ولی وقتی نرخ تورم در نتیجه افزایش نقدینگی دوباره یک درصد بالا کشید، شما این را چکار می خواهید بکنید؟ بنابراین در درازمدت یعنی همین چهار سال نه این که فکر کنید 15 سال بعد، تمام اقشار جامعه جز پولدارترین اقشار ضرر می کنند.
¦ظرف 30 سال بعد از انقلاب، 30 سال طول کشید تا نظام جمهوری اسلامی ایران توانست ضریب جینی ایران را از 44 به 39 برساند. دولت آقای احمدی نژاد فقط سه سال لازم داشته که این رقم را دوباره به 43 برگرداند یعنی سرعت برگشت عدالت اجتماعی در ایران در سه سال گذشته به اندازه ای بوده که تمام عملکرد 27 سال ماقبل را تقریباً خنثی کرده حالا نکته جالب تر در همین آماری که گفتید این است که دهک اول جامعه خیلی پولدار شده است.
¦از آن جنبه هم باز همین اتفاق افتاده است.
تنها کسانی که از این هرج و مرج اقتصادی ناشی از سیاست های آقای احمدی نژاد سود برده اند، پولدارترین اقشار جامعه اند و شاید کمتر از دهک اول هستند یعنی شاید یک بیستم اول جامعه.
¦پس تصویری که شما از نامزد رقیب ایشان ترسیم می کنید تصویری خیلی نگران کننده از اداره کشور است و تصویری خیلی امیدوارکننده از پایگاه رای است یا ممکن است منجر به قهر کردن از صندوق شود؟ یعنی به نظر شما این تصویر ممکن است یک پایه خوب برای رقیب ایشان بسازد یا نه، موجب دلزدگی مردم می شود؟
اگر رقیب ایشان فرد شناخته شده ای باشد که مردم قبلاً تجربه اش را دیده اند، ممکن است باعث پایگاه رای شود ولی برای فرد جدیدی که تازه وارد صحنه می شود به نظر من رای همه می شکند و با عدم مشارکت جدی در انتخابات روبه رو می شویم.
¦اکنون که وارد سیاست شدیم، سوالی برای من مطرح شد؛ اینکه جنابعالی در تحلیل نهایی مشارکت با حضور آقای خاتمی در صحنه انتخابات را مفید می دانید یا نه؟
من اسم خود را اصلاح طلب گذاشته ام تعریف ما از اصلاح طلبی این است که هر جا که امکان دارد، جلوی تخریب را بگیریم و حتی اگر شده، یک قدم یا نصف قدم جلوتر برویم. به نظر من نامزدی آقای خاتمی هم جلوی تخریب را می گیرد و هم باعث مقداری جلو رفتن می شود.
¦اگر آقای خاتمی در صحنه انتخابات اعلام حضور کند به نظر می رسد که به نفع آقای احمدی نژاد تمام می شود چون جناح اصولگرا یا محافظه کار هم ناچار خواهد شد که پشت آقای احمدی نژاد بایستد. آنها مجبور می شوند منسجم عمل کرده و نیروهایشان را متمرکز کنند و تمام اختلافات داخلی محافظه کارها پوشش داده خواهد شد. در این صورت هم باز فکر می کنید حضور آقای خاتمی بهتر خواهد بود؟ یعنی آیا فکر می کنید ظرفیت عمومی جامعه ما و همین طور ساختار سیاسی ایران، طوری هست که ما بتوانیم یکباره از احمدی نژاد به سمت خاتمی تغییر جهت دهیم یا شاید یک واسطه و میانجی مثل علی لاریجانی، قالیباف، ولایتی یا محسن رضایی بتوانند کاری بکنند؟ در کنار آن و مکمل همین بحث، با این تصویری که شما ارائه می دهید، به هر حال نهادهایی مثل صداوسیما و برخی مقامات نظام هم خوششان نمی آید که یک اصلاح طلب بیاید. اینجا آن قصه حضرت علی و نصف کردن بچه و حرف آقای رضایی که می گوید اصلاح طلب ها برای ایران ایثار کنند، معنی می دهد یا نه؟
من با این مطلبی که می گویید موافقم و معتقدم به نفع کشور است البته اصولگرایی با این دروغ و دغل هایی که امروز می بینیم جور در نمی آید و اغلب آنها اقتدارگرا هستند.
¦آقای دکتر، من کاملاً آگاهانه این را می گویم «محافظه کاران»، چون من در این کشور اصولگراتر از اصلاح طلبان نمی شناسم.
حالا، من معتقدم همه محافظه کاران (به تعبیر شما) در این تخریبی که در کشور اتفاق افتاده شریکند. شما ببینید این وضع اقتصادی کشور و سقوط بازار بورس ایران از شروع مجلس هفتم شکل گرفته اگر دقیقاً تاریخ شروع مجلس هفتم را ببینید و انتخابات و رد صلاحیت های آن را، سقوط بازار بورس ما از آنجا شروع می شود. طرح تثبیت قیمت ها، جلوگیری از هدفمند شدن یارانه و همه این مجموعه ها با هم است و از همان جا شروع می شود. بنابراین آمدن آقای خاتمی این نوید را به ما می دهد که همه بیایند و مسوولیتی که در نابودی اقتصاد کشور داشته اند را به عهده بگیرند و بپذیرند این موجب نگرانی نیست برای اینکه همه محافظه کاران وقتی جمع می شوند حداکثر رایشان 10 میلیون است دیگر این در انتخابات گذشته ثابت شده است. شما که می دانید این 8-7 میلیون رای اضافه که آقای احمدی نژاد در دور دوم اضافه بر رای سنتی محافظه کاران آورد، دلایل دیگری داشت همچنین تصمیمی که اینها در تخریب آقای هاشمی در جامعه گرفتند در جامعه جا افتاد و به هر حال خیلی از آدم هایی که ما می دانستیم با اینها نیستند چون نمی خواستند به آقای هاشمی رای دهند به آقای احمدی نژاد رای دادند و البته پشیمان هم شده اند.
¦ این اصلاً نگرانی ندارد آقای احمدی نژاد وقتی در انتخابات در اوج محبوبیت اش پیروز شده، چند درصد رای آورد؟
17 میلیون رای.
¦می شود 35 درصد از 48 میلیون. شما کسی را سراغ دارید که به آقای احمدی نژاد رای نداده و الان بخواهد رای دهد؟
غیرممکن است.
¦کسان زیادی سراغ دارید که به آقای احمدی نژاد رای داده اند و الان نمی خواهند رای دهند... من دوستانی دارم که در تمام 10 انتخابات گذشته جمهوری اسلامی، به تعبیر شما به محافظه کاران رای داده اند و امروز حاضر نیستند به نامزد محافظه کاران رای دهند و می آیند تقاضا می کنند که بگویید آقای خاتمی بیاید. شما یک مطلبی اضافه کردید که یادم رفت، اینکه می گویید ایثار کنند. بزرگ ترین ایثار آقای خاتمی این است که بیاید. جای دیگری هم گفته ام شرایط درست مثل شرایط بعد از قتل خلیفه سوم در صدر اسلام است.
اوضاع به قدری به هم ریخته و از هم پاشیده بود که حضرت علی(ع) باوجود اینکه خلافت را حق خود می دانست، وقتی مردم به سراغش آمدند به آنها گفت رهایم کنید چون می دانست این شرایط قابل اصلاح نیست ولی از آن طرف خودش می گوید که خداوند از علما اقرار گرفته که در برابر گرسنگی مظلوم و شکم سیری ظالم ساکت ننشینید و به نظر من، امروز ایثار آقای خاتمی این است که بیاید و اگر نیاید ایثاری نکرده است.
¦با توجه به اینکه خاتمی نامزد مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بود، بالاخص تا به الان به طور مشخص، آیا هیچ برنامه ریزی مدونی برای این مشکلات وجود داشته و ایشان به عنوان نامزد معرفی شده اند یا اینکه فعلاً به عنوان نامزد این دو حزب معرفی شده اند تا بعداً برنامه ریزی هایی هم برای مشکلات کشور انجام شود؟
ببینید، آقای خاتمی فارغ از جریانات احزاب حامی خود، تصمیم گیری می کنند.
¦بالاخره یک برنامه ریزان و مشاورانی دارند، من الان نمی توانم از طرف آقای خاتمی صحبت کنم. فقط می توانم بگویم که برخی از احزاب سیاسی در ایران، آمدند گفتند بهترین کاندیدا برای ما آقای خاتمی است یعنی به نظر من هنوز با ایشان هماهنگ نکرده اند که این کار را بکند. بنابراین خاتمی خودش تصمیم می گیرد علاوه بر اینکه مشارکت هنوز رسماً اعلام نکرده یعنی گفته اند تا کنگره تصمیم نگیرد، نمی توانیم اعلام نظر کنیم ولی سازمان مجاهدین اسلام صراحتاً اعلام کرده ممکن است سازمان، برنامه و پیشنهادی داشته باشد ولی این برنامه، ضرورتاً برنامه آقای خاتمی نیست.
¦آقای خاتمی اخیراً در سخنرانی هایشان، روی لوایح دوگانه که به لوایح دوقلو معروف شد تاکید مجدد دارند. اگر اشتباه نکنم ایشان سال 81 این لوایح را ارائه کردند، آیا موضع آقای خاتمی نشانه آن است که قبل از حضورشان می خواهند اختیارات بیشتری کسب کنند و بیایند؟ چون این لوایح امتحان خود را داده اند. به نظر شما هدف آقای خاتمی از طرح این لوایح که خیلی هم در مورد آن جدی هستند، چیست؟
آقای خاتمی حدود یک یا یک ماه و نیم پیش اعلام کردند که من حرف هایم را با مردم می زنم حتی اگر بیایم یا نیایم. ممکن است در نتیجه درخواست عمومی جامعه به تردیدهای ایشان پایان داده شود و بیاید، ولی الان اعلام می کرد که من با محدودیت اختیارات روبه رو هستم. اگر هم تصمیم بگیرد که نیاید، باز هم می گوید که به این دلیل نیامدم آن لوایح که به تعبیر آقای خاتمی می تواند کف اختیارات ریاست جمهوری باشد در شرایطی بود که اقتصاد کشور تخریب نشده بود و رو به گسترش بود. شاخص ها همه مثبت بود و چشم انداز روشنی در کشور وجود داشت، امروز که چشم انداز منفی است و اقتصاد تخریب شده، برای اینها حتماً رئیس جمهوری با اختیارات بالاتری می خواهیم و این از ضرورت های کار بعد از آقای احمدی نژاد است برای اینکه این تخریب را بالاخره باید جوری به سامان رساند و این رئیس جمهوری اختیارات بالایی می خواهد که حداقل اش اینکه بتواند صدا و سیما را همراه کند بنابراین اگر این طور نباشد مشکل است ولی اینکه خاتمی به خاطر این مساله بیاید یا نه، فقط این مساله نیست. به نظر من، آقای خاتمی مجموعه این مسائل را سبک سنگین می کند و تصمیم نهایی اش را می گیرد یعنی اقتصاد، سیاست، سیاست خارجی، روابط با نظامیان سیاست زده، بحث های امنیتی و آن وقت تصمیم می گیرد. اینها یعنی همه چیز. این است که می گویم آقای خاتمی اگر بیاید، یعنی ایثار می کند.
¦بحث هایی که درباره اصولگرایان و ائتلاف با برخی اصولگرایان مطرح می شود را چگونه ارزیابی می کنید. آیا اصلاً احتمال ائتلاف اصلاح طلبان با برخی چهره های اصولگرا هست؟
هر کس که صراحتاً قتل های زنجیره ای را در کشور محکوم نکرده، نمی تواند اسم خود را اصولگرا بگذارد. چون در دین ما قتل یک آدم بی گناه مثل قتل همه انسان هاست این اصل اساسی دین ماست، اگر کسی این را نکرد اصلاً نباید اسم خود را اصولگرا بگذارد. از همین جا هم شروع می کنم. اصولگرایان ما امتحان خود را در مقابل مردم پس داده اند. اینها در انتخابات گذشته، همه با دستوری کنار رفتند. بنابراین اصلاً مشخص نیست که اینها بیایند یا نه چون به همان دلایلی که کنار رفتند، ممکن است دوباره از میدان رقابت خارج شدند. به نظر من تمام این بازی برای این است که خاتمی را از آمدن منصرف کنند والا معنا ندارد. نامزدهای اصولگرایان کسانی هستند که رای ندارند و دفعه قبل ثابت شده که هر کدامشان چقدر رای دارند.
اینها مشخصاً حتی مقابل احمدی نژاد رای ندارند برای اینکه مردم اگر بخواهند به کسانی رای دهند که از این ارزش هایی که احمدی نژاد دفاع می کند، دفاع کنند که خب آقای احمدی نژاد از همه بهتر می تواند دفاع کند. اکثر مردم ما به این افراد و نگرش آنها پشت کرده اند. پشت کردند به افرادی که خود را قیم مردم می دانند، سابقه هر کدام از این آقایان نشان می دهد که در مواقع مختلف چه مواضعی می گیرند. شما قصه وبلاگ نویس ها را که در این مملکت فراموش نکرده اید؟ نامزدهایی از محافظه کاران بودند که با خروج زود یا دیرهنگاماز رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری نهم، زمینه پیروزی احمدی نژاد را فراهم کردند. آنها نمی توانند رقیب جدی احمدی نژاد در انتخابات دهم باشند.
¦پس با این اوصاف آن ایده وحدت ملی هم دیگر منتفی است چون اگر طرف خود کنترل نباشد و فرمانش دست خودش نباشد، نمی شود با او برای وحدت ملی مذاکره کرد.
بعضی نیروها هستند. من معتقدم اگر ناطق نوری در بحث وحدت ملی بیاید، روی خودش کنترل دارد.
¦آقای دکتر پس می فرمایید که آدم ها دو دسته اند: یا هویت و شخصیت مستقل دارند یا ندارند و ربطی به جناح سیاسی شان ندارد و اجازه شان دست خودشان نیست، پس با آنها سر چه چیزی مذاکره کنیم، بر سر هیچ چیز. در مجموع احمدی نژاد از بقیه چهره های طرح راستگرا اگر بهتر نباشد، بدتر نیست. آیا اگر آقای خاتمی نیاید صلاح در این است که هر کاندیدایی داشته باشیم این کاندیدا چه کسی است و اگر نه، آیا بهتر نیست از محافظه کاران استخوان دار مخالف احمدی نژاد که کشور را از لبه پرتگاه بیرون می آورند، حمایت شود؟
شما اول باید معلوم کنید که آیا بحث تان سهمی از قدرت داشتن و رسیدن به قدرت است؟
¦ما به عنوان روزنامه «سرمایه»، توقف روند تخریب کشور را می خواهیم.
شما بله. اما من به عنوان عضو یک حزب اصلاح طلب با مردم حرف هایی را زده ام و گفته ام که من خواسته هایی از نظام سیاسی و قدرت سیاسی دارم. هر کاندیدایی در حوزه سیاست حداقل هایی از این موارد را برای من روشن بکند. اول بررسی می کنم که ببینم این فرد توانایی اش را دارد یا نه، اولین اش این است که هر کسی بیاید باید بگوید با نظارت استصوابی مخالفم. حداقل این را در مقام نظر اعلام کند تا بتوانیم پشت سرش جمع شویم و بدانیم چه کار باید بکنیم.
¦گویا معتقدید به جز گروه های اصلاح طلبی که ما الان می شناسیم، امکان اینکه مثلاً جبهه مشارکت یا نیروهای اصلاح طلب جدی بتوانند با افرادی مثل ناطق نوری و ولایتی ائتلاف کنند، وجود ندارد. ببینید ما در شرایطی که آقای ناطق نوری، ولایتی و احمدی نژاد کاندیدا شوند، ترجیح می دهیم ناطق نوری برنده شود اما اینکه ما برویم برای ایشان تبلیغات کنیم این کار را نمی کنیم.
¦آن وقت تکلیف احزاب اصلاح طلب و کاندیداهای آنها در صورت نیامدن آقای خاتمی چیست؟ ما باید به ائتلاف برسیم.
¦و اگر نرسیدید؟
تکلیف ائتلاف مشخص است. ائتلاف هم باید روی کسی باشد که بدانیم حداقل هایی را دارد نه اینکه ضرورتاً پیروز باشیم. اگر بدانیم کسی حداقل رای را ندارد معرفی ایشان هم معنایی نخواهد داشت. ¦ اگر آقای خاتمی بیاید که مشخصاً ائتلاف روی ایشان است. بحث سر این است که اگر ایشان نیاید تکلیف اصلاح طلبان چیست؟
به نظر من همه احزاب اصلاح طلب باید این اختیار را داشته باشند که کاندیدای حزبی معرفی کنند و آن وقت بین اینها ببینیم کدامشان رای بیشتری می آورد.
¦بعد بین آنها یک نفر انتخاب می شود یا هر کسی با کاندیدای خودش.
ما در هر صورت باید به ائتلاف برسیم حالا با حکمیت، شورا، پارلمان، نظرسنجی، اصلاح طلب ها باید با یک مکانیسمی به ائتلاف برسند چرا که راه مقابله با احمدی نژاد ائتلاف است.
¦شما فکر می کنید اصلاح طلبان بتوانند در غیاب آقای خاتمی روی آقای کروبی به ائتلاف برسند؟ باید ببینیم نامزدهای دیگر چه کسانی هستند.
¦الان درحزب خودتان مشخص است که در صورت حضور نداشتن آقای خاتمی چه کسانی می آیند؟ ما هنوز تصمیمی نگرفته ایم.
¦در مورد اینکه چه کسانی می توانند بیایند چطور؟
راجع به اینکه چه کسانی می توانند صحبت کرده ایم.
¦آیا امکان اجماع یا تصمیم حزب مشارکت در مورد آقای کروبی وجود دارد؟
اگر اصلاح طلب ها در نقطه ای به ائتلاف برسند، ما از آن حمایت می کنیم.
¦مانعی برای ایشان نیست؟
طبیعی است که شما از کسی حمایت می کنید که حداقل رعایت حقوق شما را بکند.
¦شما که اینقدر روی ائتلاف تاکید دارید. فرض کنید سه یا چهار گروه جدی اصلاح طلب مثل سازمان کارگزاران و مشارکت و ... روی نامزد احتمالاً مکلایی- به جز این چند نفری که الان اعلام نامزدی کرده اند- می خواهند به توافق برسند. اگر مفروض بگیریم که در آن صورت آقای کروبی و احتمالاً آقای روحانی در صحنه خواهند بود کار درستی کرده ایم یا به رای شکستن کمک کرده ایم؟ اینجا دیگر آن قصه حضرت علی و بچه معنی می دهد یعنی مطمئن باشیم که طرف اصلاح طلب سه یا چهار نامزده است.
خب ما باید به ائتلاف برسیم. ما باید تمام تلاشمان را بکنیم که به ائتلاف برسیم.
¦از کجا تاکجا؟
تا آنجایی که بتوانیم برسیم به ائتلاف. حداقل در مشارکت برنامه ما این است که از تجربه ریاست جمهوری گذشته درسی که گرفتم در انتخابات شوراها و انتخابات مجلس ما پیش قدم ائتلاف بودیم. الان هم پیش قدم هستیم. ما به دنبال ائتلاف خواهیم بود. ائتلاف هم زمینه هایی دارد و حداقل اشتراکات این است که همدیگر را تخریب نکنیم. خب این اتفاق اگر بیفتد خیلی جلو می رویم.
¦در رابطه با جریان اخیر و مهمانان خارجی عالی رتبه ای که آقای خاتمی به یزد دعوت کردند نظرتان چیست. این اقدام چه اثر و تبعاتی دارد و آیا در سیاست خارجی می تواند تاثیری داشته باشد؟
واقعیت این است که سفرهای اخیر که به ایران انجام شده و مقاماتی که به ایران آمدند نشان داد که ایران ظرفیتی دارد که تمام قدرت های دنیا مایلند با ما همکاری کنند و از این پتانسیل باید برای اداره کشور استفاده شود. آقای خاتمی ثابت کرده که می تواند از این ظرفیت ها برای اداره و بهبود وضعیت کشور استفاده کند و در دوران خودش هم استفاده کرده. شما هم می دانید طبق آمار بالاترین آمار جذب سرمایه گذاری خارجی چه زمانی بوده، واقعیت این است که سیاست خارجی هنگامی ارزش دارد که در خدمت منافع ملی قرار گیرد و آنجایی مهم است که اثرات آن در زندگی مردم مشاهده شود.
ما دستاوردهای سیاست خارجی آقای خاتمی و همچنین آثار سیاست خارجی آقای احمدی نژاد را در زندگی مردم دیدیم مثلاً در شش شهر مترو آماده نصب است اما به دلیل تحریم نمی توانیم متروی این شهرها را راه بیندازیم یعنی مردم الان در شش شهر بزرگ کشور مثل اصفهان، مشهد، کرج، اهواز و... به دلیل تحریم ها مشکل جدی ترافیک دارند و بخشی از این مشکل قابل حل است. استقبال گرم مقامات و دیپلمات های ارشد خارجی از دعوت آقای خاتمی نشان داد ما اگر بخواهیم با دنیا زندگی کنیم، دنیا هم مایل است با ما زندگی کند ولی اگر ما بخواهیم سنگ اندازی کنیم، خب آنها هم با ما مشکل دارند.
¦آقای دکتر، نکته اینجاست که علاقه مندی دولت نهم برای حل و فصل مسائل اش با آمریکا خیلی بیشتر از دولت خاتمی است.
برای اینکه دولت تدبیر و اصولی در سیاست خارجی ندارد به نظر من حتی همین خواسته های دولت احمدی نژاد در سیاست خارجی می توانست با معیارهایی مطرح و اجرایی شود که این همه هزینه برای مردم نداشته باشد.
¦با توجه به حرف های خودتان و چشم اندازی که قبلاً درخصوص وضعیت اقتصادی کشور گفتید و کاهش درآمدهای نفتی با این حال پس جای امیدواری هست که اگر چهره ای مقبول در عرصه داخلی و بین المللی سرکار بیابد، می توان روند تخریب موجود را متوقف کرد.
الان در سیاست خارجی هر کس بیاید حتماً نقش مثبت تری نسبت به احمدی نژاد خواهد داشت و این قضیه با سیاست داخلی فرق می کند ما الان شخصیتی مقبول تر از آقای خاتمی در سطح جهانی نداریم یعنی خصلت آقای خاتمی این است که هم در ایران محبوب است و هم در سطح جهان اعتبار دارد و این دو تا می تواند حل کننده بسیاری از مشکلات ما باشد.
¦ آقای میردامادی نظرشان این بود که آقای خاتمی در جریان وزارت اطلاعات نشان داده که می تواند با نیروهای امنیتی به صورت معقول برخورد کند. فکر می کنید سر مساله حضور سپاه در عرصه اقتصادی کشور هم آیا تکرار چنین مسائلی ممکن است؟
برخی نظامیان سیاست زده متوجه شده اند که سیاستمداران از آنها طی این دو سه ساله سوءاستفاده کرده اند و امروز اکثر آنها ترجیح می دهند در درون پادگان به وظایف اصلی شان بپردازند زیرا در آن صورت هم بین مردم محبوب ترند و هم توانایی تصمیم سازی بیشتری دارند . آنها فراموش نکرده اند آقای ذوالقدر اوایل روی کارآمدن دولت نهم مصاحبه کرد و گفت که روی کارآمدن دولت آقای احمدی نژاد نتیجه یک عملیات چندلایه پیچیده است.
اما اینگونه ذوالقدر را برکنار کردند و فرصت استعفا هم به او ندادند یا از نیروهای امنیتی آقای پورمحمدی را آنگونه برکنار کردند یا آقای نقدی را حتی در ستاد قاچاق کالا هم نپذیرفتند یا آقای افشار را با همه زحماتش اینجوری برخورد کردند.
نظامیان سیاست زده دیگر این اعمال را می بینند که سیاستمدارانی برای به قدرت رسیدن از آنها سوءاستفاده می کنند و بعد بیرونشان می کنند. ما با خیلی از فرماندهان زمان جنگ هم آشنایی داریم و رفقای نزدیک ما هستند و می دانیم نگرانی هایشان چیست. | مرجع : سرمایه | |
|
| | |