|
|
|
چند خط قرمز قانونی مروری بر ستون «طنز» روزنامه ها |
|
|
کد مطلب : 31653
|
23 شهريور 1388 ساعت 11:39
|
|
| مروری بر ستون طنز روزنامه های امروز 23/6/88:
روزنامه جام جم کارتون زیر را منتشر کرده است: 
شهرام شکیبا با عنوان "دستاورد بزرگ در خبر نوشته است: از بس دوستان در روابط عمومی وزارتخانهها جوابیه میفرستند برای روزنامه «خبر» عنقریب باید یک چیزی به قاعده نیازمندیهای «همشهری» بگذاریم لای روزنامه، اسمش را هم بگذاریم «جوابیهها»! فقط عیب کار این است که روزنامهمان میشود عینهو ساندویچ کالباس دو نونه.
... بگذریم. جناب آقای سیدضیاءالدین نورالدینی، روابط عمومی محترم وزارت نفت درباره حضور مؤثر وزیر جدید نفت در جوابیهای به روزنامه فرمودهاند: «وزیر جدید نفت با حضور مؤثر خود در اجلاس یکصد و پنجاه و چهارمین اجلاس اوپک دستاوردهای مثبتی را برای این صنعت و کشورمان به ارمغان آورده است و ایران به عنوان نایبرئیس اوپک در این اجلاس انتخاب شده است.»
1- برای اینکه بگوییم یک چیزی مهم است، لازم نیست هی نامش را بیاوریم. چندبار مینویسید: «اجلاس»؟ «اجلاس یکصد و پنجاه و چهارمین اجلاس اوپک» یعنی چی؟ فارسی را پاس بدارید. اگر ندارید به آقای میرسلیم میگما!
2- جهت اطلاع عرض میکنم که نایب رئیس اوپک از روی حروف A, B, C, D,... انتخاب میشود. این بخش انگلیسی (A, B, C, D,...) که نوشتم یک چیزی است شبیه الفبای خودمان. راستی شما قبلاً کجا کار میکردید؟
تکلیف بوئینگ حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری دیروز در گفتوگو با «فارس» خبر داد که تکلیف بوئینگهای اهدایی آمریکا در جلسه امروز هیأت دولت مشخص میشود.
من نمیدانم این همه تداخل در کارها برای چه صورت میگیرد. هیأت دولت فقط بگوید «آره» یا «نه»، تکلیف را وزارت راه خودش بهتر بلد است. هواپیما را بلند میکنند، میدهند دست خلبان که به تنهایی بزند زمین، همین. اینکه دیگر این همه جلسه نمیخواهد.
بدهی الهی اسفندیار رحیممشایی، اسلامشناس برجسته و رئیس دفتر ریاست جمهوری در مراسم تودیع و معارفه وزرای قدیم و جدید علوم در اظهاراتی کاملاً مرتبط با موضوع جلسه فرمودهاند: «نمیخواهم فلسفی صحبت کنم، ذوقی میگویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهراً خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید.»
1- اگر ممکن است یک قراری بگذاریم ایشان یک جلسه هم فلسفی حرف بزنند. چرا فقط اهل ذوق باید با صحبتهای ایشان حال کنند. فلاسفه هم گناه دارند. خیلی اخمو هستند، یک حالی هم به آنها بدهید لطفاً.
2- شما که دستتان توی کار است و اهل ذوقید لطفاً بفرمایید بدهی خداوند به خودش چقدر بود؟
3- آیا خداوند متعال با خودش خرده حساب هم داشته؟ اگر نداشته پس چرا علاوه بر آدمهای با قدر و قیمت بعضی آدمهای «دوزاری» مثل سران رژیمصهیونیستی را خلق کرده؟
آخرین جوک رئیسجمهور خبرگزاری «فارس» در گزارش حاشیههای مراسم تودیع و معارفه وزیر کشور که با حضور رئیسجمهور انجام شده آورده است که ایشان با ذکر خاطرهای موجبات شادی و فرح حضار را فراهم آورده و ادخال سرور ویژه کرده است.
رئیسجمهور: «یک روز مهمان داشتیم، بعد از غذا ژله آوردند. یکی گفت این ژله خیلی مقوی است و آن مهمان گفت اگر مقوی است چرا میلرزد.»
لطفاً جهت هماهنگی برای مراسم جشن و شادی و اعیاد مذهبی با آقای اسفندیار رحیممشایی، رئیس دفتر ریاست جمهوری تماس حاصل فرمایید.
محمود فرجامی نیز با در تهران امروز با تیتر "چند خط قرمز قانونی نوشته است: هيچ بعيد نيست كه بعضي از خوانندگان منوريل با خواندن شوخيهاي اخير ما با مسئولان روزنامه گمان كرده باشند كه واقعا ما براي طنزنويسي با محدوديت روبهرو هستيم و خداي نكرده يكطوري است كه هي ما مطلب مينويسيم و هي يكسري از برادران سانسورچي نشستهاند در ساختمان روزنامه و سر و ته مطالب را به ميل خودشان قيچي ميكنند. به حضور شما عرض كنيم كه هيچ اينطور نيست يعني اينطور هست كه يكسري از برادران سانسورچي نشستهاند در ساختمان روزنامه و سروته مطالب ما را قيچي ميكنند اما به هيچ وجه «به ميل خودشان» اين كار را نميكنند. آنها اگر چنين كاري ميكنند، خودسرانه نميكنند بلكه بنا به نص قانون يا دستور نهادهاي قانوني كار ميكنند. نكته اساسي ماجرا هم همينجاست كه يك عدهاي كه يك كارهايي ميكنند آيا خودسرانه ميكنند يا مطابق قانون و دستور؟ در حالت اول چنين اشخاصي ميشوند افراد ناشناس و در حالت دوم ميشوند مامور اجراي قانون (كه ممكن است معاون كلانتر* هم باشد!) و در مجموع هم نوع كار و شدت عملشان هم زياد مهم نيست.
به ديگران كاري ندارم اما دوستان مستقر در «تهرانامروز» دقيقا مطابق نص قانون و مهمتر از قانون، دستورالعملها، بخشنامهها، فكسها، نامهها و دستورات شفاهي نهادهاي قانوني عمل ميكنند كه همگي حافظ امنيت و دلسوز نظام هستند.
مطابق آخرين اطلاع ما تا اين لحظه در همينزمينه 22153 دستور مكتوب و 11253 دستور شفاهي از 956 نهاد قانوني مختلف (اعم از سياسي، امنيتي، نظامي، فرهنگي، ديپلماتيك، پزشكي، مردمي، شهرداري، تجاري، بازاريان، كسبهمحترم، صاحبان حرف و مشاغل و تمامي عزيزاني كه از راههاي دور و نزديك قدم رنجه فرموده...) به دست ما رسيده كه همگي دستهبندي و براي نظارت دقيق بر حركت روزنامه در چارچوبهاي قانوني از طرف همكاران فوقالذكر به مورد اجرا و ابلاغ گذاشته شدهاند.
اين موارد خط قرمزهاي ثانوي را مشخص ميكنند كه مازاد بر خط قرمزهاي اوليهاي هستند كه در قانون اساسي از آنها نام برده شده است. خوشبختانه نظر به شفافيت گردش آزاد اطلاعات بخشي از اين خط قرمزهاي ثانوي قابل انتشار براي عموم هستند كه در زير به برخي از آنها كه بيشتر به كار ما مربوط است، اشاره ميشود.
فهرست چند خط قرمز ثانوي كه بايد از شوخي با آنها پرهيز شود (تا ساعت 20:34 و 37 ثانيه يكشنبه 22 شهريور)
مسائل جنسي و زناشويي، تورم بالاي 30 درصد، صداوسيما، شيرخشك و دلايل ازدياد مصرف آن، طرقبه، فرار مغزها، 302، تكامل انواع داروين، آنجليناجولي، كازينو، ميرحسين موسوي، پاتايا، گم شدن 300 ميليارد تومان، ماجراي اخير بلوكه شدن يك ميليارد پاوند از داراييهاي ايران در انگليس، سبز، دزديده شدن امام موسي صدر توسط برادر مجاهد معمر قذافي، بركت دفع شدن طالبان براي مردم افغانستان، تانخورده، فروغ فرخزاد، فريدون فرخزاد، رستم فرخزاد، نيك براون، نمايش ترومن، انيميشن پرسپوليس (بدون ذكر عبارت «نگاه يكسويهنگر و ضدايراني...»)، فيروزآباد، محسن مخملباف، كوتوله، استاندارد، هاله، شو، شريعتمداري (مگر اينكه فقط به حسين شريعتمداري اشاره داشته باشد و آن هم به صورت كاملا مودب)، تحصن، افسردگي، نماينده فرح پهلوي در اردوي دانشجويان، نوشابه، حبيبالله عسكراولادي مسلمان، تشييع جنازه نمادين براي صدام در فلسطين، ترانههاي لسآنجلس و ايراني، تحريم، غالي، دختر 16 ساله، بزغاله، ميمون، نقل عبارات ادبي شبههدار حتي اگر از شعراي به نام كهن باشد مثل «سينه خواهم شرحه شرحه از فراق» يا «من و انكار شراب اين چه حكايت باشد» پانويس:
*- توضيح ضروري براي برادر سانسورچي: اين «مامور اجراي قانون؛ معاون كلانتر» يك شخصيت كارتوني بود كه زير ستاره حلبياش قلبي از طلا داشت و بنابراين هيچ ربطي به مسائل داخلي ندارد.
در گفت وشنود کیهان نیز می خوانیم: گفت: سران داخلي فتنه بدجوري با رسوايي روبرو شده اند.
گفتم: فكر نمي كردند كه مردم اينطور با صلابت و قدرت پاي ارزش هاي اسلام و انقلاب ايستاده باشند.
گفت: اسناد به دست آمده و اعتراف متهمان در دادگاه نشان مي دهد كه خاتمي و موسوي روي حمايت آمريكا خيلي حساب باز كرده بودند و تصور مي كردند كه مردم با قمپز اسرائيل و تهديد آمريكا از آرمان هاي انقلاب دست مي كشند و به طرف خاتمي و موسوي مي روند.
گفتم: آخه اينها كه 30 سال در ايران زندگي كرده اند بايد مردم را مي شناختند!
گفت: كساني كه در قصرهاي اشرافي زندگي كرده اند، از مردم شناختي ندارند.
گفتم: از شخصي پرسيدند پطروس كي بود؟ يارو گفت؛ پطروس يك دهقان فداكار بود كه وقتي گرگ به گوسفندانش حمله كرد، پيرهنش رو آتيش زد و انگشتشو كرد توي چشم راننده قطار!
| | |
|
| | |