داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

میرحسین در دایره اصلاح طلبان یا خارج از آن؟

دکتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده

کد مطلب : 20691 29 بهمن 1387 ساعت 14:23


تصور می شد که خاتمی با اعلام رسمی حضور در انتخابات تا اندازه ای تکلیف قضیه انفصالی؛ «یا من می آیم یا میرحسین موسوی»، را معلوم کرده باشد و دیگر خبری از ورود موسوی به عرصه انتخابات شنیده نشود، اما ظواهر امر چیزی خلاف این را نشان می دهد. روزنامه اعتماد ملی با تیتر درشت «حضور موسوی جدی تر شد» در صفحه اول خود خبری تازه را به گوش می رساند که نمی توان به آن بی توجه بود. 

روزنامه اعتماد ملی خبر ورود جدی موسوی به عرصه انتخابات را نه از منبع معلوم بلکه بر اساس شواهد گزارش داده است و تنها به بیان این خبر نیز اکتفا نکرده، بلکه آن را دستمایه خود برای گزارش کوتاهی از حرف و حدیث های چند ماه گذشته کرده است.
 
آنچه که در این گزارش پیدا است لحن منتقدانه اما با احتیاط نسبت به عملکرد این چند ماه آقای خاتمی است. بنابر این گزارش، آقای خاتمی نه تنها به پیشنهاد شورای حکمیت آقای کروبی وقعی ننهاده، حتی به آن قضیه انفصالی اش چندان پایبند نبوده و به میرحسین موسوی فرصتی برای «تصمیم شفاف» نداد و «بدين‌ترتيب و بدون توجه به محتوای مذاکرات خود با ميرحسين، ۲۰ بهمن‌ماه اعلا‌م نامزدی کرد!» 

به نظر می رسد که این روزنامه در راستای سخنان کروبی عمل می کند که گفته بود؛ «به روزنامه اعتماد ملی تاکيد خواهد کرد اخبار و تحليل‌های ياران موسوی را منتشر کنند و در عين رفاقت با يکديگر رفتار کنند». 

همین خبر و دیگر اخبار و تحلیل ها نیز گویای دنباله روی از همین جهت گیری بوده است که یادداشت دکتر سید علی رضا بهشتی، از نزدیکان آقای موسوی، در میان آنها دیده می شود. گزارش اعتماد ملی قبل از هر چیز این مسئله را پیش می کشد که در اردوگاه چه  در حال وقوع است و ورای خوش و بشهای ظاهری در این اردوگاه چه می گذرد؟ در وهله نخست، دو گزینه در این مورد محتمل به نظر می رسد. 

الف- گزینه اول بر اساس قرابت و نزدیکی خاتمی با موسوی قابل بررسی است. این مبنایی است که در نوشته کسانی دیده می شود که برگرد خاتمی جمع شده اند که با شعار یاران خاتمی تا اندازه ای مشوقان اصلی وی برای حضورش در انتخابات بوده اند. دو یادداشت از سایت رسمی جبهه مشارکت با عناوین؛ «خاتمي نيازي به بازي با کارت موسوي ندارد» و «الزام به وحدت براي پيشبرد اصلاحات» نمونه ای از این دیدگاه هستند. 

نکته برجسته و کاملا مشهود در این دیدگاه تاکید بر تشابه بین خاتمی و موسوی است. هر چند که همراه با این تاکید اشاره ای نیز به وجود «دیدگاه خاص» موسوی شده اما آنقدر اشاره ضعیف بیان شده که گویا موسوی فقط تالی تلوی از خاتمی است و نه چیزی دیگر. در واقع، یک نوع برج عاج نشینی است که باعث شده تا با نگاهی از بالا و اندک دیدن اختلاف، موسوی تنها تحت ردای خاتمی دیده شود و حتی ورود وی به انتخابات در جهت تقویت و تایید خاتمی نگریسته شود. 

ب- دیدگاه دوم همانی است که اکنون بر زبان ارگان حزب اعتماد ملی جاری است. این دیدگاه درست برخلاف دیدگاه نخست به اختلافات توجه دارد. بنابر این دیدگاه، موسوی در هیبت فردی دیده می شود که برای حضور خود در کسوت ریاست جمهوری اصول و برنامه های خاص خود را دارد و در این جهت است که قصد حضوری جدی در رقابتهای گرم انتخاباتی دارد. این دیدگاه به دور از هر خودباختگی به شخص خاصی برای موسوی جایگاه خودش را قائل است که بر اساس آن، حضور وی در انتخابات را مغتنم و محترم می داند. سخنان آقای گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی، منعکس کننده این دیدگاه است که سه شخصیت؛ کروبی، خاتمی و موسوی را در عرض یکدیگر دانسته است نه آن که همانند دیدگاه نخست در طول یکدیگر و تحت سایه خاتمی دیده شوند. 

وجه مشترک این دو دیدگاه معرفی موسوی به عنوان یکی از چهره های اردوگاه اصلاح طلب است، فرضی که جای تردید و تامل دارد. خانم کولایی با استناد به عدم بی تفاوتی موسوی نسبت به مسائل کشور چنین حکم می کند؛ «ترديدي نيست مهندس موسوي همراه با جريان اصلاحات قرار دارد». تقسیم بندی خودی و غیر خودی باعث شده تا موسوی را در اردوی خود قرار دهد و حتی تردیدی نیز نداشته باشد. اما برخی نشانه ها از امر دیگری حکایت می کنند.
 
سخنان دکتر بهشتی که شهرت به قرابت با موسوی دارد، یکی از این شواهد است. ایشان با اشاره صریح به ماندن موسوی در عرصه انتخابات آن را با عبارت؛ «حضور موثر، مستقل و فعالانه» بیان کرده است. این عبارت به خوبی گویای دیدگاه دیگری است که به سوی امری فراتر از حلقه اردوگاهی اصلاح طلبان نظر دارد که به گفته وی؛ «دیدگاهی فراتر از رقابتهای رایج عرصه سیاست ورزی» است. مرکز ثقل این دیدگاه را می توان در آنچیزی دانست که دکتر بهشتی به عنوان «تغییر کانون توجه رأی دهندگان از افراد به مواضع» ذکر کرده است. چنین مرکز ثقلی درست در نقطه نقیض با دیدگاه نخست است که با پنهان شدن در زیر نقاب شخص همواره از تبیین مواضع طفره رفته است. 

سخنان شخص میر حسین موسوی در باره ضرورت بازگشت به انقلاب اسلامی در جهت چنین دیدگاهی قابل بررسی است. میر حسین بعد از 22 بهمن و در سخنرانی برای جمعی از دانشجویان، با نگاهی گذرا جریان سی ساله گذشته را مرور کرده و با بیان نقادانه ای لزوم بازگشت به «گفتمان انقلاب» را مطرح کرده است. 

مواردی چون؛ بالا بردن قدرت در جهان اسلام و سطح جهان، واقع بینی در تقابل با آمریکا و به خصوص توجه مبنایی به دهه اول انقلاب در سخنان موسوی به خوبی دیدگاه مستقل وی را نشان می دهد که نه تنها نشان دهنده اختلاف اندک با آرمانگرایی های اصلاح طلبانه نیست بلکه به روشنی گویای استقلال نظری از آن اردوگاه است. با جدایی از تقسیم بندی های متداول اصلاح طلبان و اصولگرایان است که می توان نگاهی روشن به دیدگاه های موسوی و نزدیکان وی داشت، دیدگاهی که این جریان را در فراسوی دو اردوگاه و در جهت حفظ میراث دهه نخست انقلاب نشان می دهد.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين