انصافا هر جور که نگاه کنیم این درست نیست که ما اینجا هی از خودمان چیزی بنویسیم. اصلا شاید شما از قیافهی من و آقای خوشوقت و خانم یزدانی خوشتان نیاید و دوست نداشتهباشید درباره ما چیزی بدانید. البته بعید می دانم کسی از قیافهی خانم یزدانی خوشش نیاید، ولی به قول حکما و زندهیاد کرباسچی در دادگاه معروفش "فرض محال که محال نیست."
این است که باید به عقیده و آرای شما احترام گذاشت حتی اگر شما از قیافهی ما هم خوشتان نیاید... بله؛ زنده باد مخالف من... حتی زنده باد دشمن من... اصلا شما اگر یک طرف صورت من سیلی بزنید، من وظیفهی خودم می دانم که خم شوم تا یک اردنگی هم بزنید...
جانم؟... من دارم تبلیغات انتخاباتی می کنم؟!... یعنی به عقیدهی شما من، یعنی دکتر میم فه، انسان آزادهای که هنوز –علی رغم میل باطنیاش- حتی اعلام کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری هم نکردهاست؛ اینقدر حب جاه دنیا را دارم؟... آنهم دنیایی که همهاش چرک کف دست است...
خب اشکالی ندارد. مظلومیت که شاخ و دم ندارد! ما مظلومیم و همیشه مظلوم خواهیم ماند. چه میشود کرد؟ به قول معروف گلیم بخت کسی را که با تار و پود سیاه ببافند با آب زمزم هم سفید نمیشود. دیگر ما که از آقای خاتمی بزرگتر نیستیم. بنده خدا هشت سال رئیس جمهور بود ولی مظلوم هم بود. سید مظلوم... رئیس جمهور مظلوم... تدارکاتچی مظلوم... کاندیدای مظلوم... آی الهی بمیرم برای همه مظلومهای عالم، پیش از همه: خودم!
بله داشتم عرض میکردم. ممکن است شما صرفا برای مرور طنزآمیز خبرها به اینجا بیایید. پس بهتر است من هی از خودم و خودمان و ریاستجمهوریمان ننویسم و یکراست(!) برویم سر اصل مطلب تا شما خودتان به این نتیجه برسید که آنطرفها هم همچین خبری از حلوا حلوا نیست:
1- میرحسین موسوی آمد. در حالی که کمتر از سه ماه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مانده موسوی رسما اعلام کاندیداتوری کرد. برخی خبرها حاکی از انصراف خاتمی است اما همهی خبرها حاکی از گیچ شدن همهی اصلاحطلبان است. نخست وزیر عزیز دوران جنگ که به قول خودش و طرفدارانش نباید نحوهی اداره کشور در دوران جنگ ملاک ارزیابی برنامههای وی باشد، هنوز برنامهای ارائه نداده است. اما در مورد وی ما این اطلاعات ذیقیمت را داریم: 1- نخست وزیر بوده. 2- رئیس جمهور نبوده. 3- نقاشی میکشد. 4- این سالها هیچ فعالیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نداشته است. 5- شوهر زهرا رهنورد است. 6- ریش دارد ولی بدتیپ هم نیست. 7- مذکر است. 8- طرفدار اقتصاد دولتی بوده ولی الان می گویند نیست ولی با اقتصاد باز و خصوصی هم چندان موافق نیست. 9- فارسی صحبت میکند.
2- هاشمی رفسنجانی باز هم رئیس مجلس خبرگان شد. هاشمی که در سفر عراق مورد سو قصد جانی نیز قرار گرفته بود پس از بازگشت به ایران مورد سو قصد حیثیتی هم قرار گرفت. اما او با رای قاطع و با فاصله بسیار زیاد از نفرات بعدی – به خصوص شیخ محمد یزدی- رئیس شد. خبرها حاکی از انتشار بوی شدید سوختگی در مناطق مرکزی شهر است که مخلوطی از گوشت، روغن، دنبه، پنبه، پشم و چرم با حرارت بالا در آنها قابل تشخیص است.
3- ایران نایب قهرمان جام کشتی شد. تیم کشتی ایران که فقط یک عطسه با قهرمانی جام کشتی فاصله داشت پس از حضور دکتراحمدینژاد در سالن دوم شد. پیش از این گمان می شد رئیس جمهور فقط در رشته فوتبال سررشته دارد!
4- مجلس و عدهای ازاقتصاددانها جلوی تنها طرح اقتصادی درست و حسابی دولت احمدینژاد را گرفتند. طرح هدفمند کردن یارانهها که در بودجهی سال آینده گذاشته شده بود و طی آن میرفت تا یک بار برای همیشه یارانههای دولتی از انرژی حذف شود، معلق شد. بنابراین سال آینده هم همچنان هموطنان گرامی میتوانند با خیال راحت برای هر حمام روزانه، 45 دقیقه شیر دوش آب را باز بگذارند، از آب گرمکنهای گازی دائما روشن استفاده کنند، پدر بابابرقی را درآورند...
5- یک مرد 56 ساله عرب با یک دختر 8 ساله ازدواج کرد. این خبر بدون تفسیر است و مشتاقان برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانند به خود عروسخانم مراجعه کنند. (البته مواظب باشید گیر آقا دامادِ نیزه به دست نیفتید که الشهرام والبهرام سرش نمیشود!)
6- روزنامه جمهوری اسلامی خبر از تعطیلی یک کارخانه روغن نباتی در اردبیل، 25 روز پس از راهاندازی آن داد. اردبیل تنها استانی بوده است که افتخار استانداری احمدینژاد را داشته است. محرابیان وزیر صنایع -که بنا به اظهارات مدافعانش در روز اخذ رای اعتماد در مجلس، هم جبهه رفته بوده و هم مدت زیادی امریه سربازی در استانداری راداشته!- نیز در همین استان به کارآموزی در صنایع مشغول بوده است.
عکس و مکث و بحث
این لوگوی انتخاباتی مهندس موسوی است. جالب است و بیش از هر چیز از آنجایی که به "گل و بلبل"ی بودن ممکلت ما اشاره دارد جالبانگیزتر است. نظر شما چیست؟