|
داخلی » يادداشت » سياسی
|
|
مشکل قالیباف همان قوت اوست سام رضویان |
|
|
کد مطلب : 2131
|
29 شهريور 1386 ساعت 10:48
|
|
| عضو راست و چپ نبودن، در ایران، ابتدای ضربه خوردن سیاسی است. برایناساس دو پناهگاه سیاسی در ایران وجود دارد که تو را از تخریب شدن مصون میدارد و از سوی دیگر اگر کار خوبی انجام دهی آن را درشت میکند؛ منطق "کار خوب فقط مال جناح ماست و کار بد تنها از جناح رقیب سر میزند" در ایران مهمترین منطق سیاسی است.
کسی که در قالب «راست و چپ» و «اصولی و اصلاحی» قابل قالب زدن نیست، براساس این منطق نه میتواند کار خوب انجام دهد، و نه امکان دارد که مورد تخریب قرار نگیرد؛ قالیباف به نظرم از آن شخصیتهای سیاسی است که نه از حمایت راستیها، برخوردار است، نه توپخانه مطبوعاتی چپ از او دفاع میکند. چون در قالب سیستم جناحزده ایران نه چپ حساب میشود و نه راست.
برایناساس چون نفعش به هیچ جناحی نمیرسد و ضررش به هر دو جناح میرسد، از طرف دو جناح حملات زیر را دریافت میکند:
1. قالیباف چون نه چپ است و نه راست حتماً یک «انسان مونتاژی» است. او سعی میکند یک مونتاژ سیاسی ایجاد کند. کار مونتاژ هم چون ایرانی است، فروش ندارد. 2. قالیباف چون نه چپ است و نه راست حتماً «پشت پا» میزند، چپها معتقدند در آینده به آنها «پشت پا» میزند و راستها تبلیغ میکند که به زودی آنها را «دور» خواهد زد. 3. قالیباف چون قالب چپ و راست ندارد، حتماً سیاست بلد نیست، چون آدم سیاسی بدون حامی خود را نمیگذارد، پس قالیباف چون حامی ندارد حتماً به زودی زمین خواهد خورد. 4. قالیباف چون نه چپ است و نه راست، حتماً با کس یا کسان دیگری مرتبط است که او را نگه داشتهاند؛ پس قالیباف حتماً خودش نیست. باید از او ترسید! 5. قالیباف چون نه چپی است و نه راستی، حتماً "اصولگرا" نیست، چون آدم اصولگرا حتماً "راستی" است. 6. قالیباف چون نه چپ را کامل قبول دارد و نه راست، حتماً "اصلاحطلب" هم نیست، چون آدم اصلاحطلب لابد و لاغیر "چپگرا" است و حتماً تندرو. 7. قالیباف چون نه چپ است و نه راست؛ حتماً ضد "آزادی" است؛ آدم آزادیطلب حتماً باید "لیبرال" باشد و ضدحکومت و مشکلدار با انقلاب؛ 8. قالیباف چون نه چپگرا است و نه راستگرا؛ حتماً ضد "عدالت" هم هست، آدم عدالتورز حتماً باید ضدنخبه، ضدتوسعه» و پولپخشکن باشد. 9. قالیباف چون چپ و راست را قبول ندارد؛ پس اصالت سیاسی ندارد، آدم "اصیل" حتماً یا در جناح راست صندلی دارد و یا در جناح چپ ریشه. آدم بیصندلی را ارثی، اصالت ندارد.
***
با همه این تحلیلها که از دو طرف ارائه میشود، به نظرم هیچکدام از اتفاقاتی که تابهحال برای قالیباف افتاده هرچند عجیب به نظر میرسد؛ اما عجیب نیست:
1. در انتخابات نهم اگر قالیباف راست بود، کسی نمیگفت: رجل سیاسی نیست و کسی نامه نمینوشت که شورای نگهبان باید قالیباف را ردصلاحیت کند و کسی فریاد نمیزد که قالیباف جزء اصولگرایان نیست؛ 2. درهمان انتخابات اگر قالیباف چپ بود، اصلاً صدای پای نظامیگری نمیآمد؛ میلیتاریسم حمله نمیکرد و روزنامههای مشارکتی خط اقتدارگرایی را توضیح نمیدادند. 3. اگر به جای قالیباف یک نفر چپگرا به احترام ملت لباس نظامی را درمیآورد؛ از سپاه استعفاء میداد و بعد کاندیدای ریاست جمهوری میشد؛ رفتارش خیلی رفتار مدنی و دموکراتیک بود و باید اینهمه اخلاق مردمسالار ارج میدید. اما قالیباف چپ نبود... 4. اگر به جای قالیباف یک نفر راستگرا نیروی انتظامی را به پلیس تبدیل کردهبود؛ 110 راه انداختهبود و امنیت شرق کشور را برقرار کردهبود، حتما باید خیلی مقدس میشد، سوابق جبههاش با عکس شهدا چاپ میشد، و یاران شهیدش به حمایتش میآمدند، اما قالیباف، راست نبود. 5. فرض کنیم به جای قالیباف، کس دیگری شهردار بود، حتماً تلویزیون به جای چالهها و موشهای تهران؛ یک میلیون تن آسفالت را که کف اتوبانهای تهران ریخته شده، پخش میکرد. 6. فرض کنیم به جای قالیباف کس دیگری مثلاً یک اصلاحطلب اعلام کردهبود که از مطبوعات شکایت نمیکند، حتماً مطبوعات تا مدتها این حرکت اخلاقی و فرهنگی را فراموش نمیکردند و منظر توسعه و جامعه مدنی آن را توضیح میدادند. 7. فرض کنیم به جای قالیباف کس دیگری در طی یک سال30 تا پل و زیرگذر در تهران زدهبود، آن وقت تلویزیون حتماً به جای 2000 درخت که در پروژه لویزان قطع شدهبود، 12000 درخت را قطعشده اعلام نمیکرد و روزنامههای چپگرا حتماً برای چند اصله درخت که در دوره کرباسچی دهبرابرش هم قطع شدهبود، عزای عمومی اعلام نمیکردند و برای اولینبار هم چپ و هم راست یک نفر را نقد نمیکردند (تا به حال دیده بودید که «صداوسیما و مطبوعات که حتی در مورد منافع ملی توافق ندارند، در یک حرکت سیاسی داخلیهمداستان شوند؟ به نظرم یک رکورد است؛ همسویی مطبوعات شبهاصلاحطلب و صداوسیمای مثلاً اصولگرا) 8. اگر به جای قالیباف، علیآبادی شهردار میشد، جلوی BRT سد نمیشد، تلویزیون رضایت مردم را پخش میکرد، و وزارت کشور ناگهان افغانیها را اخراج نمیکرد و سهمیه بنزین خدمات شهری دچار مشکل نمیشد؛ ولی قالیباف شهردار شد. 9. اگر به جای قالیباف، کرباسچی شهردار بود؛ شهرداری از طرف مطبوعات حمایت میشد، روشنفکران در مورد ابعاد زیاد توسعه در شهر مقاله مینوشتند، دانشگاهیان از شهروندمداری شهرداری دفاع میکردند. دفتر تحکیم از مظالم محافظهکاران به دستگاه دموکرات شهرداری انتقاد میکرد و برای دفاع از توسعه شهری میتینگ برگزار میکرد؛ ولی قالیباف شهردار شد. 10. اگر به جای قالیباف، یک عضو مؤتلفه چندین مسجد در تهران میساخت، محلههای فقیرنشین را بازسازی میکرد و زباله شهر را مکانیزه کرده بود، امروزه کدام هیأت مذهبی بود که به جانش دعا نمیکرد و کدام تجمع مذهبی که تا رگگردن از او دفاع؛ اما قالیباف شهردار شد. 11. اگر به جای قالیباف، در ماجرای انتخاب شهردار، مثلاً مظاهری قرار بود، با بقیه رقابت کند، آیا دولت این همه فشار میآورد؟ اما قالیباف، کاندیدا شد.
***
روشن است که مشکل قالیباف کجاست، نه چپ است و نه راست، و البته به نظرم اگر چپ بود و یا راست، قالیباف نبود؛ آدمی بود مثل همه سیاسیهای دیگر. اینکه قالیباف ماندهاست برخلاف آنچه به نظر میرسد، اتفاقاً همین وابسته نبودنش است. قالیباف اگر نیروی انتظامی را مدرن میکند و اگر در تهران کار میتواند بکند و اگر هر که انصاف دارد؛کارش را قبول دارد بهخاطر همین نه چپ و نه راست بودن است. "اصولگرای اصلاحطلب" بودن است و به نظرم باید هزینه این حرکتش را هم بدهد تا باز هم بماند و بتواند واقعاً کار کند.
| | |
|
| | |