علی اشرف فتحی در وبلاگ خود دیدارش از نمایشگاه قرآن را اینگونه توصیف کرده است:
به نمایشگاه قرآن که وارد می شوی، اولین چیزی که توجه تو را جلب می کند، آرامش و طمأنینه خاصی است که بر همه اجزای آن حاکم است. چنین آرامشی در فضای پراسترس شهری چون تهران، غنیمت بزرگی است که شاید تنها در سایه نام "قرآن" بشود به آن رسید. نمی خواهم نام این آرامش را "معنویت" بگذارم، اما نمی توان منکر شد که در چنین آرامش هایی راهی به سوی معنویت می شود پیدا کرد. در فضای داغ و خبرساز کنونی، دیدن و حس کردن این آرامش به صرف چند ساعت از وقت همه می ارزد.
مردم روزه داری را می بینی که پس از یک روز تحمل تشنگی و گرسنگی در این روزهای پایانی تابستان، به اینجا آمده اند تا بخرند و ببینند. شاید برای خیلی ها که به اینجا می آیند، گشتن در غرفه ها و دیدن محصولات قرآنی، نوعی تفریح معنوی و بی دردسر هم باشد. به همین دلیل، امسال هم فضای این نمایشگاه کمابیش به سال های قبل شبیه بود. از انتقادات به جا و نا به جا درباره کیفیت و تنوع محصولات عرضه شده که بگذری، می شود ذوق و شوق هزاران نفری را دید که در این ماه به اینجا می آیند و بخشی از وقت خود را صرف کتاب مقدس دینی خود می کنند. اینکه راضی برمی گردند یا نه، بحث دیگری است که لزوماً نمی شود نمایشگاه قرآن را به عدم کارآمدی و ارضای مخاطبان متهم کرد.
امسال هم در بیشتر غرفه ها می شد غلبه نرم افزارها و رسانه های رایانه ای و مدرن را بر رسانه های مکتوب و سنتی دید. این هم چیز عجیبی نیست. در کشوری که سرانه مطالعه آن بسیار پایین است، بسیار طبیعی خواهد بود تولیدکنندگان هم به سوی کتاب و مطبوعات نروند و جذابیت و سهولت نرم افزارهای رایانه ای را از دست ندهند.در این میان باز هم طبیعی خواهد بود که کودکان از اهداف اصلی این تولیدکنندگان باشند. بازی های رایانه ای مرتبط با موضوعات قرآنی و نرم افزارهای آموزشی ویژه کودکان از جذابیت های نمایشگاه امسال هم بود.
غربت کتاب و مطالعه را به راحتی می شود در فضای نمایشگاه حس کرد. البته نباید مسؤولین نمایشگاه را مقصر دانست، این پدیده همانگونه که اشاره شد، معلول غربت کتابخوانی در فرهنگ ما ایرانیان است. طبیعی است که امروزه هم بیش از پیش به سوی رسانه ها و محصولاتی برویم که خواسته ها و نیازهای ما را با سهولت و تنوع بیشتری در اختیار ما قرار می دهند.
البته این را هم نمی توان منکر شد که توجه بیش از حد به چنین فراورده هایی به کاهش سطح کیفی نمایشگاه منجر شده بود. بیشتر محصولات عرضه شده در غرفه ها مشابه هم بودند و دلربایی خاصی ایجاد نمی کردند. نمایشگاه بیشتر به فکر امور فانتزی و ظاهری بود و چندان اثری از جذابیت های خاص قرآنی و محصولات عمیق فکری نمی شد پیدا کرد. اما همین ویژگی به کمک نمایشگاه آمده بود تا آن را فارغ از مباحث پیچیده تفسیری و فنی، به یک تفریح معنوی آرامش بخش بدل کند. شاید خستگی روزه داران در ساعات پایانی روز بیش از هر چیزی سبب شده که نمایشگاه عملاً به فروشگاه بدل شود و از آنچه که در غرب به عنوان «نمایشگاه فرهنگی» می شناسیم دور شود.
یکی از خوبی ها و مزیت های نمایشگاه قرآن این است که می شود در آنها از فعالیت های قرآنی مؤسسات مختلف دولتی و خصوصی مطلع شد و به بررسی میزان بازدهی آنها پرداخت. پس نمایشگاه برای آدم های اهل فکر و پژوهش هم بی فایده نیست! خیلی خوب می شود دید که مؤسسات دولتی با وجود کمک ها و پشتیبانی های مالی فراوانی که در اختیار دارند، در بسیاری از اوقات در برابر مؤسسات و نهادهای خصوصی توفیق کمتری به دست آورده اند. یکنواختی موجود در فعالیت مؤسسات دولتی کاملاً مشهود است. همانگونه که تنوع موجود در فعالیت غرفه های وابسته به مؤسسات غیر دولتی نیز محسوس بود.
از دیگر صحنه های دیدنی نمایشگاه، مشاوره جوانان با روحانیون مستقر در آنجاست که صحنه های جالبی خلق می کند. مشتری چنین مشاوره هایی غالباً دختران و پسران جوان هستند که گرد میزهای مدور می نشینند و از دغدغه های خود با طلبه های جوان می گویند.
برخلاف دیگر نمایشگاه ها، برخورد با بازدیدکنندگان این نمایشگاه بسیار بهتر و قابل قبول تر است و سعی شده که امکانات لازم برای مراجعین فراهم شود. البته ماه رمضان و روزه دار بودن مردم را می توان عامل مهمی در شکل گیری چنین فضای آرام و مطلوبی دانست. در این میان امسال هم از بخش های دیدنی نمایشگاه، مشاهده مردم روزه داری بود که هنگام مغرب صف کشیده بودند تا افطاری ساده نمایشگاه را تهیه کرده و کنار خانواده و دوستان خود در آرامش مصلی افطار کنند. آرامش را می توان در چهره روزه دارانی که به اینجا می آیند به وضوح دید. آرامشی که شاید بیش از هر چیز معلول روزه داری و قرآن دوستی است.