داخلی  »  دريچه  »  سياسی

بار گناهان وزیر راه

«طنز» در مطبوعات

کد مطلب : 32545 9 مهر 1388 ساعت 10:53


نگاهی به ستون طنز روزنامه های پنج شنبه 9/7/1388: 

روزنامه مردمسالاری کارتون زیر را منتشر کرده است:

                  

ابراهیم رها با عنوان "اظهار نظر" در روزنامه اعتماد چنین نوشته است:
رسماً «نظر ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن»، شما اظهارنظرهاي اخير دوستان را ديدين؟ مثلاً بعد از تجمعات و اعتراضات گسترده در دانشگاه ها، دانشجويان کوي دانشگاه از بيخ تهديد شده اند که بلند نفس نکشند، سر شب شام بخورند، بروند دستشويي، مسواک بزنند، بخوابند. معاونت دانشجويي دانشگاه تهران در توضيح صدور اين اطلاعيه گفته؛ «اين اطلاعيه بنا به درخواست خانواده دانشجويان و همچنين ساکنان کوي دانشگاه منتشر شده است.» 

جل الخالق، من فکر مي کنم اين آقاي قمصري يکي از بهترين طنزنويسان مملکت است که تا حالا کشف نشده، يعني تصور کنيد که اطلاعيه يي بنا به درخواست خانواده دانشجويان صادر شده تا با دانشجويان برخورد جدي شود، اي طنزتو بخورم، يعني تصور کنيد اطلاعيه يي بنا به درخواست ساکنان کوي دانشگاه صادر شده تا با ساکنان کوي دانشگاه برخورد اساسي صورت گيرد، شما خوبي آقاي معاونت دانشجويي؟ عزيزان، وقتي که حرف مي زنيم، فکر هم بکنيم، ضرر که ندارد (آدم که نبايد فقط در زندان به فکر فرو برود، يا به فکر فرو ببرندش،) مسوول دانشگاه شريف هم حرف هاي مشابهي زده. مسوول دانشگاه خواجه نصير هم گفته دانشجوهاي ما به کيفيت غذا اعتراض داشته و تجمع کرده اند، بله عزيزم، من اطلاع دقيق دارم در روز 25 خرداد سه و نيم ميليون نفر به نپختن نخودهاي داخل آبگوشت شان اعتراض داشتند و به جاي آشپزخانه منزل شان آمده بودند وسط خيابان، اظهارنظر جالب ديگر مربوط به بازي داربي پرسپوليس - استقلال است. دوستان گفته اند با نماد سبز برخورد مي کنند (خدا به داد زمين چمن استاديوم برسد، احتمالاً شخمش مي زنند).
 
گفته اند دو تا قاضي هم آنجا گذاشته اند تا کار تسهيل شود. حرف حساب جواب ندارد. تصور کنيد قبلاً بايد طرف را مي گرفتند، زنداني مي کردند، کلي در کهريزک مي ماند، بعد اگر سالم بود بايد نوبت دادگاهش مي رسيد، بعد قاضي مي آمد... حالا دوستان آنقدر به فکر مردم هستند که تمام اين بوروکراسي دست و پاگير را حذف کرده اند. جداً بچه ها متشکريم، اظهارنظر اساسي ديگر اين است که يک آقاي سرداري گفته در راهپيمايي روز قدس دو ميليون نفر سبز شرکت کرده بودند که ساواکي و مجاهد خلق بودند. و بعد اضافه کرده سايه بني صدر روي سر اينها بوده است.
 
عزيز دل برادر اگر بعد 30 سال هنوز ساواک و بني صدر، فقط در تهران مي توانند دو ميليون نفر را بياورند کف خيابان پس يکي عبارت «ول معطل» را معني کند ما هم روشن بشويم، وزير مخابرات دولت بعد از نهم هم گويا گفته در واگذاري سهام مخابرات به سپاه کاره يي نبوده است. اي جان، مسووليت اين قضيه را رسماً خاله جان بنده به عهده گرفت، ولي اگر پس فردا مردمي که خطوط تلفن شان مشکل امنيتي پيدا کرده بود، آمدند و گفتند «خط ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن» ما مسووليت قبول نمي کنيم ها.

"بار گناهان وزیر راه" عنوان طنز شهرام شکیبا است در روزنامه خبر:
 گویا چند وقت پیش در برخی از سایت‌ها مطرح شده بود که وزیر راه یک مقاله علمی را کپی کرده و به نام خودش چاپ زده. لذا وزیر راه نامه داده و ماجرا را تکذیب کرده. دکتر حمید بهبهانی، وزیر راه و ترابری در این نامه نوشته: «متأسفانه هرچه پیشتر می‌رویم آنانی که خدمتگزاران خدوم این ملت را برنمی‌تابند و از سپیدترین سپیدها، سیاهی می‌سازند، دایره اتهاماتشان را روز به روز به این خدمتگزار کوچک مردم وسیع و وسیع‌تر می‌کنند.
 
اگرچه این نوع حملات به دور از انصاف و مردانگی است و مهمتر اینکه با اخلاق رسانه‌ای نیز هیچ‌گونه سازگاری ندارد، اما خدا را شاکرم که عزیزانی اینچنین، بار گناهان این بنده را به دوش می‌کشند.»

1- جالب است. ایشان واقعاً معتقد است که داریم پیش می‌رویم.

2- از عبارت «از سپیدترین سپیدها، سیاهی می‌سازند» می‌توان به اوج فروتنی، بی‌گناهی و معصومیت وزیر پی برد. من نمی‌دانم چرا بزرگان روحانی این جهان همواره اهل تضرع و فروتنی و استغفار بوده‌اند ولی بزرگان وزارت راه ایران خود را سپیدترین سپیدها می‌دانند.

3- اگر ممکن است یکی بگوید چطور می‌شود دایره اتهامات را به خدمتگزاران کوچک ملت وسیع و وسیع‌تر کرد؟ اساساً دایره اتهامات کجاست؟

4- بالاخره آقای وزیر، خدا را شاکر است یا کلاً شاکی است؟

5- از همه اینها گذشته، متن آقای دکتر بهبهانی بسیار انشای خوبی‌ است. پیشنهاد می‌کنم حتماً در روزنامه‌دیواری مدرسه از آن استفاده شود.

مهمان کرایه‌ای
در خبرهای دیدم که ژاپنی‌ها به دلیل دغدغه کاری زیاد در زندگی اجتماعی‌شان، معمولاً دوستان زیادی ندارند. لذا جشن‌های عروسی‌شان با کمبود مهمان مواجه است و داشتن دوست مهمان به نوعی اسباب تفاخر است. به همین علت یک شرکت ژاپنی مهمان برای مراسم عروسی کرایه می‌دهد.

خیلی‌ هم خبر عجیبی نیست. در همین کشور خودمان هم خرید و فروش آدم بسیار رایج است بالاخص فروش آن. البته آدم کرایه‌ای هم جهت شرایط خاص کم‌ گیر نمی‌آید. آدم کرایه‌ای داریم که از هر نظر جور 10 نفر را می‌کشد. مثلاً 10 نفر را در یک چشم به هم زدن، چنان می‌زند که درجا مننژیت می‌گیرند و می‌میرند.

بچه‌های خوب
نقوی: آقای محبی‌نیا حرکاتی برای اولین‌بار انجام می‌دهند که معلوم نیست که آیا به کلاس کاراته و تکواندو می‌روند یا...؟!

محبی‌نیا: اگر چشمتان مشکل دارد از عینک استفاده کنید!

لاریجانی: من اجازه طرح این موضوعات را اینجا نمی‌دهم.

نه، اشتباه نکنید. ماجرا در کلاس پنجم دبستان رخ نداده. کسی آدامس به موی همشاگردی‌اش نچسبانده و پونز زیر دیگری نگذاشته و با خودکار بیک‌، ماش به معلم پرت نکرده. محل این گفت‌وگوها مجلس شورای اسلامی است. نقوی نماینده ورامین، محبی‌نیا عضو هیأت‌رئیسه مجلس و نماینده میاندوآب و لاریجانی رئیس مجلس است، نه معلم کلاس. 

در ستون گفت و شنود کیهان نیز می خوانیم:
گفت: مجري يكي از تلويزيون هاي ماهواره اي متعلق به سلطنت طلب هاي فراري در لس آنجلس با حسرت اعلام كرد، خيلي به موسوي اميد بسته بوديم ولي.... 

گفتم: حيوونكي سلطنت طلب ها كه هر وقت به هركس اميد بستند، نشد كه نشد. 

گفت: همين گروه سلطنت طلب به آقا رضا ربع پهلوي انتقاد كرده كه چرا بي توجه به جو اسلامي ايران از مهندس موسوي حمايت كرده است. 

گفتم: شخصي به مادرش مي گفت من هم مثل پسر همسايه مون آرزو دارم يك قهرمان بشم ، مادرش پرسيد مگه پسر همسايه قهرمانه؟ و يارو گفت؛ آخه اون هم آرزو داشت قهرمان بشه! منظورم اينه كه آرزوي مشترك داشتيم!
 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين