به گزارش سرویس بین الملل فرارو، خانم "رولا خلف" تحلیلگر روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز، با توجه اختلاف اصلاح طلبان، نتیجه را پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری دانسته است.
مقاله را در زیر بخوانید:
رد كردن انتخابات رياست جمهوري آينده ايران ،به عنوان چيزي كه از دستاورد كمي برخوردار است، كار ساده اي است. زيرا در نهايت، كسي كه قدرت واقعي را در جمهوري اسلامي در اختيار دارد آيت اله علي خامنه اي رهبر عالي است، مردي كه در باره سرنوشت برنامه مورد مناقشه هسته اي ايران تصميم مي گيرد و هرگز نامزد انتخاباتي نمي شود.
ولي اين كه آيا محمود احمدي نژاد بار ديگر در انتخابات پيروز مي شود يا خير در اينجا شرح داده نمي شود. بسياري از دولت ها در سراسر جهان از شكست او توسط يك شخصيت ميانه رو تر استقبال خواهند كرد و برخي مي گويند هر كس ديگري بهتر از رييس جمهور تندرو كنوني خواهد بود.
انتخابات خرداد آينده بيش از اكثر انتخابات ديگر حائز اهميت است. ايران در آستانه رسيدن به نقطه غير قابل بازگشت در فعاليت هاي هسته اي خود در زماني مي باشد كه دولت جديد آمريكا مايل است با ايران گفت و گو كند. ولي آيا اصلاح طلبان ايران قادر هستند كنترل رياست جمهوري را بار ديگر به دست آورند؟
اين هفته ميدان نامزدهايي كه مي توانند پايگاه اصلاح طلبان را جذب كنند به طور خطرناكي پرچمعيت شده و سومين شخصيت برجسته وارد صحنه گرديده است. اگر اصلاح طلبان تا آخرين مهلت براي ثبت نام جهت نامزدي در پشت سر يك رهبر واحد متحد نشوند، اين خطر براي آنها وجود دارد كه پيروزي را به احمدي نژاد تقديم كنند.
اصلاح طلبان كه تحت رياست جمهوري محمد خاتمي از سال 1997 تا 2005 جنبشي براي تغيير را رهبري كردند، با وحشت نظاره گر رييس جمهور كنوني بوده اند، كسي كه احياي اعتبار بين المللي را كه توسط آنها صورت گرفته بود از بين برده و پايه يك اقتصاد ضعيف را در هم كوبيده است.
براي بسياري از اصلاح طلبان، پاسخ به اين مصيبت ايران، برگرداندن آقاي خاتمي است. اين روحاني آرام كه پيوسته به نظر مي رسيد ترويج "گفت وگوي تمدن ها" برايش راحت تر از حكومت كردن است، وقتي در قدرت بود ايام سختي را گذراند.
گر چه بسياري از ايرانيان از ناتواني وي در ايستادگي در برابر مخالفان خود در رژيم نوميد شدند ، ولي بسياري از دستياران خاتمي گمان دارند كه وي هنوز يكي از محبوب ترين شخصيت ها در ايران است و بنابراين احتمالا تنها كسي است كه مي تواند علاقه كافي براي مقابله با مسدود شدن آراء به رهبري آقاي احمدي نژاد ايجاد كند.
ولي خاتمي در اين رقابت تنها نيست. مهدي كروبي روحاني ديگري است كه حزب اصلاح طلب خود را تشكيل داد و در سال 2005 با احمدي نژاد به رقابت پرداخت، مصمم است بار ديگر به رقابت بپردازد.
ولي جالب تر از همه اضافه شدن اسم ميرحسين موسوي در اين هفته است ، اسمي كه تعداد معدودي از جوانان ايراني آن را خواهند شناخت ولي پدرها و مادرهايشان به آنها خواهند گفت كه در اداره اقتصاد كشور در طول جنگ هشت ساله با عراق، موفق بود.
آقاي موسوي الزاما يك اصلاح طلب نيست و مي تواند مورد توجه پايگاه محافظه كاران نيز قرار گيرد. موضوعي كه وي را در اردوگاه اصلاح طلبان قرار مي دهد آن است كه با ابراز تعجب بايد گفت بزرگ ترين حامي وي تا چندي پيش كسي جز آقاي خاتمي نبود كه قبل از اعلام نامزدي خود، وي را به نامزدي براي رياست جمهوري تشويق مي كرد.
اين كه چطور هر دو آنها نامزد شدند، يك راز است. يك دستيار خاتمي گفت كه اميدوار است "راهكاري براي رسيدن به اجماع و اين كه در نهايت يك نامزد به رقابت بپردازد، وجود داشته باشد ."
چنين كاري يك حركت عاقلانه خواهد بود. در صورتي كه نامزدهاي متعدد بخشي از يك راهبرد بزرگ تر بودند مي توانست مفهوم داشته باشد. نامزدها با به راه انداختن مبارزه انتخاباتي در سراسر كشور علاقه به شركت در انتخابات را به وجود خواهند آورد و خاطر نشان خواهند كرد كه دور دوم رياست جمهوري براي آقاي احمدي نژاد امري غير قابل اجتناب نيست.
ولي شايد هيچ راهبرد بزرگي وجود ندارد و شايد هر يك از سه سياستمدار از چشيدن طعم مبارزات به اندازه اي لذت ببرند كه به راه خود تا روز انتخابات اصرار ورزند. در آن صورت آراء اصلاح طلبان پراكنده خواهد شد ، كابوس اصلاح طلبان ادامه خواهد يافت و آقاي احمدي نژاد مستقيم به مسند رياست جمهوري باز گردانده خواهد شد.