داخلی  »  دريچه  »  سياسی

خواسته اکثر مردم مساوي در داربي بود

طنز در مطبوعات

کد مطلب : 32672 12 مهر 1388 ساعت 10:43


مروری بر ستون طنز روزنامه های یکشنبه 12/7/1388:


روزنامه جام جم

محسن ظريفيان 



روزنامه اعتماد> خواسته اکثر مردم مساوي در داربي بود
ابراهيم رها
ديروز ستون ما مثل حکايت آراي مردم در انتخابات شده بود، يعني به تدريج بخش هايي از آن را حذف کرده بودند تا اينکه آخر شب هيچي از آن نمانده بود،

براي آنکه بدانيد، من ديروز از دستاوردهاي سفر محمود احمدي نژاد رئيس دولتً بعد از نهم به نيويورک نوشته بودم که بالکل از بيخ بريدنش. البته تا آنجا که من اطلاع دارم اسم احمدي نژاد نه جزء مبطلات روزه است، نه در نماز شک ايجاد مي کند اما خب...

به همين دليل با کمي تاخير به دليل عدم حضور، امروز گزارش داربي پرسپوليس- استقلال را از منظري که معمولاً رسانه ها و خبرگزاري هاي اصولگرا به آن مي پردازند، برايتان مي نويسم تا به اين وسيله گامي بلند در افشاي ورزش وابسته و انگليسي فوتبال برداشته باشم؛

«جمعه 22 تن از برادران ارزشمدار ما در حالي که زمين سبز چمن سبز را زير گام هاي استوارشان لگدمال مي کردند به يک مصاف دوستانه و صميمي پرداختند. البته تيم پرسپوليس متاسفانه چند باري از جناح «چپ» حمله کرد که با تذکرات برادر کرانچار (گويا کرانچار مدتي در مقابل بعثي هاي صرب در جنگ صربستان با بقيه يوگسلاوي سابق مي جنگيده است،) اين مساله رفع شد تا باعث گمراهي هيچ کس نشود.

داور اين ديدار آقاي ترکي بود که اساساً داور ايراني از دستاوردهاي دولت ً بعد از نهم محسوب مي شود که او نيز همراه ساير برادران چمن «سبز» استاديوم را لگدمال کرده به واقع لگد محکمي بر دهان ياوه گويان و بي بي سي فارسي و وي او اي و امثالهم زد.

اما از آنجا که دشمن در کمين است از نيمه دوم عناصر نفوذي باعث شدند بازيکنان، دانشجويان دانشگاه تهران و شريف، ساکنان کوي دانشگاه، تظاهرکنندگان روز قدس و چندين ميليون نفر ديگر فريب بخورند و روند کار تغيير کند. آنها مسير بازي را به سمتي بردند که مي خواستند يکي از تيم ها برنده شود و در عملي شرم آور توي دروازه يکديگر توپ جا دادند. اين افراد معلوم الحال برخلاف خواسته مردم که خواهان تساوي دو تيم بودند و خود آقاي محصولي هم که آراي تماشاگران حاضر در استاديوم را شمرده بود و مي گفت 63 درصد به تساوي راي داده اند، مي خواستند بازي برنده داشته باشد، اما عزيزان ما با هوشياري وارد عمل شدند و کاري کردند که بازي مطابق آراي مردم به تساوي حماسي يک - يک بينجامد.

غيورمردان ما چنان وارد عمل شدند که در دقايق پاياني بازي دو تيم حتي اگر دروازه خالي پيش رويشان بود توپ استعماري و تفرقه افکن را راهي اوت مي کردند تا ميرحسين، خاتمي و کروبي را از اهداف خويش نا اميد سازند، هر چند که عده يي اغتشاشگر (دو يا دو نفر و نصفي) شعار دادند «توپ ما رو دزديدن / دارن باهاش پز مي دن»، اما مهم نتيجه است که حاصل شد و دست آقاي محصولي هم درد نکند که در برگزاري اين ديدار الگوي ما بود.


روزنامه خبر> سرنگونی هر نوع پرنده 
شکیبا، شهرام
  
یک اوضاع و احوال عجیبی شده. اول فقط هواپیماها می‌افتاد اما حالا یک طوری شده که گنجشک هم جرأت پرواز ندارد.

یک اوضاع و احوال عجیبی شده. اول فقط هواپیماها می‌افتاد اما حالا یک طوری شده که گنجشک هم جرأت پرواز ندارد. یک رفیقی داشتم که مرد عمل بود. دیروز دیدمش، خیلی آشفته و درهم. گفتم: «چیه؟ آشفته‌ای. نکنه از اهل عمل بریده‌ای و به اهل حرف پیوسته‌ای.» چون به هر حال در این مرز پرگهر جماعت یا هل عملند یا دائم حرفش را می‌زنند. طرف گفت: «نه داداش. ماجرا پیچیده‌تر از این حرفاس. پر پرواز رو ازمون گرفتن.» بعد شروع کرد به توضیح: «اولاً که دیگه پرهامون قدرت پرواز نداره، از بس که ناخالصی و هندونه گندیده و خون شتر و دمپایی ابری سوخته قاطی پر پرواز می‌کنن. ثانیاً آدم جرأت پرواز نداره. قبلاً می‌گفتیم اگه خیلی بالا بپریم ممکنه بخوریم به هواپیماهای در حال سقوط. الان دیگه پایینم نمی‌شه پرید، آدم می‌خوره به دکل برق.»

ماجرا از این قرار است که وزارت نیرو در سایت پرواز پاراگلایدر دکل برق نصب کرده و جماعت یا به‌کل تصادف می‌کنند و می‌میرند، یا به سیم‌ها گیر می‌کنند و «معلق بین‌الارض و السماء» می‌مانند و جیغ می‌زنند و داد می‌کشند و گوشت تنشان آب می‌شود.

اگر جماعت مرحمت کنند و روی باندهای فرودگاه هم دکل بزنند، بد نیست، اقلاً هواپیما قبل از پرش به سیم‌ گیر می‌کند. هواپیمایی که نپریده، سقوط نمی‌کند. همانجا درب و داغان می‌شود که خطرش کمتر است. آدم روی زمین باشد، بلایی سرش بیاید باز دستش به یک جایی بند است.

تبانی
مدتی است که بی‌ربط حرف زدن خیلی رایج شده. مثلاً جمعه پیش جماعت قرمز و آبی رفته بودند استادیوم. طبیعی بود که یا مثل همیشه به داور فحش بدهند یا به تیم مقابل و هوادارانش. اما در یک تصویر بی‌نظیر از وحدت یکصد هزار نفر یکصدا هر دو تا تیم را مورد «عنایت خاص» قرار دادند، این یعنی حرف و شعار بی‌ربط. آدم نصف روز وقت بگذارد برود استادیوم که با هواداران تیم مقابل همداستان شود و هر دو تیم را فحش بدهد؟ نوبر است.جماعت مدعی بودند که «تبانی» شده تا باز هم نتیجه مساوی باشد.

1- چرا باید تبانی شود؟ برای جلوگیری از چه؟ آشوب و درگیری؟

2- اگر جماعت آشوبگر باشند که کاری به نتیجه ندارند، آشوبشان را می‌کنند دیگر.

3- اگر این همه آشوبگر داریم، حالا که همه یک‌جا جمع بودند چرا دستگیرشان نکردند؟

4- اساساً چرا جماعت در استادیوم این‌قدر عصبانی هستند؟

5- اگر همه عصبانی‌ها با مساوی آرام می‌شوند، هر هفته 100 هزار نفر از معترض‌ها را ببرند استادیوم و جلوی‌شان مساوی کنند تا مملکت آرام شود. «حسین فلاح‌نژاد» عضو هیأت‌مدیره باشگاه پرسپولیس آب پاکی را روی دست همه ریخته و گفته است: «مگر می‌شود تبانی در داربی انجام بگیرد و خبرش از میان دو تیم به بیرون درز نکند؟!»

توضیحاً‌ عرض می‌کنم که بله. به تعداد تبانی‌هایی که تاکنون در جهان صورت گرفته و خبرش به بیرون درز نکرده، امکان تبانی وجود دارد. آمار تبانی‌های جهان که منتشر نمی‌شود. تبانی هم کار خوبی نیست که کسی جار بزند «آهای مردم ما تبانی کرده‌ایم!»

شکلات و مننژیت
دانشمندان انگلیسی متوجه شده‌اند که مصرف شکلات در کودکی، موجب بروز مشکلات رفتاری و جرم و جنایت در بزرگسالی می‌شود.

- «خانوم این‌قدر شکلات به این بچه نده مننژیت می‌گیره‌ها! 30 سال دیگه می‌بینی در اغتشاشات اخیر اون موقع‌ها یا توی کهریزک داره کتک می‌زنه، یا داره کتک می‌خوره که به هر حال منجر به مننژیت می‌شه.» 

روزنامه تهران امروز> جاي بهشت؛ جاي دوزخ
محمود فرجامی
اخبار و تصاويري از يک نمايشگاه که به تازگي از طرف يک نهاد مهم در قم برپا شده‌ حاکي از آن است که برپاکنندگان خوش‌ذوق نمايشگاه که قطعا راهنمايي مردم به راه راست را از وظايف خود مي‌دانند در دو بخش جداگانه، بهشت و جهنم و برخي محتويات آنها را به تصوير کشيده‌اند.
 
در بخش بهشت تصاوير مطبوعي از جناب دکتر احمدي‌نژاد را نمايش داده‌اند که اميدواريم گواراي وجودشان باشد و در بخش جهنم هم در کنار عروسک شيطان و مشعل آتش و گرز آهنين و ساير لوازمات شکنجه، تصوير چند نفر از سياستمداران ايراني و خارجي و به‌ويژه تصاوير سياه شده دو نفر از سياسيون طيف معترض را نشان داده‌اند که از نحوه سياه کردن آنها حتي جلبک‌ها هم قادر به تشخيص آنها هستند، اما من از ترس سانسورچي محترم «تهران‌امروز» جرات نوشتن اسم آنها را ندارم. 

اين برادر سانسورچي البته خير و صلاح ما را مي‌خواهد و مثل تمام بزرگ‌ترها و آقابالاسرهايي که بهتر از خود ما خير و صلاح ما را تشخيص مي‌دهند و آن‌را با قيف در حلق ما مي‌ريزند، اگر کاري مي‌کند که ما خوش‌مان نمي‌آيد در عوض حتما به نفع‌مان است،حتي اگر مساله با خير و صلاح و شر و ضرر خيلي بي‌ربط باشد.
 
مثلا روز پنج‌شنبه در محفل سازها، يکي از آنها که مثل من يادش رفته بود يک آوازخوان مشهور دهه 60 نامش چي بود، به کنسرت معروفي از او اشاره کرده بود که در آن غزل معروفي از سعدي را خواند و آن تصنيف به بخشي از همان شعر يعني «در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن...» معروف شد. جناب سانسورچي هم که چشمش به جان و بدن و سخن افتاده بلافاصله مصرع مذکور را حذف کرده و به اين ترتيب ما را به خير و صلاح و تهران‌امروز را به امنيت و ثبات کاري يک گام نزديک‌تر کرده و علاوه بر اينها به نگارنده يادآوري کرده خودش احترام خودش راداشته باشد و از نوشتن هر نوع مطلب بو و خاصيت‌داري خودداري کند. 

از اين رو ما هم از اشاره بيش از اين به نهاد برگزارکننده نمايشگاه در قم و همچنين افراد سياه شده بيش از اين اشاره نمي‌کنيم.

اما براي پربارتر شدن و اثرگذارتر شدن نمايشگاه چند پيشنهاد ارائه مي‌دهيم که اميدواريم مورد توجه قرار گيرد: 

1- براي زيباترشدن بخش بهشت علاوه بر عکس دلپذير جناب دکتر احمدي‌نژاد که خود برگزارکنندگان در بهشت‌شان قرار داده‌اند، عکس جمعي از ياران نزديک ايشان نظير مشايي، الهام، کردان، بذرپاش، رحيمي، بهبهاني، محرابيان و دانشجو هم در بخش مربوطه قرار داده شود چرا که از قديم گفته‌اند بهشت هم بدون دوستان خوش نمي‌گذرد. 

2- از آنجايي که همه ما مي‌دانيم در جهنم قرار است گناهکاران شکنجه شوند، چند تا ابزار شکنجه نظير سماور، قير، باتوم، سيخ، ميخ، سوهان، تلويزيون، سوسک، نوشابه، لنگه کفش، تهران‌امروز، گاز اشک‌آور، سوزن، فلفل، ساطور، سانسورچي و... در مکان مزبور قرار داده شود. 

3- مکان مجزا و مناسبي بين دوزخ و بهشت در نمايشگاه مربوطه به عنوان «برزخ» در نظر گرفته شود که افراد بلاتکليفي مثل (...)، (...)، (...) و حتي همين (...) خودمان در آنجا نمايش داده شوند. 

4- فقط به نمايش اکتفا نشود و براي تاثيرگذاري هرچه بيشتر از ميان بازديدکنندگان به قيد قرعه هر روز چند نفر انتخاب و در جلو به‌طور عملي بهشتي و جهنمي شدن روي آنان اعمال شود تا مايه تشويق و تحذير سايرين شوند. مثلا به کساني که بهشتي مي‌شوند شير و عسل و سهام عدالت و کيک زرد و سفرهاي ايرانگردي و ماموريت‌هاي برون‌مرزي و ميوه‌هاي وارداتي و سايپا و کف و هورا داده شود. روي جهنمي‌ها هم موارد غيراستاندارد اجرا شود! 

5- اين قبيل نمايشگاه‌ها را منحصر به شهر قم نکنند و ترتيبي داده شود تا مردم بقيه شهرهاي ايران هم از بازديد آنها مستفيض شوند. خصوصا اگر به تهران آمدند ما را بي‌خبر نگذارند. 


روزنامه کیهان> معركه! 
(گفت و شنود)

گفت: سران فتنه خجالت نمي كشند كه از كشته شدن برخي افراد در زندان ها خبر مي دهند و بعد معلوم مي شود كه همه آنها زنده اند و اصلاً بازداشت هم نشده بودند؟!
گفتم: از شتر پرسيدند چرا گردنت كج و كوله است؟ جواب داد؛ كجام درست و حسابي است كه گردنم باشه.
گفت: ولي كسي كه براي شخصيت خودش كمترين ارزشي قائل باشد حاضر نمي شود دروغ هايي به اين بزرگي بگويد و تهمت هايي به اين زشتي بزند.
گفتم: از كساني كه آشكارا در روز قدس به نفع رژيم جنايتكار اسرائيل شعار مي دهند چه انتظاري داري كه براي كينه توزي دشمنان اسلام و انقلاب و مردم ايران، خوراك تهيه نكنند؟!
گفت: موسوي در ختم يكي از همين افراد هم شركت كرده بود كه بعداً معلوم شد نه فقط زنده است و دستگير نشده بلكه از خانه فرار كرده بود و...!!
گفتم: يك معركه گير دوره گرد كه كار و بارش كساد شده بود، يك قبر قلابي در قبرستان درست كرد و ادعا كرد فرزندش مرده است و روي سنگ قبر نوشت: آرامگاه جوان ناكام، فرزند فلان معركه گير، آدرس محل معركه پدر اين مرحوم، ميدان فلان، خيابان فلان، كوچه فلان، پلاك فلان... علاقمندان بشتابند كه ممكن است جا گيرشان نيايد!!

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين