تهران در واپسين روزهاي هفته قبل شاهد آغاز مانور سه روزه امنيت و آرامش بود كه توسط كاركنان زحمت كش نيروي انتظامي به اجرا در آمد؛ امري كه دستمايه تامل كوتاهي در عملكرد نگارنده در كارنامه عملي اين نيروي خدوم شده است.
نقد عملكرد پليس در اجراي ماموريتها و مشاركت مردمي در شرايط بحران ازجمله مواردي بود كه فرمانده نيروي انتظامي تهران سردار رجبزاده آنها را اهداف اجراي اين رزمايش اعلام كرد. اين سخنان نيز انگيزه هاي مرا قوت بخشيد تا دست به نگارش اين نوشته انتقادی شده و در عين حال از آنجا كه به عنوان يك شهروند، مشاركت من نوعي نيز در اين مانور مد نظر عزيران برگزار كننده بوده امید است كاركنان غيور نیروی انتظامی آن را اگر نه در حد نقد مشفقانه دانستند دست کم به عنوان دردل یک شهروند که مشخصا در طول چند روز گذشته شاهد حضور عجیب و غریب این نیرو در خیابان بوده است، بپذیرند.
سايه پليس بر سر مردم يا برعكس؟
اگرچه مقدمتا بايد اذعان داشت عناصر خدوم نیروي انتظامي با وجود کمبود تجهیزات و شرایط سخت در طول سالهای پس از انقلاب با جانفشانی های متعدد شرایط را برای بزه کاران سخت کرده اند اما زمانی که بعضی از سخنان و مواردي از عملکرد اين نیرو را به خصوص در مناطقی که علاوه بر برخورد سخت پلیس ، تدبیر فرماندهی برای کنترل چالشهای امنيتي به شدت مورد نیاز است را می بینیم به ناچار مجبوریم اعتراف کنیم گه گاه رفتار مدبرانه و کارشناسانه فراموش شده و نهایتاً از تعابیر کارشناسانه صرفا برای توجیه تصمیمات و عملکرد های غیر کارشناسانه استفاده می شود و بدین ترتیب به راحتی فضا برای تبلیغات منفی علیه پلیس به عنوان یک نیروی خشن در هم کوبنده کور فراهم می شود.
سردار احمديمقدم فرمانده نيروي انتظامي در مراسم رژه و سان رزمايش امنيت و آرامش كه صبح روز پنجشنبه در بزرگراه آزادگان تهران آغاز شد،گفت: ايران در كانون بحرانيترين مناطق جهان قرار دارد اما در سايه نيروي انتظامي كشور به يك جزيره امن در يك ميدان ناپايدار، تبديل شده است.
بدون مقدمه این سوال مطرح می شود که آیا امنیت و آرامش در سایه نیروی انتظامی شکل گرفته یا برگرفته از فرهنگ اصیل ملت ایران در سایه خدا ترسی و تقواي عموم این مردم زجر کشیده است؟ در بهترين و البته واقع بينانه ترين حالت مي توان نيروي انتظامي را در رديف ساير نهادي هاي امنيتي كارگزار اراده عموم اين ملت مجاهد و جان بركف دانست.
آیا آقای احمدی مقدم از یاد برده اند این مردم چگونه سر از پا نشناخته در شرایط مختلف در عرصه حضور یافته اند و اين ملت -در جايي كه مسولان نظام جمهوری اسلامی در پاسخگويي به دشمنان ملت ظاهرا هيچ گونه تجهيزاتي نداشته اند- با حضور همه جانبه خود كمبود تجهيزات و بعضي از سوءمديريتها را پوشانده و كاري را كه يك دولت قوي بايد انجام دهد به دوش كشيده اند؟ صرف نظر ازنقش محوری فرهنگ و منش متعالی عموم این ملت باید در نظر داشت که امنیت به عنوان یک مولفه چند متغیری قطعا دستاورد بسیاری از نهادهای امنیتی و غیر امنیتی نظام بوده است. از این منظر مشخص خواهد شد که ادعای سایه بانی (برتری) نیروی انتظامی با توجه به حجم فعالیتهای سایر نهاد ها تا چه حد غیر کارشناسانه و غیر دقیق است. هیچ کس نمی تواند زحمات نیروی انتظامی را نادیده انگارد اما چنین اظهارت متبخترانه و غلوآميزی، که امیدواریم صرفا از عدم دقت در استفاده از کلمات توسط آقای احمدی مقدم به عنوان فرمانده ارشد نیروی انتظامی باشد، می تواند به راحتی تفاسیر متعدد نابجايی از خود به جا گذارد.
سردار احمديمقدم در بخش دیگری سخنان خود در بیان فلسفه رزمایش اخیر نیروی انتظامی می گوید: "رزمايش امنيت و آرامش پيامهاي مختلفي همچون آمادگي ماموران نيروي انتظامي، با رويكرد پيشگيري از جرائم داشته تا پليس زمينه و بستر وقوع جرم را درجامعه از بين ببرد."
چندي پيش بود كه اخبار شبكه يك تلويزيون از زاويه ديد دوربين مخفي قاچاق سوخت توسط ده ها اتومبيل در مرزهاي شرقي كشور را نشان مي داد. همچنين هنور خبر ربوده شدن 16 سرباز ايراني در مرزهاي شرقي كه هنوز هم از سرنوشت آنها اطلاع دقيقي در دست نيست هر ايراني را می آزرد.
اخباري از اين دست بسيارند كه براي اينكه نگارنده متهم به تزريق ياس به جامعه نشوم از بيان آنها معذورم. با مرور اين اخبار و نگاهي به رزمايش برگزار شده متاسفانه نمي توانيم رزمايش مذكور را چيزي بيشتر از آمادگي نيروي انتظامي در تهران بزرگ بدانيم.آيا ايران فقط تهران است؟!
در اين خصوص بسيار مي توان گفت و نوشت كه من به سهم خود خوانندگان محترم را به نوشته "چرا 16 سرباز ايراني ربوده شده اند؟" ارجاع مي دهم تا بخشي از مباحث را در آن مقال پيگيري نمايند.
پليس و پيشگيري
اما بخش ديگر سخنان سردار احمدي مقدم مربوط به بحث گسترده و بسيار پيچيده پيشگيري است.
با توجه به اينكه پيشگيري بالذات بر پيش بيني و مورد اخير نيز طبعا بر رويارويي با واقعيت عريان جامعه استوار است، در اينجا بايد پرسيد آيا اصولا چنين مانوري مي تواند بر قدرت پيش بيني نيروهاي پليس بيافزايد؟نگاهي گذارا به واكنش عمومي مردم به چنين مانورهايي كه براساس حضور انبوه و غير متعارف نیروهای پلیس در شهر بنيان يافته است ما را متوجه اين نكته مي سازد كه نتيجه عملي اين اقدامات به خود فريبي نيروي هاي پليس خواهد انجاميد چرا که پلیس صرفا با رصد نامحسوس و غير تنش زا و البته علمی جامعه می تواند رفتار واقعی آن را بشناسد بدان معنا که جامعه رفتار واقعی خود در زمانی نشان می دهد که حضور پلیس را انبوه و غیر عادی نبیند. در واقع در مواجهه با مانورهای اینچنینی جامعه كه احساس می کند در یک حالت شبیه به حکومت نظامی به سر می برد، جرم و بزه خود را به شکل مصنوعی خواهد كاست. در چنین حالتی نیروهای پلیس در طول مانور به هیچ وجه با حقیقت عریان جامعه مواجه نمی شوند بلکه با مخفی کاری، فریب کاری و دو رویی و لحن تلطیف شده افراد جامعه -حتی آنهایی که بزه کار نیستند- روبرو خواهند شد که این امر می تواند برای نیروهای جوان و کم تجربه پلیس بسيار خطرناک باشد.
اما حتي اگر فرض فرماندهي محترم درست باشد سوال ديگري به ذهن خطور مي كند.آيا پيشگيري جزو وظايف ذاتي پليس است؟
اصولا پیشگیری به معناي خاص از جرم کار نیروی انتظامی نبوده و امری متعلق به سازمان های دیگر اجتماعی اعم از دولتی و غیر بوده است مگر آنكه پيشگيري را صرفا سركوب مجرم فعلي براي عبرت مجرمان احتمالي بدانيم اگرچه کارشناسان نیروی انتظامی می توانند در مشاوره به نهادی های تخصصی ای که به منظور پیشگیری از جرم فعالیت می کنند حضور داشته و مشاوره دهند، اما به طور کلی نیروی انتظامی عرفا و عقلا نیرويی است که در همه جا برای تامین امنیت از طریق برخورد سخت وارد صحنه می شود . نکته این است که در کشور های توسعه یافته پلیس برای اینکه از کوری و همه گيري برخورد سخت پلیس حتی الامکان جلوگیری شود مواردی رعایت می گردد که به اجمال می توان آن را چنین بیان کرد:
اولا برخورد در پایان یک روند قضایی به شدت کارشناسی شده صورت می گیرد و چون در حدود متعارف قانونی انجام می شود کانالیزه شده و در حد امکان شدت برخورد منتاسب با میزان جرم و توانایی مجرم تنظیم می شود.
ثانیا نیروی پلیس از مصونیت نظارت و اعمال قانون بر اعضا و عملکرد خود مصون نبوده و اتفاقا بخشی عمده ای از مباحث مربوط به پیشگیری در نظارت های نهادی های مدنی و دولت بر نیروی قهریه معنا می یابد. چراکه مشخصا عملکرد غیر قانونی یا بسیار سختگیرانه پلیس خود از موارد به شدت جرم زا محسوب می شود.
ثالثا ترکیب تجهیزات به اضافه آموزش بی وقفه ای که همراه با سختگیری در جذب افراد به عنوان نیروی پلیس اعمال می شود.
البته اگر به تعبیري معنای پیشگیری را سرکوب مجرم فعلي و از بین بردن زمینه های ارتكاب جرم توسط مجرمين احتمالي صرفا از طریق ارعاب آنها بدانیم، می توانیم مانور مذکور را با فراینده پیچیده و تخصصی پیشگیری یکی بدانیم. براي باز شدن بحث مجبوريم كمي تخصيي تر به نگاه كنيم.
جرم شناسان پيشگيري از جرم را به دو قسم پيشگيري كيفري و پيشگيري غيركيفري تقسيم كردهاند، ولي باید توجه داشت که در مفهوم مضيق كه مصطلح است، پيشگيري فقط تدابير غيركيفري را شامل ميشود.
پيشگيري كيفري از طرفی با تهديد كيفری افراد و از طرف دیگر به اجرا گذاشتن اين تهديد از طريق مجازات كساني كه ممنوعيتهاي كيفري را نقض كردهاند ، در دو حوزه پيشگيري عام و پيشگيري خاص از جرم قابل طرح است.
منظور از پيشگيري عام، استفاده از جنبههاي ارعاب گر حقوق كيفري و مخصوصا مجازات است با اين استدلال كه ترس از دستگيري و مجازات، افراد را از ارتكاب جرم منصرف مينمايد لذا قانونگذار با جرم انگاري برخي رفتارها همچون سرقت و قاچاق و...و تعيين مجازات براي مرتكبين اينگونه اعمال و ترساندن افرادي كه در صورت نبودن مجازات ممكن است براي ارتكاب جرم وسوسه شوند از وقوع جرم پيشگيري ميكند. واضح است فلسفه حضور نیروی پلیس را می توان صرفا در محدوده چنین پیشگیری ای تعریف کرد.
اما منظور از پيشگيري كيفري خاص از جرم، پيشگيري از تكرار بزه توسط بزه كار است،كه با اصلاح مجرمين كه طبق قسمت دوم بند 5 اصل 156 قانون اساسي از وظائف قوه قضائيه ونه پلیس است محقق ميشود. همچنانكه ماده 3 آئين نامه سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور مصوب 20/9/84 از نگهداري محكومان در زندان، حرفهآموزي، بازپروري و بازسازگارسازي آنهاست.
پيشگيري غيركيفري هم كه قبل از وقوع جرم انجام ميگردد يعني توسل به اقدامهاي غيرسركوبگر و غيرقهرآميز كه داراي ماهيت اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، وضعي، آموزشي و...هستند و به منظور جامعهپذير و قانونگرا ساختن افراد و حفاظت از آماجهاي جرم جهت جلوگيري از وقوع جرم صورت می گیرد و مشخص است جزو وظايف ذاتي نیروی پلیس نبوده و اگر اين نيرو بخواهد یا ادعا کند که می خواهد در این حوزه وارد شود دست به موازي كاري با ساير نهادي دولتي غير دولتي فعال در اين بخش زده است.
اما درپايان بخش ديگري از سخنان فرمانده نيروي انتظامي بسيار قابل توجه است كه فكر مي كنم بتوان ان را به عنوان يك آفت عمومي دستگاه مديريتي كشور در سطوح مختلفي شناسايي و معرفي كرد. سردار احمدي مقدم گفته اند: افتخار ميكنيم كه مقلد هيچ الگوي امنيتي در دنيا نيستيم و روشهاي ما در نيروي انتظامي منحصر به فرد است.
به طبع اقدام به پیاده سازی الگوهای غیر بومی به شکل مو به مو نه عملی است و نه عاقلانه اما این به معنای عدم استفاده از دستاورد های عینی و ذهنی سایر ملل نیست؛ به خصوص که در موضوعی مانند امنیت به عنوان یکی از خواسته فطری بشری همپوشانی تعاریف و خواستها مشابهتی جهان شمول دارد. در چنین حوزه هایی الگوهایی که به تنهایی و در ترکیب با یکدیگر امنیت را تعریف می کنند بسیارند. از این رو بدون نظریه پردازی و ارائه بنیان های معرفتی نمی توان صرفا ادعای ارائه الگوی جدید کرد.
در چنین فضایی دست رسانه ها و حتی افکار عمومی برای تفسیر مانور هایی اینچنینی که در آن جامعه هدف نه بیرونی که داخلی است باز خواهد بود تا عملکرد فعلی نیروی انتظامی و به طور کلی کارنامه عملی آن را -در نبود یک الگوی بومی- با یکی یا چند الگوهای پیش گفته مقایسه کرده و مانورها و به طور کلی عملکرد های نمایشی نیروی انتظامی را پوششی برای ول انگاری ها، کم کاری ها و سوءمدیریت ها معرفی کنند. در این میان واکنش رسانه های خارجی نیز اضافه کنید که منتظر انجام کوچکترین کار حساب نشده و اظهارت غیر کارشناسی شده هستند تا چهره رحمانی نظام نسبت به مردم و روحیه خدمت گزاری عمده مسولین به احاد ملت را به نمایش قدرت نظام برای برای ارعاب مردم فرو کاسته و سو استفاده لازم برای به کار بردن عبارتی چون رژیم توتالیتر (تمامیت خواه) و اقتدار گرا را انجام می دهند .
همچنین اين رسانه ها با اشاره به زمان برگزاري رزمايش با بیان اینکه مردم به سبب وضع بد معیشتی در فشار هستند چنین تلقین می کنند که نمایش قدرت نیروی انتظامی هشدار به اقشار اسيب ديده از فقر است تا مبادا از سر استيصال فقر در شورش های رادیکالیستی در گیر شوند. این تفسیر با یکی از اهداف مانور که همان کنترل شرایط بحرانی است تقویت می شود.
بنابراین باید این مسئله اساسی را در نظر گرفت که بی توجهی به مبانی حساسیت های جامعه را نمی توان با گفتن "مقلد هيچ الگويي در دنيا نيستيم " رفع كرد؛چراکه این ادعايي تئوریزه نشده است كه متاسفانه دربسياري از موارد حد سخنان زیبا باقی مانده است و نهايتا در حد مصاديق خاصي پيشرفته است.
به اميد روزي كه نهادهاي امنيتي اين كشور عزيز و سربلند جز به سربلندي و عزت آن نيفزايند.