داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

دام اوباما در راه است!

میکائیل جلالی

کد مطلب : 17057 19 آبان 1387 ساعت 17:22


پاسخ اولیه اوباما به نامه تبریک و البته نصیحت آمیز احمدی نژاد را می توان ریختن آب سردی بر سر کسانی دانست که با خوشبینی به قابلیت رییس جمهور جدید امریکا برای تغییر روابط میان دو کشور به سوی بهتر شدن می نگریستند. 

باراک اوباما، رئیس جمهوری منتخب آمریکا، در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از انتخاب شدن درباره نامه تبریک محمود احمدی نژاد با بیان این که از ارسال نامه آقای احمدی نژاد آگاه است گفت که معتقد است برنامه "هسته ای تسلیحاتی ایران" قابل قبول نیست و تاکید کرد که نیاز به تلاشی جهانی برای متوقف کردن این اقدامات ایران وجود دارد. رئیس جمهوری منتخب آمریکا همچنین گفت که حمایت ایران از سازمانهای تروریستی باید پایان یابد. 

اوباما در عین حال گفت که نامه رئیس جمهوری ایران بررسی و به طور مناسب به آن واکنش نشان داده خواهد شد، اما وی تاکید کرد که فقط 3 روز از انتخابات گذشته و  رویکرد آمریکا مقابل کشوری مانند ایران نباید شتابزده باشد و باید درست به آن فکر کرد.

مجتبي ثمره‌‏هاشمي مشاور ارشد رئيس‌‏جمهور ایران سعی کرد در مواجهه با این عکس العمل اوباما پيام احمدي‌‏نژاد به اوباما را انجام يک رسالت تاريخي توصیف کند.

ثمره هاشمی اظهارداشت: مهم اين است که پيام ملت ايران به ايشان برسد و اين که وي چه عکس العملي در قبال آن انجام مي‌‏دهد خير و شر آن متوجه خود اوست.

وي تصریح کرد: دراين پيام توقعات ملت‌‏هاي مختلف و شعارهايي که وي در هنگام تبليغات انتخاباتي مطرح کرده بود به وي‌‏گوشزد شد.هيچ تغييري در سياست‌‏هاي جمهوري اسلامي ايران به وجود نيامده و اين نامه در ادامه رويکرد ارسال پيام‌‏هاي عدالتخواهانه است.

در همین حال مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا در گفتگو با شبکه "دویچه وله" آلمان تغییر اساسی در ساختار سیاست خارجی آمریکا را با توجه به روی کار آمدن باراک اوباما غیر ممکن دانست. 

"زیبگنیو برژینسکی" مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا درباره مفهوم انتخاب باراک اوباما برای دنیا اظهار داشت : این انتخاب به این مفهوم است که یک دوره منفی در زمینه سیاست خارجی آمریکا پایان یافته و سیاست منفی بوش به تاریخ سپرده شده است. 

برژینسکی که از قدیمی ترین اعضای موثر حزب دموکرات آمریکاست و طبعا با روی کار امدن اوباما دوباره از نقش چشمگیری در سیاست خارجی دولت جدید برخوردار خواهد شد درباره امکان یک دگرگونی جدید در سیاست خارجی آمریکا با روی کار آمدن اوباما اظهار داشت: دگرگونی در زمینه فلسفه سیاسی و اولویت هایی که مد نظر رئیس جمهوری جدید است می تواند وجود داشته باشد. اما هیچ تغییر چشم گیری در مواضع آمریکا وجود نخواهد داشت. 

وی افزود: تغییر اساسی و تعریف جدید مواضع آمریکا در زمینه سیاست خارجی اصلا ممکن نیست. اما در شکل و لحن آن امکان ایجاد تغییر وجود دارد. 

گفتنی است برژینسکی اردیبهشت ماه امسال با انتشار مقاله ای در واشنگتن پست با عنوان "یک راه کار معقول درباره ایران" با انتقاد از سیاست فعلی چماق و هویج غرب در قبال ایران و تهدیدات مکرر نظامی آمریکا، راه کار مناسب برای حل موضوع هسته ای ایران را مصالحه بر سر منافع مشترک میان آمریکا و ایران دانسته بود. 

از مجموع آنچه در بالا آمد می توان دریافت که منظور اوباما از مذاکره مستقیم و بدون پیش شرط با ایران که در سخنرانی های تبلیغاتی وی مانند بمبی خبری در محافل داخلی عمل کرد، چیزی بیشتر از یک "تغییر" تاکتیک در مسیر بازسازی چهره جنگ طلب و تهاجمی آمریکا در افکار عمومی آمریکا و جهان نبوده است. 

بدین ترتیب اوباما قادر خواهد بود به راحتی در مذاکراتی احتمالی مستقیم صرفا همان پیش شرطهای استراتژیکی را که دولت بوش برای مذاکره با ایران مطرح کرده بود(توقف غنی سازی و پایان حمایت از حماس و حزب الله) را به عنوان شرط عادی سازی روابط آمریکا با ایران مطرح کند. 

این یعنی تلاش برای مصالحه بر سر منافع مشترکی که مبنای اشتراکش را آمریکایی ها تعریف کرده اند که طبعا ایران آن را نخواهد پذیرفت. 

در واقع اوباما با تغییر روش خود یعنی  انجام مذاکرات بدون پیش شرط، مذاکرات پیش دستانه را به عنوان روشی کم هزینه و به شدت موثر برای تعیین تکلیف هر چه سریعتر پرونده اتمی ایران به جای جنگ پر هزینه و کم اثر به کارخواهد برد. 

مذاکراتی که طی آن ایران همان چیز هایی را از هیئت مذاکره کننده فرستاده شده از سوی اوباما خواهد شنید که در حال حاضر سخنگویان کاخ سفید و وزارت امور خارجه و وزارت دفاع دولت بوش به عنوان اتهام علیه ایران مطرح می کنند. 

اما ای کاش تغییرات تاکتیکی اوباما در همین حد پایان یابد. وقتی استقبال گسترده جهانی در سطح مردم و  حتی مقامات کشورهای دور افتاده جهان را نسبت به انتخاب اوباما به یاد می آوریم متوجه می شویم وی در بازسازی و تلطیف چهره به شدت تخریب شده آمریکا در دوران بوش تا چه میزان توانا بوده است. 

اوباما با توسل به این چهره بازسازی شده می تواند تحریمهایی که اکنون بوش بسیاری از آن ها را یک جانبه علیه ما وضع کرده، به تحریمهای بین المللی تبدیل کند. 

همچنین اوباما که در اولین سخنرانی پس از انتخابات، "پز دموکراسی آمریکایی" را به همه جهانیان داد، در صورت هر گونه احتراز ایرانیان از پذیرفتن شروط تحمیلی آمریکا، با آسودگی خیال و با تمام توان ، چماق اتهام عدم رعایت حقوق بشر و ارزشهای برتر لیبرال دموکراسی را بر سر ایران خواهد کوفت! و فضای تبلیغاتی سنگینی علیه ایران به راه خواهد انداخت. فضایی که می تواند حتی زمینه ساز یک جنگ صلیبی علیه "ایران سرکش" باشد! 

اگر سخنان برژینسکی و ثمره هاشمی را به عنوان دو مشاور با نفوذ در سیاستگذاری خارجی دو کشور، مبنی بر عدم تغییرات اساسی در سیاست خارجی آمریکا و ایران در نظر داشته باشیم باید بگوییم تغییرات محتمل در  روابط میان دو کشور احتمالا تغییراتی در "صورت" بن بست فعلی است و نه در محتوای آن؛ با این تفاوت اساسی که دنیا عامل اصلی بن بست فعلی را سیاست های مداخله جویانه بوش  تلقی می کرد، اما در بن بست میان آمریکای اوباما با ایران، کوتاه نیامدن ایران در برابر آمریکای صلح طلب و اهل مذاکره عامل بن بست به حساب خواهد آمد؛ با توجه به این که امریکای اوبامایی همان درخواستهای دولت بوش را در بسته بندی جدید ارائه خواهد کرد.

بنابراین به نظر می رسد بر عکس سخنان آقای ثمره هاشمی، با ظهور اوباما و با ادامه روند کنونی، شر ماجرای ایران و آمریکا تماما به پای ایران نوشته خواهد شد و ترفند پیش دستانه رییس جمهور ایران در ارسال نصحیت نامه ای که برای بوش هم فرستاده شد (ولی این بار به بهانه تبریک نوشته شده بود و آن بار به بهانه مناظره)، برای آمریکاییها رو شده است؛ "آن سوتر در واشنگتن اوبامایی بر سر کار آمده است که بسیار بیشتر از احمدی نژاد احساسات مردم دنیا را به نفع خود جلب کرده است."

پیام احمدی نژاد و پاسخ مقدماتی اوباما به آن را می توان نشانه آشکاری بر خوشبینانه و شاید هم ساده انگارنه بودن رویکرد مثبت به شعار تغییرات اوباما با تمرکز بر محوریت مذاکرات مستقیم وعده داده شده از سوی وی دانست. 

سالهاست که فهم ما و به خصوص بسیاری از زمامداران ما از مشکلات عدیده کشور با حوالت دادن ریشه مشکلات به خارج و به طور عمده سیاستهای دول غربی شکل گرفته و جای تاسف است که تغییرات اساسی برای حل مشکلات مان را در وعده تغییرات کاندیدای رییس جمهور آمریکا می جوییم. 

این نگرش بدوی و خام عموما ما را به اتخاذ مواضعی در نوسان میان افراط و تفریط وا داشته است؛ چنان که در مورد آمریکا عده ای یا از تجدید روابط به بهترین شکل با امریکا و تبدیل آن به شریک استراتژیک صحبت می کنند و یا عده ای هم در طرف مقابل به قطع کامل روابط و استفاده از هر گونه فرصت برای تضعیف و تقابل با امریکا می اندیشند. عده ای برای 11 سپتامبر شمع روشن می کنند، عده ای آن را توطئه دولت بوش می دانند و بدتر آنکه به یکباره همگی اسیر تبلیغات جهانی یک انتخاب داخلی در آمریکا شده و همه از هر جناح و گروه سیاسی آمدن اوباما را به فال نیک می گیرند. 

ساده انگاری نسبت به فرصت ها و تهدیدهای جهانی، به اضافه ضعف مدیریت در عرصه داخلی در این کشور پر از استعداد، داستانی است به درازای تاریخ 2500 ساله ایران . 

اگرچه همین ساده انگاری است که سبب می شود گاهی به شکلی پیش بینی ناپذیر عمل کنیم و رقبای خود را برای مدتی کوتاه غافلگیر سازیم (وقتی اوباما می گوید باید برای پاسخ مناسب به احمدی نژاد بیشتر فکر کند نشان از آن دارد که وی و تیم او غافلگیر شده اند) اما به خصوص غربی ها به خوبی می دانند با تبلیغات می توانند دایره اعمال غیر قابل پیش بینی ما را محدود تر سازند و به دام هایی گرفتارمان سازند که به هیچ وجه آن را پیش بینی نمی کردیم.
 
نگاهی به آینده مشخص می سازد که اوبامای سیاه پوست، اهل مذاکره و محبوب در سطح جهان، بزرگترین چالش سیاست خارجی ما در آینده ای نزدیک خواهد بود. 

این چالش زمانی برای ما بیشتر قابل احساس خواهد بود که کشور به سبب سیاست های نادرست سیاسی- اقتصادی دولت نهم در یکی از بدترین مقاطع در تاریخ معاصر خود بوده و در کمترین میزان آمادگی برای واکنش مناسب به چالش های فرا رویش به سر می برد. 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين