داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

آقاي لاريجاني، آن مرد انسان بود!

میکاییل جلالی

کد مطلب : 20729 30 بهمن 1387 ساعت 10:57


خبر خودسوزي مردي در برابر مجلس به سرعت گسترش يافت. واقعه در برابر مجلس رخ داده است و از اين نظر فردي كه چنين كرد، شايد بي آنكه بداند يكي از سياسي ترين خودكشي هاي تاريخ اين كشور را انجام داده است. همين امر، واكنش رسانه ها و در پاسخ به رسانه ها، واكنش نمايندگان و در راس آنها رياست مجلس و رييس كميسيون امنيت ملي مجلس را به دنبال داشت. 

رسانه ها براي آنكه بعد سياسي خبر را وسعت دهند از جانباز بودن آن جان سوخته گفتند و آقايان لاريجاني و بروجردي وي را در حد جان باخته اي كه سابقه بيماري رواني، اعتياد و زندان دارد و جانبازی او هم شایعه ای بیش نبوده، تحقير كردند.

چرا چنين واكنشي ؟
علاءالدين بروجردي نماينده مردم بروجرد در جلسه علني 27 بهمن مجلس در تذكري آئين نامه‌اي مربوط به حفظ شأن و جايگاه مجلس گفت: از روز گذشته( 26 بهمن) كه حادثه‌اي ناگوار مقابل مجلس اتفاق افتاد و فردي با ريختن بنزين روي خود، خودسوزي كرد، در رسانه‌ها، سايت‌ها و روزنامه‌ها علت اين خودسوزي اينگونه اعلام شد كه نمايندگان مجلس به فرد ياد شده اجازه ملاقات نداده بودند.

بروجردی با اشاره به ملاقاتهای مرد خود سوخته با سه نماینده مجلس و در نتیجه تکذیب خبر فوق، همچنین اعلام کرد که بر اساس استعلام صورت گرفته از بنياد شهيد انقلاب اسلامي و استانداري تهران، موضوع جانباز بودن مرد مذکور هم که همان رسانه ها مطرح کرده بودند، درست نیست.

رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در بیاناتی سرزنش وار اظهار داشت: انتظار ما به عنوان مجلس از رسانه‌ها اين است كه چنين خبر حساسي را در اين موقعيت مهم يعني سی امین سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي بدون استفسار و دريافت خبر صحيح منتشر نكنند تا افكار عمومي بيهوده نگران نشود.

وي بار دیگر تاکید کرد که اين فرد بر اساس مستندات موجود جانباز نبوده و نمايندگان تهران در سه مورد به ايشان اجازه ملاقات دادند و مشكلاتشان را پيگيري كردند و خودسوزي به علت سابقه روحي و رواني ايشان بوده است.

علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به اين تذكر با تاكيد بر اينكه تذكر شما بجا بود، اظهار داشت: در بررسي كه حراست مجلس در اين خصوص به عمل آورده است مشخص شده است كه ايشان هيچ‌گونه سابقه جبهه و جانبازي نداشته بلكه سابقه زندان و اعتياد و مشكلاتي از اين دست داشته است كه هيچ ارتباطي با امور جانبازي ندارد.

گذشته از سخنان اقای بروجردی ،واكنش لاريجاني، عناصر تصويري را كه از وي چهره یک سياستمدار مشهور به عقلگرايي در ميان جناح اصولگرا  ترسيم مي كند، مشوش مي سازد. سخنان لاریجانی ما را در مقابل اين سوال قرار مي دهد كه وی چرا و به چه حقي فكر كرد اين واقعه آن قدر و آن گونه اهميت دارد كه رسانه ها آ ن را مطر ح كرده اند و چرا و به چه حقي فكر كرد كه بايد فقط واكنشي نه به اصل ما وقع كه به تفسير بدون استفسار رسانه ها از ماجرا نشان دهد.

چرا در مجلسي كه لاريجاني عقلگرا حضور دارد، رييس رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس  به خود اجازه مي دهد كه همه مشكل را در تفسير چند رسانه ببيند و به شيوه تبليغاتي نخ‌نما با چسباندن قضيه به انقلاب اسلامي، درك غير همدردانه‌اش از اين اتفاق را اينچنين به معرض قضاوت تاریخ بسپارد: انتظار از رسانه ها اين است که چنين خبر حساس آن هم در چنين موقعيت مهمي که درآستانه سي امين سالگرد انقلاب هستيم مبني بر اينكه يک جانباز به دليل بي توجهي خودسوزي کرده بدون استسفار منتشر نکنند.

ممكن است عده اي چنين واكنش هايي را از شتاب زدگي هاي مسئولين در مملكتي بدانند كه همه چيز در آن توسط برخی رسانه هاي بي توجه به فضايل اخلاقي به سرعت و به شكلي مشمئز كننده سياسي مي شود. اما آيا مردم و تاریخ بي اخلاقي چند رسانه در پوشش يك خبر حساس را با اخلاق ناشناسي برخي از سياستمدارن ما كه حساس ترين مناصب را به عهده دارند يكي خواهند دانست؟

از این نظر باید پرسید نگاه آقاي لاريجاني و امثالهم به مردم چگونه است؟علي ابن ابيطالب (ع) مي گويد هر جا كوهي از ثروت هست دره اي از فقر نيز در كنار آن وجود دارد.

به خوبي مي دانيم كه آقاي لاريجاني و امثال ایشان به ويژه در طول 30 سال پس از انقلاب با شكوه 57 از بركت جان بازي اين مردم در جبهه ها و گرسنگي ها و بي بهره گي بسياري از آنها از كمترين مال دنيا در طول پس از جنگ، بهره هاي فراوان برده اند و هيچگاه طعم شرمندگي در برابر زن و فرزند گرسنه نكشيده اند.

بر كسي پوشيده نيست كه سيل شدائد ناشي ازمسایل اقتصادي كه تورم و نرخ بيكاري بالا در آن از نظر برخی مسوللن با حقوق های آنچنانی معمول قلمداد می شود، خيل عظيمي از اين مردم مستضعف را از سر ناداري مالي و فرهنگي گرفتار اعتياد و مشكلات رواني كرده است. 

حال نباید از این مجلس و تمامی مسولانی که عموما وضعیت آقایان لاریجانی و بروجردی را دارند پرسید که شما به چه حقی در مورد مردی با آن شرایط به این سنگدلی صحبت کرده اید؟ البته بنا به گفته اقای بروجردی اگر این افراد از جانبازان عزیز دفاع مقدس نباشند نباید برای مشکلات از جمله اعتیاد، روان پریشی و بزه کاری و حتی مرگ دردناک آنها "بیهوده نگران" شد.

آیا جز این است که سنت اسلامی به این افراد به چشم مستضعفان شایسته حمایت و البته تکریم نگاه می کند. 
بعید است که آقایان لاریجانی و بروجردی فلسفه این انقلاب و تاکیدات بنيانگذار نظام در حمايت از اقشار مستضعف را از یاد برده باشند. منتها ظاهرا كار به جايي كشيده كه از نظر آقايان مردمي كه از سر فقر مالي و فرهنگي دچار آسيب اعتياد و رواني پريشي شده ديگر از مصاديق مستضعفين و شايسته حتي همدردي نيستند و حداكثر نگون بختاني هستند كه حتي حق جان باختن در برابر بدترین شرایط زندگی فقیرانه امروز را ندارند.

مرثیه ای برای خودمان
این واقعه نشان داد که برخی از نمایندگان و مسولان خدمتگزار! این مردم با وجود تماس نزديك با مصايب و مشكلات آنها از اين تشخيص عاجز بوده و هستند و بايد در مواجهه با  چنین مردمی(مردی) که سوخته اعتیاد، روان پریشی و فقر مادی و معنوی هستند، از سر دلسوزي و تدبير دست کم آنها را به مراكز درماني و هچنين چندين مركز موجود و البته نا كار آمد كمك به محرومين معرفي كنند و تا از نتایج مثبت این امر آگاه نشده اند دست از تلاش بر ندارند.

جالب اینکه بنا به اظهارات اقای بروجردی ، اسماعیل كوثري نمايندگان تهران   در تاريخ 25/9/87 به فرد مذکور وقت ملاقات داده و با شنيدن مشكلاتش براي او اقدامات لازم را انجام داده  و دو نماینده دیگر( كاتوزيان و فدائي )نیز هر یک به ترتیب در  تاريخ 7/10/87 و5/11/87 با وی ملاقات كرده اند و مشكلات ايشان را شنيدند و اقداماتی انجام داده اند اما مشخص نیست این اقدامات چیست و چرا با وجود اقدامات سه نماینده  مشکلات وی در آن حد باقی مانده است که کار به اینجا بکشد. در حالی که ما منتظریم هر کدام از این نمایندگان کار انبوهی از ما را به شکلی معقول پیش برد،درماندگی سه نفر ازآنها برای حل معضلات یک نفر را  می توان با وجدانی آسوده، مصداقی نه از نا کارمدی که باید گفت مسئولیت ناشناسی و بی احترامی به حقوق اساسی همنوعان  به شمار آورد.

در اين ميان تاسف بيشتر بر اين بايد خورد كه آقايان حتي لازم نديده اند تا دست كم ابراز تاسفي ديپلماتيك و رسانه اي كنند و با زبان ، مرهمي بر دلهاي سوخته از شنیدن چنین خبری بنهند. آتشي كه ظاهر آن در برابر مجلس شعله کشید و در حقیقت باطنش در طول عمر آن مرد و عمر بسياري از مردان اين سرزمين روشن بوده است و ذره و ذره جان های بسیاری را مي سوزاند.

آتشی که می خاموشد!

و سرانجام تاسف از آنكه اكنون عنان مجلس در دست چنین نمايندگانی است كه مي خواهند دولت را به اتخاذ سياستهاي اقتصادي وادارند که  آتش به مال و جان ملت نزند.

آقايان لاريجاني و همفكران وي در راس مجلسي هستند كه قرار است ملجا دردهاي اين ملت باشد و ما پیشتر با انتساب مفاهيم گرانسنگي چون عقلگرا به وي، اميدوارانه! وي را متمايز از هم جناحي هاي احساس گرايش  مي دانستیم و منتظر بودیم اين اهل عقل، دولت نهم مستضعف دوست مستضعف پرور را قانع كنند كه (ادعاي)دوستي كافي نيست و تدبير عاقلانه و کارشناسانه در كار بايد تا مگر جانهاي بيشتري نسوزد. اميدي كه سخنان آقاي لاريجاني آخرین کورسوهایش را خاموش کرد.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين