داخلی  »  دريچه  »  سياسی

همه چیز تقصیر وزیر راه است

«طنز» در مطبوعات

کد مطلب : 32799 14 مهر 1388 ساعت 10:17


نگاهی به ستون طنز روزنامه های سه شنبه 14/7/88:

روزنامه جام جم کارتون زیر را منتشر کرده است:

       

ابراهیم رها با با عنوان "بخیه" در اعتماد نوشته است:
حدس مي زدم و شروع شد. يکي از دوستان مي گفت خيلي گرد و خاک مي کني. گفتم از خس و خاشاک همين برمي آيد. گويا دوستان در پي همين حرف ها دچار ترس و لرز شده اند، براي امروز طنزي در مورد سين. م (هيچ کس هم نفهميد منظورم کيست،) نوشته بودم که از روزنامه ساعت 9 شب تماس گرفتند، گفتند سردبير جر داد. گفتم بخيه بزنيد. اين چيزي که شما مي خوانيد به واقع اسمش بخيه است. به هر حال شايد اينجوري عاقلانه تر باشد هر چند در چنين شرايطي طنز نوشتن يعني «عقل ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن».

در انتها بايد عرض کنم؛ «دولت بعد از نهم». اين عبارت را در بخيه مزبور نياورده بودم همين جوري آوردم تا خداي نکرده به احمدي نژاد برنخورد يا برايش دل تنگي نکند. چشم از اين به بعد در مورد چيزهايي مثل آب لوله کشي رحمت آباد، چاپ هفدهم هري پاتر، مدرک دانشگاهي رحيمي، مقاله هاي علمي کامران دانشجو و حميد دوربرگردون (نام واقعي وزير راه و ترابري)، ... يا از اينها هم بي ربط تر مثل حق داشتن وکيل براي بازداشت شدگان سياسي، حق مطالعه پرونده توسط وکلا (چه متوقع،) يا راي دادن به ميرحسين موسوي مطلب خواهم نوشت. من تحقيق کردم 63 درصد از مخاطبان روزنامه «اعتماد» از ستون «جمعه» بدشان مي آيد. قبول نداريد؟ از همين صادق خودمان بپرسيد. راستي حيف شد صادق اينا توي مدرسه تا همين عدد 63 درس خوانده بودند والا احمدي نژاد با 127 درصد رئيس جمهور مي شد. تقصير خودشان هم نيست. از نظر دولتً بعد از نهم (آخيش نوشتم خيالم راحت شد) مدرک اهميتي ندارد.

اين بخيه آخرشبي و پاي تلفني را به پارگي هاي سياسي ببخشيد.

"همه چیز تقصیر وزیر راه است" عنوان طنز شهرام شکیبا است در روزنامه خبر:
خودم بهتر از همه می‌دانم که ستون روزانه طنز تنوع موضوع می‌خواهد. خودم بهتر از همه می‌دانم که ستون روزانه طنز نباید پاتوق و پاچال ثابت یک سوژه باشد. خودم بهتر از همه می‌دانم در ستون روزانه طنز اگر دائم به یک سوژه بپردازی، سوژه برایت به قالب تبدیل می‌شود و امکان دارد که تأثیر نوشته‌ات از بین برود. خودم بهتر از همه می‌دانم که... هر کدام از این موارد را می‌دانم و دستکم یکی، دوبار درباره‌اش کارگاه و سخنرانی و تدریس داشته‌ام.

... اما چکار می‌توانم بکنم، وقتی وزیری مثل دکتر بهبهانی، «پدر راه ایران» داشته باشیم و ایشان هم دستکم هفته‌ای یک مصاحبه‌ بکند، چاره‌ای نیست. چند جمله از این وزیر خوش‌ذوق برایتان نقل می‌کنم. شما هم اگر باانصاف باشید و خودتان را جای من بگذارید، می‌بینید که اساساً چاره‌ای نیست. خوشبختانه مملکت سوژه زیاد دارد ولی نه به این باحالی و بانمکی. ایشان درافشانی‌های زیر را در جلسه تودیع و معارفه مدیرعامل «هما» انجام داده‌اند.

دکتر حمید بهبهانی: «هر جایی که مدیری به صندلی خود نچسبیده باشد، در مراسم تودیعش شرکت خواهم کرد.»

1- مدیر چطور و با چه موقعیت و موضعی به صندلی می‌چسبد؟

2- اگر مدیری به صندلی چسبیده باشد، او را با صندلی بیرون می‌کنند یا صندلی را از او جدا می‌کنند؟ چطور می‌شود مدیر را از صندلی‌‌ای که به آن چسبیده جدا کرد؟

3- مدیری که به صندلی‌اش چسبیده چطور سوار ماشین می‌شود و این طرف و آن طرف می‌رود و معاشرت می‌کند؟

پدر راه ایران: «از من پرسیدند چرا این همه تغییر و تحول در وزارتخانه می‌دهم؟ آب هم اگر یک جا بماند، می‌گندد. اعتقادم این است که افراد باید در لحظه غرورشان از مقامی که دارند برکنار شوند.همانند یک کشتی‌گیر که وقتی مدال طلا می‌گیرد همه تعریف می‌کنند و به محض اینکه یک شکست را تجربه می‌کند وی را برکنار می‌کنند.به این جهت حسامی را در اوج برکنار کردم.

1- آب اگر یک جا بماند مثل مدیر می‌گندد. سایرین چه؟

2- به نظر شما «پدر راه ایران» درباره «رضا سوخته‌سرایی» و «علیرضا سلیمانی» حرف می‌زده یا مدیرعامل «هما»؟

3- حسامی طلا گرفته بود یا شکست خورده بود؟

4- یعنی تا کسی کارش را یاد گرفت و به اوج رسید باید عوض شود؟

5- به نظر شما وزارت راه، وزارتخانه است یا دانشگاه که مدیرانش را بعد از کارآموزی فارغ‌التحصیل می‌کند؟

6- اساساً «گندیدن آب» اصطلاح خوبی برای جلسه تودیع و معارفه است؟

دکتر بهبهانی: «امیدوارم در آینده دیگر چیزی به عنوان تأخیر در هما را نشنوم.»

1- مدیرعامل قبلی تأخیر داشته و طلا گرفته و به اوج رسیده و نزدیک بوده مثل آب بگندد؟!

2- آقای بهبهانی واقعاً از تأخیر بدش می‌آید. آنقدر که به همین جلسه تودیع و معارفه 2 ساعت دیر آمده بود.

وزیر راه: «امیدوارم از این پس دیگر پرسنل‌ هما از اینکه خود را از کادر هما معرفی کنند، خجالت نکشند.»

برای شرح جمله فوق باز هم به توضیح جملات بالا رجوع کنید.

پدر راه ایران: «اکثر تأخیرات مدیریتی است. چرا که وقتی کارمند برج خوابش می‌برد و دیر بر سر پستش حاضر می‌شود، مسافران بیچاره تجهیزات نمی‌خواهند و حتی من کندوکاو کردم و این بهانه خوبی نیست برای مسافر و حتی در برخی سرویس‌های فرودگاهی تنها با به کارگیری یک فرد جدید می‌توان تأخیرات و صف‌های طولانی را از بین برد.»

1- هر کس فهمید منظور دکتر از جملات بالا چه بود بگوید.

2- بالاخره مدیرعامل قبلی قهرمان بوده یا مدیرعامل بعدی؟

3- چرا اساساً مدتی است کمتر معنی حرف‌ها را می‌شود فهمید؟

وزیر راه: «امروز حتی یک چوپان در بیابان بهتر از من وزیر می‌تواند تحلیل سیاسی کند.»

در این مورد اخیر هیچ توضیحی نمی‌دهم. شما خودتان بخوانید و حال کنید. اساساً اوضاع باحال است.

وزیر راه: «مدیری که از هما می‌رود باید 10- 15 گوسفند هم قربانی کند.»

1- اگر مدیری با سرنگونی پروازها مردم را قربانی کرد، بعد از برکناری باید چند گوسفند قربانی کند؟

2- اگر وزیر راهی برکنار شود باید چند گله گوسفند قربانی کند؟

پدر راه ایران: «مدیرعامل جدید هما baby face است.»

1- این تعریف است یا تبلیغ یا تأیید یا...؟

2- اگر ممکن است عکس ایشان را هم نشان بدهید.

3- آیا می‌توان لپ مدیرعامل baby face هما را کشید؟

در گفت وشنود کیهان نیز می خوانیم:
گفت: قائم مقام حزب اعتماد ملي در مصاحبه اي گفته است «نامه هاي آقاي كروبي هيچ ربطي به حزب اعتماد ملي ندارد»! 

گفتم: ولي خود كروبي مي گويد كه به عنوان دبيركل حزب اعتماد ملي اين نامه ها را نوشته و آن مواضع شرم آ ور و اسرائيل پسند را گرفته است. 

گفت: ظاهراً آش كروبي آنقدر شور شده كه ديگر قائم مقام و يار غار او هم از اينكه عضو حزب اعتماد ملي است احساس شرمندگي مي كند. 

گفتم: به جاي ابراز شرمندگي از اينكه قائم مقام كروبي
بوده است، بايد قبل از اين اقدامات شرم آور كروبي
او را نصيحت مي كرد. 

گفت: چه عرض كنم؟! تا حالا دستشون با كروبي توي يك كاسه بود، حالا كه او ساقط شده و تاريخ مصرفش تموم شده، اينطوري باهاش برخورد مي كنند! 

گفتم: يارو بر اثر برق گرفتگي مرده بود، ورثه اش براي احتياط ! با فازمتر روي قبرش فاتحه مي خوندند!

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين