داخلی  »  مقاله  »  سياسی

روزنامه انگلیسی زبان استار بررسی می کند

راه پیش روی اوباما و ایران

کد مطلب : 16968 16 آبان 1387 ساعت 13:41
به گزارش سرویس بین الملل فرارو، روزنامه انگلیسی زبان استار در مقاله ای تحلیلی به قلم خانم"سوزان دیماجو"، شیوه ی برخورد باراک اوباما با جمهوری اسلامی ایران را که به گفته آن، دیگر همانند سی سال پیش به بره ای در برابر گرگ نمی ماند، مرد تحلیل قرار داده و برای پیشبرد کار، تجویزهایی هم کرده است که در زیر می خوانید:

در اوايل سال جاري هنگامي كه با يك مقام ايراني صحبت مي كردم مرا به ياد اشتياق آيت اله خميني براي مقايسه رابطه ي بين ايالات متحده و ايران با رابطه ي بين گرگ و بره انداخت. ولي اين مقام  تغييري در گفته خود ايجاد كرد و گفت "تقريبا سي سال گذشته و ما ديگر بره نيستيم و شايد كه ايالات متحده نيز همان گرگ سابق نباشد." منظور وي اين بود كه ايران ديگر همانند گذشته آن نابرابري عميق را با ايالات متحده احساس نمي كند و اين كه شايد زمان آن رسيده باشد كه براي تعامل تلاش كرد.

طي سه دهه ي گذشته پنج رييس جمهور آمريكا سعي كردند كه بفهمند در رابطه با ايران چه كار باید بكنند. هر پنج نفر آنها نتوانستند چنين كاري را انجام دهند. وقتي باراك اوباما رييس جمهور منتخب آمريكا و مشاوران وي به بررسي اولويت هاي سياست خارجي خود بپردازند، با چالش فوري رسيدگي به برنامه هسته اي ايران و اهميت راهبردي فزاينده اين كشور در خاورميانه و آسياي جنوبي مواجه خواهند شد.

آنها خيلي زود با اين حقيقت روبرو می شوند كه براي اين كه منافع آمريكا را در منطقه دنبال كنند و از جمله به تثبيت اوضاع در عراق و افغانستان بپردازند، باید بن بست کنونی با ایران را از میان بردارند و به همکاری با تهران بپردازند. آن ها اگر نمي خواهند شكست هاي دولت هاي پيشين را تكرار كنند به آنها توصيه مي شود هيچ كاري را كه پيشينيان اوباما سعي به انجام آن داشته اند، انجام ندهند.

آنها بايد يك تصميم راهبردي براي تعامل با ايران – بدون هر گونه پيش شرطي – جهت بحث در زمينه مسائل گوناگون و مورد اهميت براي هر دو طرف اتخاذ كنند . اوباما در طول مبارزات انتخاباتي خود در مورد ايران گفت "اين كه با آنها گفت و گو نكنيم براي ما معقولانه نيست." اكنون وي فرصت دارد كه آن ایده را دنبال كند.

داشتن چنين نگرشي به معناي آن نيست كه اوباما به زودي با رهبر عالي ايران آيت اله علي خامنه اي و يا با رييس جمهور ايران محمود احمدي نژاد بنشيند و گفت و گو داشته باشد. مقدار زيادي كارهاي مقدماتي لازم است كه اول انجام شود. گروه كوچكي مي تواند اين كار را انجام دهد و جزييات مربوط به يك چارچوب مورد قبول دو طرف را براي انجام گفت و گوهاي بدون قيد و شرط و گسترده تعيين كند تا هر دو كشور بتوانند به موفقيت هاي اوليه و جزيي برسند و به تدريج اعتماد و اطمينان مورد نياز را براي پيدا كردن راه حل هايي جهت مسائل بزرگ تر به دست آورند. اين فرآيند مي تواند شامل انتصاب يك نماينده ي آمريكا در ايران باشد. در نهايت، گفت وگوي مستقيم در بالاترين سطوح بايد يك هدف اصلي باشد.

اين امر آسان نخواهد بود. در قلب مناقشات ايران-آمريكا يك بي اعتمادي عميق در مورد آمادگي هر يك از دو كشور براي تحمل حضور ديگري در صحنه ي جهاني وجود دارد. هر يك از اين دو كشور احساس مي كند از سوي كشور مقابل تحقير شده و از آن يك ديو ساخته شده است. چيزي كه مورد نياز است فرايندي است كه اعتماد و ارتباط را طوري بسازد كه بده-و-بستان در مذاكرات در خدمت منافع دوجانبه تلقي شود و به عنوان توهين به كرامت يا هويت ملي نباشد.

گفت و گو با ايران به طور اجتناب ناپذيري خسته كننده و مشكل خواهد بود ولي تنها راه براي ايجاد زمينه هاي ممكن جهت تعامل سازنده و تعيين راهبردي براي دوري جستن از يك رويارويي بالقوه ي فاجعه آميز مي باشد. گفت وگوي متمركز بر برنامه هسته اي ايران يا بر عراق به تنهايي كارساز نخواهد بود. در عوض بايد گستره ي كاملي از مسائلي كه در روابط ايالات متحد و ايران حائز اهميت است ، مطرح گردد.

در چنين نگرشي ، لازم است كه هر يك از دو طرف از خود خويشتن داري شديد نشان داده و پيچيدگي در كار با يك رقيب قوي ، براي بر طرف كردن اختلافات عميق را بپذيرد. بي اعتمادي ادامه خواهد يافت، اشتباهاتي در فهم علائم رخ مي دهد، عقب نشيني ها به طور مكرر صورت مي گيرد، ولي به مرور زمان نتايج به دست آمده مي تواند به تفاهم دوجانبه بيشتر و به داشتن ظرفيتي براي كار در زمينه برخي از مشكل ترين مسائل منجر شود در ست همان گونه كه ايالات متحده آموخت چگونه با اتحاد جماهير شوروي و با چين كار كند.

تعامل مستقيم ديپلماتيك و راهبردي بين ايالات متحده و ايران در بالاترين سطوح،  پيشنهادي است كه هنوز مورد آزمايش قرار نگرفته است. اوباما پس از تصدي رياست جمهوري با دنبال كردن اين مسير، ايران را وادار خواهد كرد تا انتخاب كند:‌ آيا مي خواهد كشوري باشد كه به طور كامل در اقتصاد جهاني ادغام گردد يا مي خواهد يك "ایدئولوژي" با موقعيت ياغي باشد. جهان اين را به موقع خواهد فهميد.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين