اگر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری هستید و مایلید که در چند روز باقیمانده حتما در مناظرهها طرف مقابل خودتان را به شیوهای کاملا اخلاقی و اصولگرایانه منکوب کنید، عمل به راهنمای زیر میتواند شما را به مقصود برساند:
1- با بولدوزر به مناظره بروید. حتما سعی کنید که عملکرد همه مدیران و مسئولان بلندپایهی پیشین را رد و نفی کنید. به این ترتیب نه فقط از بین آن دسته از اقشار آسیب پذیر جامعه که چشم دیدن اقشار آسیب ناپذیر را ندارند هواداران سفت و محکمی به دست میآورید بلکه در بین اپوزوسیون نظام هم که به نظرشان تمام مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی خائن و فاسد و نالایق هستند هم طرفدارانی جذب خواهید کرد.
2- بزرگان را افشا کنید. یادتان باشد قشر عظیمی از مردم شریف ما اصولا با افراد مشهور و معتبر و پرسابقه به دلیل شهرت و اعتبار و سابقهای که آنها دارند اما خودشان به اندازه کافی ندارند، مشکل دارند. برای این افراد فرقی نمیکند که قالیباف اصولگرا شهردار تهران باشد یا کرباسچی تکنوکرات؛ آنها با شیک پوشی و بالانشینی و خوشفکری و کار زیاد مشکل دارند. از نظر آنها هر کس که مثل آدمیزاد لباس میپوشد، کفشش واکس دارد، به جای نشستهای مردمی به کار اصلیاش میپردازد، به جذب سرمایهها فکر میکند و دیگران را افشا نمیکند؛ یا دزد است یا رانتخوار یا فاسد و یا معمولا هر سه! در مناظرهتان به این دسته از شهروندان فکر کنید و با رگبار اتهام به سمت بزرگترین مدیران و مسئولانی که از شما کاریتر، خوشفکرتر و خوشپوشتر هستند، رایهای خودتان را زیاد کنید. به این ترتیب حتی اگر رای هم نیاورید در آینده به عنوان فرد شجاعی که شهید راه افشاگری شد شناخته میشوید.
3- آمار بسازید. آمار دادن چیز خوبیست اما اگر آمارها به ضرر شما بود باید آنها را اصلاح کرد. فکر کنید ببینید مردم از چه آمارهایی خوششان میآید همانها را بسازید. مثلا اگر وضعیت صنعت فولاد کشور در حال ورشکستگی است اما مردم دوست دارند ما به صد کشور جهان فولاد صادر کنیم، یک چیزی اضافه بر آن را بسازید و اعلام کنید . سعی کنید عدد زیاد رند نباشد که دقت شما را القا کند. مثلا بگویید که ما در حال حاضر به 119 کشور جهان فولاد صادر میکنیم. اگر طرف مقابل ادعای شما را رد کرد و گفت وضعیت فولاد خوب نیست تولیدش را خراب کرده و این دلیل بر آن است که به خاطر رقابت با شما حتی حاضر است صنایع فولاد کشور را تضعیف کند.
4- سند داشته باشید. سعی کنید هر حرفی که میزنید از روی سند باشد. به عنوان الگو آقای قرائتی را در نظر داشته باشید که همیشه قرآنی بر روی میز کنار دست خود دارد و هر حرفی از خود را که میخواهد مستند کند، قرآن را باز میکند و طوری رفتار میکند انگار دارد ادعای خودش را از توی قرآن میخواند. شما هم چند کاغذ (یا زونکن) روی میز داشته باشید و هر چیزی را که ادعا میکنید قبل یا همزمان با آن، چند برگه را اینطرف و آنطرف کنید که یعنی دارید بر طبق آن اسناد حرف میزنید.
5- لبخند بزنید. لبخند خیلی چیز خوبی است به خصوص اگر استهزا آمیز باشد و وقتی زده شود که حریف دارد کارهای شما را زیر سوال میبرد. مهم نیست چه قیافهای دارید و با آن مدل از لبخندها شبیه چی میشوید. فقط لبخند بزنید تا طرفداران حریف را تا سر حد جنون عصبانی کنید و خودتان از آن همه اعتماد به نفستان سرشار از هیجان و انرژی کنید (هر چند تجربه نشان داده است که شما هر کار مودبانه و بیادبانهای در هنگام مناظره بکنید آنها سرشار از همان چیزها میشوند!)
6- تمام نقطه ضعفهای خودتان را از رقیب بپرسید. مثلا اگر شما مشکل مدرک تقلبی، خفقان، استفاده از بازیگر در فیلم مستند، فحاشی، گم کردن چند میلیارد دلار از بیتالمال، کم سابقگی انقلابی و سیاسی، استفاده سیاسی از میلیاردرهای مشکوک و غیره دارید همانها را در قالب سوال از حریف بپرسید. به خصوص اگر حریفتان در حرف زدن، خیلی چیز باشد!
7- خلاف گویی کنید. حتما میدانید که خلاف هر چه بزرگتر باشد باور آن برای بسیاری از مردم ما راحتتر است. حتما سعی کنید خلاف گویی هایتان در مقیاس نجومی باشد. به این ترتیب هم مردم بیشتر باور خواهند کرد و هم رقیبتان گیج و مبهوت و چیز خواهد شد.
8- به زنان حق مساوی با مردان بدهید. حتما در تهمت و پردهدری و بهتان حق زنان را رعایت کنید. هیچ خوب نیست تمام کسانی که به دزدی و دروغ و رانتخواری و تقلب محکوم میکنید مرد باشند. سهم زنها را هم بدهید. به خصوص اگر بتوانید زن طرف مقابل را نشانه بگیرید که چه بهتر. اگر عکسش را هم با خود همراه داشته باشید هم که چه بهترتر! آنوقت میتوانید بگویید من مدارکی از خانمی آوردهام که شما خیلی خوب میشناسیدش و حتی با هم توی یک اتاق میخوابید...! بگم؟ بگم؟
9- طرف را دوست داشته باشید! خب البته بدیهی است که شما دوست دارید سر به تن رقیب و چند میلیون هوادارش نباشد اما سعی کنید هر جملهای که میخواهید طی آن آبرو و عزت و شرف او را به خاک بکشید با جملاتی نظیر "من به شما علاقه دارم ولی..." شروع کنید. اینطوری هم از موضع بالا – نظیر معلمی که با شاگرد شرورش دارد صحبت میکند- حرف میزنید و هم مهربانی و خوشقلبیتان را به رخ هوادارانتان میکشید. (هرچند که احتمالا هواداران شما نیازی به اثبات این قبیل موارد ندارند و تمام خوشقبلیهای عالم در مقابل یک تراول چک پنجاهی برایشان به پشیزی نمیارزد!)
10- خودتان باشید. اگر فکر میکنید از پس نه توصیهی بالا برمیآیید مواردی مثل فرافکنی، پرده دری و امثال آن در خمیرهی شما وجود دارد و نیازی به بندهای بعدی ندارید. از این رو برای چهل مورد بعدی نیازی به راهنما نوشتن برای شما نیست. فقط کافیست خودتان باشید!