نفت در روزهاي آخر سال صدر نشين شده است اما هنوز تحليلگران با نگراني از آينده نفت در بازار سخن ميگويند. امروز صبح در خبرها آمده بود كه طلاي سياه در بازار جهاني در مرز 82 دلار ايستاده است و تنها كاهشي چند سنتي را مزمزه كرده است ولي با اين وجود كارشناسان ميگويند رشد قيمت نفت در چند روز آينده يكبار ديگر اتفاق ميافتد.
به گزارش شبکه تلويزيوني الجزيره انگليسي، قيمت نفت خام سبک وست تگزاس اينترميديت در بازار نيويورک با کاهش سي و دو سنتي در هر بشکه همراه بوده و به هشتاد و يک دلار و پنجاه سنت در هر بشکه رسيده است.
اين در حالي است که هر بشکه نفت خام برنت با چهارده سنت کاهش به قيمت هفتادونه دلار و شصت و سه سنت در هر بشکه در بازارهاي جهاني خريد و فروش ميشود.
از سوي ديگر در خبرها آمده است در حاليکه سرمايه گذاران در انتظار انتشار گزارش هفتگي ذخاير نفت و گاز آمريکا به سر ميبرند، بهاي نفت روز چهارشنبه در معاملات الکترونيک بازار آسيا کاهش يافت.
بهاي هر بشکه نفت خام سبک شيرين آمريکا براي تحويل در ماه آوريل در معاملات صبح امروز بازار آسيا، با شانزده سنت کاهش به هشتاد و يک دلار و سي و سه سنت رسيد.
هر بشکه نفت خام برنت درياي شمال براي تحويل در ماه آوريل نيز بيست سنت کاهش يافت و به هفتاد و نه دلار و هفتاد و يک سنت رسيد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، سرمايه گذاران منتظر انتشار آمار هفتگي ذخاير فرآورده هاي نفتي آمريکا هستند. تحليلگران افزايش ذخاير نفت آمريکا را براي هشتمين هفته پياپي پيش بيني مي کنند و انتظار دارند اين ذخاير يک ميليون و هفتصد هزار بشکه افزايش داشته باشد.
بر اساس ارزيابيهاي تحليلگران، ذخاير بنزين آمريکا نيز صد هزار بشکه افزايش خواهد داشت اما ميزان ديگر مشتقات نفتي از جمله ديزل و سوخت گرمايشي هفتصد هزار بشکه کاهش خواهد يافت.
اين درواقع نماي بيروني بازار نفت است. بازاري كه افزايش مقطعي قيمت در محدوده 80 تا 90 دلار را پذيرفته است و بر اين اساس تحليلگران نفتي ميگويند در ماههاي آينده هميشه طلاي سياه در اين محدوده حركت خواهد كرد اما بدون شك اوپكيها هنوز هم نگران هستند.
انگاري ظرف خيال آنها از همه تحليلهاي نفتي جدا شده است. چند روز پيش نماينده دائم ايران در اوپك گفت كه به احتمال زياد براي سال آينده اوپكيها توليد خود را افزايش ندهند چون غير اوپكيها افزايش تقاضا در بازار نفت را پوشش ميدهند. در بطن اين سخن اما موضوعي نهفته است كه بدون شك اوپك را در حباب فرو برده است.
اوپكيها البته اكنون از مرز سهميههاي تعيين شده عبور ميكنند و در بسياري از مواقع گروهي از آنان توليدي بيش از مرزهاي مورد توافق دارند ولي اين مساله را نبايد ناديده گرفت كه غيراوپكيها ميخواهند بدون براي ماههاي آينده جاي اوپك را در بازار جهاني نفت پر كنند؛ اوپكي كه بسياري از كشورهاي آن دچار معضلات عميق اقتصادي هستند و دولتهاي نفت محور باعث شكافهاي بزرگ اقتصادي در اين كشورها شدهاند. براي همين كوچكترين تنشهاي قيمتي نفت ميتواند زياني بزرگ را براي آنان به ارمغان آورد. گزارشهاي موجود نشان ميدهد كه در حال حاضر براي كشورهاي اوپك، در مرحله نخست سرمايهگذاري در صنايع نفتي اهميت دارد.
يعني اگر بگوييم صنايع توليد نفت در اين كشورها بدترين روزهاي خود را پشت سر ميگذارند بيراه نرفتهايم. پس بدون شك نياز به سرمايهگذار و سرمايه براي سر پا نگه داشتن توليد نفت در محيط اوپك نخستين ضرورت است اما آيا سقوط بهاي نفت ميتواند كمكي براي اوپكيها باشد؟
يا باري از روي دوش صنايع نفتي آنها بردارد؟ كارشناسان ميگويند كه اوپكيها تنها با نفت 80 دلاري هم ميتوانند تا حد اشتهاي اقتصاد خود را به نفت كنترل كنند و هم براي صنايع نفتي لقمهاي از دلار فراهم كنند. يعني نفت كمتر از 80 دلار براي اوپكيها يك اتفاق نامبارك است. از اين منظر خيلي هم اين استعاره كه ميگويند اوپك در حباب فرو رفته است غير واقعي نيست چون در ماههاي آينده اگر غير اوپكيها نيز بخواهند سفره جهاني نفت را براي خود پهن كنند در واقع اوپكيها در مهلكه نفتي گرفتار شدهاند. تحليلگران ميگويند كشورهاي عضو اوپك بايد با انديشهاي اقتصاديتر سراغ نفت بروند.
يعني اگر دولتيهاي نفتي سهم اشتهاي خود را از نفت كوچك نكنند اين امكان كه در سال آينده حبابها در بازار نفت بتركد بسيار زياد است آن وقت به نظر شما چه اتفاقي براي اوپك رخ ميدهد؟ البته پاسخ به اين پرسش خيلي هم دشوار نيست. شايد همه بدانند كه انفجار بي موقع حبابها چه بلايي بر سر اقتصاد نازل ميكنند.
شايد بهتر باشد اما پيش از پرداختن به چنين تحليلهايي بگوييم كه بهترين حالت ميتوانست اين باشد كه نفتيها تا بدين حد دست به دامن نفت نميشدند و اقتصاد خود را نمك گير نفت نميكردند ولي حالا كه اين اتفاق رخ داده است بايد بپذيريم كه بلاي نفت ميتواند در صورت عبور از روي عقلانيت اقتصادي بدترين پديده باشد. اين يك هشدار است كه اين روزها باز هم مثل همه تاريخ يكصد سال گذشته انديشمندان اقتصادي به دولتهايي كه نمك گير نفت هستند ارايه ميدهند.
هشداري كه اگر جدي گرفته نشود ديگر صنعت نفتي نميماند كه بتواند طلاي سياه توليد كند و دلارهاي نفتي را را هي خزانههاي دولتي سازد. مثلا در جايي مثل ايران، آگاهان اقتصادي ميگويند كه توليد روزانه نفت كاهش يافته است، در حالي كه تا همين چند سال پيش در ايران نفت روزانه تا مرز 6 ميليون بشكه نيز توليد ميشد.
پس صنايع در دايره بحران قرار گرفتهاند و پاسخ به اين پرسش امروز ضرورتي غير قابل انكار است: چگونه ميتوان صنايع نفتي را نجات داد؟