داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

ایران پشت دروازه شانگهای

دکتر مهرداد مهرپرور

کد مطلب : 10478 9 ارديبهشت 1387 ساعت 18:02
منوچهر متکی در سفر پنجم فروردین ماه خود به دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، درخواست عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای (SCO) را اعلام کرد. او این خبر را پس از دیدار با رییس جمهور تاجیکستان اعلام کرد که ریاست دوره ای این سازمان را در سال جاری به عهده خواهد گرفت. 

اجلاس سران سازمان شانگهای اواخر بهار سال جاری در دوشنبه برگزار خواهد شد و درخواست ایران مقدمه ای برای تصمیم گیری در آن اجلاس است. ایران به همراه هند، پاکستان و مغولستان عضو ناظر این سازمان هستند و اولین درخواست کننده در تغییر عضویت از ناظر به کامل است. 

موضوع عضویت کامل ایران عکس العمل های متفاوتی را به وجود آورده است. گذشته از تاجیکستان که نظر مثبت خود را بیان کرده، دیگر اعضای دائم یعنی روسیه، چین، قزاقستان، قزقیزستان و ازبکستان با احتیاط اعلام موضع کرده اند. در بین این کشورها قزاقستان نظر دیگری دارد. هرچند که نورسلطان نظربایف، رئیس جمهور قزاقستان، به صورت رسمی چیزی بیان نکرده اما گفته های مقامات آن کشور چندان موافق با درخواست ایران نیست. 

مقامات آمریکایی موضوع عضویت کامل ایران در این سازمان را به لحنی انتقادی مطرح کرده اند. ریچارد بوچر، معاون وزارت امور خارجه آمریکا، در جلسه ای در کنگره آمریکا با ابراز نگرانی از احتمال عضویت ایران در این سازمان، این مسئله را از نظر آمریکا «امری مثبت» ندانست. 

آقای حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در یادداشتی نوشت؛ « ریچارد بوچر معاون وزیر خارجه آمریکا اخیراً با ارائه تحلیلی غیر منطقی و نادرست در کنگره آمریکا ، کلیت همکاریهای منطقه ای در قالب سازمان همکاری شانگهای را بطور عام و درخواست ایران برای عضویت در این سازمان را به طور خاص مورد انتقاد قرار داده و بر اساس یک پیش بینی دراز مدت (که معمولا غلط هم از آب در می آید) در این خصوص ابراز نگرانی کرده است.» 

به نظر حسینی، اظهارات بوچر ناشی از «عدم شناخت کافی مسئولین سیاست خارجی آمریکا» در فرایند اتحادیه های آسیایی، یا «تاثیر پذیری آمریکا از سنت های مرده قرن گذشته» است. لازم به توجه است که نگرانیهای آمریکا نسبت به تحولات این سازمان و درخواست ایران چندان بی وجه نیز نیست. این موضوع را می توان از دو زاویه بررسی کرد؛ الف- ماهیت پیمان شانگهای و تحولات آن، ب- عضویت کامل ایران در آن. 

الف- سازمان همکاری شانگهای با همکاری سران 5 کشور روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان در 26 آوریل 1996 و به نام «شانگهای 5» تشکیل شد که با پیوستن ازبکستان به آن نام فعلی بر آن نهاده شد. 

اهداف اولیه و اساسی این سازمان در سه مقوله اساسی ؛ همکاری دفاعی و امنیتی (به خصوص مبارزه با تروریسم و افراطی گری)، همکاری اقتصادی و همکاری با دیگر سازمانهای بین المللی و منطقه ای تعیین شده بود. 

سازمان شانگهای توانسته است در قالب همکاری های مذکور حوزه وسیعی از روابط بین کشورهای عضو را به وجود آورد. این روابط دامنه گسترده ای از کنترل مرزها برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم تا همکاری های بانکی، روابط گسترده تجاری و تشکیل باشگاه انرژی را دربر می گیرد. 

موضوع در خور توجه، گسترش فعالیتهای این سازمان فراتر از اهداف اعلام شده است. به نظر می رسد که از همان ابتدای امر، بنیانگذاران این سازمان و به خصوص روسیه و چین با تشکیل این سازمان به دنبال پایه گذاری قطب جدید قدرت در مقابل زیاده خواهی های آمریکا بوده اند. 

در واقع، ایجاد یک پیمان بین کشورهایی (کامل و ناظر)، با مساحت بیش از 25.1 میلیون کیلومتر مربع یا یک چهارم سطح خشکی‌های زمین، فراتر از صرف همکاریهای منطقه ای است و باید اهداف فرامنطقه ای و بین المللی برای آن قائل شد. این موضوع از آنجایی تایید می شود که آمریکا درخواستی جهت عضویت به عنوان ناظر ارائه کرده بود، اما این درخواست در سال 2005 رد شد. 

از این رو، مانورهای انجام شده از سوی این سازمان را در همین جهت قابل ارزیابی است. مانور سال گذشته با شرکت 4000 سرباز ارتش چین در منطقه چلیابینسک روسیه و در اطراف رشته کوههای اورال و مرز جغرافیایی آسیا و اروپا برگزار شد. این مانور نگرانی کارشناسان نظامی غرب را برانگیخت. به نظر آنان این امر می تواند باعث چرخش اولویت اول این سازمان به موضوعات امنیتی شده و در آینده مجموعه ای شبیه به پیمان ورشو را در مقابل ناتو بوجود آورد. 

تحول پیمان شانگهای از پیمانی منطقه ای به اتحادی فرامنطقه ای چندان دور از ذهن نیست. به نظر می رسد که برخلاف گفته بوچر در بعید دانستن تحقق چیزی شبیه پیمان ورشو، پیمان شانگهای بیشتر در همین جهت حرکت می کند. دو عامل را می توان ذکر کرد که در این فرایند نقش تعیین کننده دارند:
1- سیاستهای مداخله جویانه آمریکا در اروپای شرقی و به خصوص جمهوری های شوروی سابق از جمله؛ اوکراین و گرجستان و گسترش ناتو به مرزهای روسیه.
 
2- نیاز به همبستگی بیشتر کشورهای آسیایی چون روسیه و چین و تا اندازه ای هند که در برابر سیاست تک قطبی آمریکا به دنبال ایجاد نظام چند قطبی هستند. 

بنابه عامل اول، روسیه از قبل و با تشکیل پیمان شانگهای مقدمات ایجاد قطبی متمرکز در مقابل تغییرات اروپای شرقی ایجاد کرده است. به عبارتی روشن تر، با فروپاشی پیمان ورشو و گسترش ناتو به شرق، این روسیه بود که حریم امنیتی خود را در خطر می دید و لازم داشت تا تکیه گاه امنیتی برای خود تدارک ببیند. 

این تکیه گاه امنیتی برای روسیه نه می توانست اروپای شرقی تازه جسته از پیمان ورشو باشد و نه کشورهای خاورمیانه که اصولا چنین توانی را ندارند. در این میان، نیاز همبستگی در بین کشورهای آسیایی و به خصوص مرکز آسیا زمینه لازم را فراهم می کرد. می توان گفت؛ روسیه با استفاده از نفوذ خود در آسیای میانه مقدمات ایجاد آن تکیه گاه امنیتی را فراهم کرده است. 

باید توجه داشت که چهار کشور دائم پیمان شانگهای، تا کنون در حیطه کنترل روسیه بوده اند. از سوی دیگر، چین سوای رقابتی که به صورت سنتی با روسیه دارد، جهت تقابلش با غرب خود به خود هماهنگ با اهداف ضد غربی روسیه است. بنابر این، طبیعی است که با تقویت بنیه اقتصادی روسیه و چین و توسعه مطالبات بین المللی آنها، پیمانشان نیز ضامن تحقق مطالباتشان شود. 

ب- عضویت کامل ایران. مسئله نخست قابل توجه در این موضوع است که چرا ایران به دنبال تغییر از عضویت ناظر به کامل است. به نظر بولات نور گالیف، دبیر كل سازمان همكاری شانگهای، ایران در جایگاه ناظر می تواند «بطور کامل در فعالیت های سازمان همکاری های شانگهای شرکت داشته باشد و تنها تفاوت در این است که اعضای ناظر در اتخاذ تصمیمات حق رای ندارند.» 

روشن است که ایران برای درخواست خود انگیزه هایی بیشتر از همکاریهای متقابل با کشورهای دائم این پیمان دارد و خواهان به دست آوردن حق تصمیم گیری است. در واقع، انگیزهای ایران در دو بعد کوتاه مدت و بلند مدت قابل بررسی است. 

1- به لحاظ کوتاه مدت و شرایط فعلی، ایران به شدت احتیاج به همپیمانانی قدرتمند دارد. اتحادیه های استراتژیکی که ایران در آنها عضویت دارد همانند، اوپک یا اکو تنها اتحادیه هایی اقتصادی هستند و در زمینه نظامی، ایران عضویت در هیچ پیمان نظامی ندارد. 

از زمان اشغال افغانستان و عراق و به دنبال آن حضور فعال آمریکا در منطقه، ایران بیش از هر زمانی نیاز به همپیمانانی قدرتمند دارد تا در مقابل تهدید آمریکا از وجهه بازدارندگی آن استفاده کند. روشن است که داشتن همپیمانان قدرتمند به غیر از تعهدات متقابل، تاثیر قابل توجهی در کاهش تهدیدات خارجی دارد. 

پیمان شانگهای با توجه به حضور دو کشور دارنده حق وتو در شورای امنیت، پیمانی مناسب برای این هدف ایران است. ایران در صورت عضویت دائم در این پیمان و به دست آوردن رابطه و تعهدات نظامی درونی آن، با اطمینان بیشتری می تواند در مقابل تهدیدات آمریکا در منطقه توان ایستادگی کند. 

ب- ایران اکنون روابط گسترده ای با کشورهای آسیای میانه دارد. این همکاریها چه در قالب سازمان اکو و چه در روابط جداگانه ایران با این کشورها با پیوند در سازمان شانگهای توان بیشتر و موثرتری پیدا خواهد کرد. 

این موضوع با توجه به همگرایی آسیای بین ایران و روسیه نیز قابل بررسی است. به عبارت دیگر، سازمان شانگهای این توان را دارد تا همگرایی ایران و روسیه در آسیای میانه را بیشتر تقویت کند و به این وسیله پیوندهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایران با آسیای میانه را بالا برد. 

از سوی دیگر باید چین را در نظر گرفت. چین با شتاب توسعه اقتصادی نیاز روزافزونی به انرژی پیدا کرده است. همین امر، توجه آن کشور را به سرمایه گذاری در منطقه اصلی انرژی جهان، یعنی خاورمیانه جلب کرده است. مشخص است که چین بدون همگرایی کشورهای منطقه نمی تواند اطمینانی به تامین انرژی مورد نظر خود از این منطقه داشته باشد. ایران با عضویت کامل خود در این پیمان، از یک سو، تضمینی بر این هدف چین خواهد بود و از سوی دیگر، از همگامی بیشتر چین در تامین اهداف خود سود خواهد برد. 

اکنون باید دید که روسیه و چین می توانند با پذیرش ایران خطر یک رویارویی جدی با آمریکا را بپذیرند؟ به نظر برخی از تحلیل گران، روسیه و به خصوص چین تن به چنین امری نخواهند داد و از درخواست ایران استقبال نخواهند کرد، چرا که منافع آنان دو متکی بر داشتن هماهنگی با آمریکا است تا تامین خواستهای ایران. 

اگر چه این مطلب تا اندازه ای درست است اما باید توجه داشت که اصولا این پیمان سمت و سوی مقابله با آمریکا دارد. استفن بلَنک، استاد رشته امنيت ملی کالج جنگ در دانشکده مطالعات استراتژيک آمريکا، در مورد مانورهای نظامی این پیمان می گويد؛ «اگر به بيانيه های آن ها در سال های گذشته نگاه کنيد می بينيد که از ادبياتی بهره می گيرد که يک سره پر از واژگان ضد آمريکايی است. برای روسيه و چين، هدف آمريکاست.» 

با توجه به اهداف روسیه و چین در این پیمان، همگامی مقطعی آن دو کشور با آمریکا را نباید به عنوان دلیل نپذیرفتن درخواست ایران دانست. نشانه هایی دال بر این امر دیده می شود. کين گانگ، سخنگوي وزارت امور خارجه چين، در مورد درخواست ایران گفت؛ «چين از ابراز تمايل ايران براي تقويت همکاري با اين سازمان در همه زمينه ها استقبال مي کند.» از سوی دیگر، مسکو از زبان لئونید مائیسف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در سازمان همکاری های شانگهای، گفت؛ «این پیشنهاد جالب است، اما نیاز به بررسی دقیق دارد.» 

اکنون، ایران پس از گذشت شانزده سال از تاسیس مهمترین پیمان آسیایی، خواهان عضویت کامل در آن است. شاید ایران می باید خیلی پیش از این چنین کاری می کرد تا اکنون از نتایج آن بهره برد، اما «دیر رفتن بهتر از اصلا نرفتن است». باید منتظر شد و دید در اجلاس نزدیک سران سازمان همکاری های شانگهای چه تصمیمی گرفته خواهد شد.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين