داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

دست و پای بلند سیاست در مدیریت کشور

دکتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده

کد مطلب : 21683 22 اسفند 1387 ساعت 11:49


«چرا كشور ما با اين همه ظرفيت نتوانسته در بعد اقتصادي و اجتماعي به آن جايگاهي كه بايد دست پيدا كند؟» این سوالی است که دکتر قالیباف در مصاحبه مطبوعاتی خود مطرح کرده و در واقع، تکیه گاه اصلی وی در پرداختن به مسائل کلان کشور اتکاء بر همین سوال دارد.
 
روشن است که قالیباف سوال جدیدی را مطرح نکرده بلکه همان مسئله ای را گفته که سالها است ذهن تعداد زیادی از ایرانیان از دسته ها و طیفهای گوناگون را به خود مشغول کرده و از این رو، بارها و بارها بیان شده است. با وجود کهنه و نخ نما شدن این سوال، یک چیز آن را تا کنون سرپا نگه داشته و آن نیازی است که پاسخهای گوناگون نتوانسته آن را برطرف کند و همین نیاز است که توانسته همیشه به سوال جانی تازه ببخشد. گویا این بار آقای قالیباف با پاسخی تازه خواسته بخت خود را در برابر مبارزه طلبی این سوال بیازماید و با گشودن افقی دیگر، نیاز به پاسخ دادن به این سوال را برآورده کند. 

افقی که در دیدگاه آقای قالیباف گشوده شده چگونه است و چه عرصه ای را نشان می دهد؟ مبنای افق نگرش وی بر دو مفهوم کلیدی تکیه زده است؛ نخست برنامه ریزی و دوم مدیریت. شاید جان کلام قالیباف برای نشان دادن این دو مفهوم را بتوان در این دو گفته از وی خلاصه کرد؛ «براي رسيدن به اين توسعه و پيشرفت، برنامه ريزي اصل است ... بهره گيري از دانش و تكنولوژي روز اصل است» و «من معتقدم، دليل بروز اين مسايل فقدان يك مديريت كارآمد، عقلاني و مقتدر است كه با صداقت و شفافيت، با تعهد به خردجمعي و با بهره گيري از همه تجربيات و ظرفيتهاي كشور مساله توسعه را سامان ببخشد». 

او برای توضیح دو مفهوم کلیدی خود به انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور استناد می کند که عدم نیاز به داشتن برنامه باعث شده تا سوء مدیریت در کشور به وجود بیاید و وجود چنین سازمانی را بی اساس بداند. از گفته ایشان چنین برمی آید که بین این دو مفهوم رابطه ای مستقیم و متقابل وجود دارد به این گونه که «مدیریت کارآمد، عقلانی و مقتدر» اساسا در گرو نیاز به برنامه ریزی و داشتن برنامه ای است که از «دانش و تکنولوژی روز» بهره گرفته باشد و همچنین بالعکس. از صورت عکس این قضیه می توان فهمید که وجود چنین برنامه ای در نظر قالیباف بدون چنان مدیریتی کارساز نبوده و نمی تواند عاملی در جهت توسعه و پیشرفت باشد. 

مسئله ای که در ارتباط مستقیم و متقابل این دو مفهوم با یکدیگر مطرح می شود اولویت بین آنها است به این گونه که، از بین برنامه ریزی و مدیریت کدام یک اصل و مبنای دیگری است؟ قالیباف در دیدگاه خود پاسخی روشن برای این پرسش دارد. پاسخ او مدیریت را اصل و تکیه گاه برنامه ریزی قرار می دهد. از این رو است که وی می گوید؛ «خودمحوري به نام شجاعت و قاطعيت و بسياري از حوزههاي مديريتي ما را دارد به بيراهه مي برد. عدم توجه به جايگاه محوري نخبگان و متخصصان باعث شده كه تصميمگيريهاي مديريتي از پشتوانه لازم ملي برخوردار نباشد.

از طرفي هم سياست زدگي و اصل قرار دادن مسايل سياسي در مديريت باعث شده كه مديريت كشور معيوب شود. به همين علت من بحران مديريت را عامل

از این رو، ذکر سیاست زدگی در کلام قالیباف نشان دهنده علائم اولیه بروز و ظهور این تمایز است که برای تحرک به سوی توسعه و پیشرفت نقش حیاتی دارد. گذشته از این، قالیباف با اشاره به «رويكرد عقلاني و يك نگاه سيستمي به اداره كشور» عنصری را ذکر کرده که در شناختن و دستیابی به چنان تمایزی لازم و ضروری است.
بسياري از مسايل و مشكلات كشور مي دانم». گویا کلام قالیباف بیشتر گزارشی باشد از واقعیتهای مشهود و آنچه که دیگران نیز پیش از این به آن هشدار داده اند، اما نباید کلام وی را در حد گزارش صرف از ماوقع ارزیابی کرد بلکه در این سخن نگرش خاصی نیز بیان شده است. 

نگرش خاص قالیباف را باید در تقابل برداشت وی از مدیریت درست تحت عنوان؛ «مديريت كارآمد، عقلاني و مقتدر» با چیزی دانست که به عنوان؛ «سیاست زدگی» از آن یاد می کند. ذکر مفهوم سیاست زدگی از سوی قالیباف موضوعی مهم و در خور توجه است. در حقیقت، چه در ادبیات سیاسی ایران و چه در منش و کردار اهل سیاست تمایز اساسی بین سیاست زدگی و عمل سیاسی آن قدر تاریک و گنگ بوده که هنوز تفاوت بین عمل مبتنی بر درایت سیاسی با احساس سیاسی جایی باز نکرده است. می توان به راحتی عدم وجود چنین تفاوتی را در فضای سیاسی حس کرد و دید چگونه سیاست زدگی برخواسته از احساسات سیاسی بر وجوه مختلف کردارهای سیاسی سایه انداخته است.
 
از این رو، ذکر سیاست زدگی در کلام قالیباف نشان دهنده علائم اولیه بروز و ظهور این تمایز است که برای تحرک به سوی توسعه و پیشرفت نقش حیاتی دارد. گذشته از این، قالیباف با اشاره به «رويكرد عقلاني و يك نگاه سيستمي به اداره كشور» عنصری را ذکر کرده که در شناختن و دستیابی به چنان تمایزی لازم و ضروری است. 

گذشته از ذکر این موضوع اساسی، در دیدگاهی که قالیباف عرضه می کند یک موضوع پرسش برانگیز است. به نظر وی، باید در عرصه های مختلف مدیریتی، اقتصادی و فرهنگی «دست و پای بلند سیاست» را کوتاه کرد. منظور از این سخن چیست؟ آیا منظور این است که برای رسیدن به توسعه و پیشرفت به مدیریتی در این عرصه ها احتیاج است که فارغ از سیاست بوده و مطلقا از حوزه و تاثیر سیاست مبرا و دور باشد؟ اگر چنین فرضی مد نظر قالیباف است آنگاه می توان پرسید؛ در این صورت دیگر سخن گفتن از عقلانیت و خرد جمعی به چه معنا است؟ در حقیقت، عمل مبتنی بر درایت سیاسی درست به معنای مدیریت بر اساس عقلانیت و خرد جمعی است و اگر قرار باشد که مدیریتی فارغ از سیاست در کار باشد، باید بپذیریم این مدیریت در تعارض با آن عقلانیت و خرد جمعی است که در تعریف قالیباف از مدیریت کارآمد، عقلانی و مقتدر نقش کلیدی را بازی می کند. 

با توجه به مصاحبه قالیباف روشن می شود که منظور او از دست وپای بلند سیاست همان سیاست زدگی است که بلافاصله ذکر شده و همین امر در نظر وی «آفت بنيان برافكني براي مديريت كشور» شده و باعث شده تا «ما شعار عدالت» بدهیم «ولي به بي عدالتي ها دامن» بزنیم. هر چند این حرف درست به نظر می رسد اما آیا به این معنا است که سیاست را باید از مدیریت در عرصه های مختلف اداره کشور دور کرد؟ به نظر می رسد که پاسخ این مسئله را در همان عدم تمایزی می توان جست که به آن اشاره شد و تاثیر آن را در این سخنان نیز مشهود است. 

نکته اساسی در توجه به این موضوع است که وجود ابهام بین دو عرصه سیاسی و عدم چنان تمایزی خود به خود باعث ابهام و عدم تمایز در شناخت معیارها و ملاکهای مدیریتی در عرصه های دیگر می شود. در چنین حالتی شاید کسی بتواند گمان مدیریت اقتصادی فارغ از تاثیر سیاسی را داشته باشد اما چنین گمانی در واقعیت و عمل چاره ای جز کشیده شدن به دامن سیاست زدگی نخواهد داشت، یعنی همین وضعیتی که قالیباف به آن معترض است. 

چنان که گفته شد، تمایز بین سیاست زدگی و عمل مبتنی بر درایت سیاسی امری است که فضای سیاسی ایران به آن نیازمند است و سخنان قالیباف نشان می دهد که علایمی دال بر تحقق چنین تمایزی به چشم می خورد، هر چند که این علایم برای رسیدن به واقعیت بنیادین خود در این فضا راه درازی را در پیش دارد و تا چنان وضعیتی کماکان دست و پای بلند سیاست زدگی در عرصه های مختلف مدیریتی درکار خواهد بود.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين