داخلی  »  خبر  »  سياسی

بهنود شجاعی در مقابل چشمانم اعدام شد

محمد مصطفایی

کد مطلب : 33103 19 مهر 1388 ساعت 10:44


محمد مصطفایی که وکالت بهنود شجاعی را بر عهده داشت مشاهدات خود از آخرین لحظات زندگی بهنود را اینگونه توصیف کرده است:

دیشب حافظ گفت:

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم 
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم 

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست 
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم 

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم 
دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم


منتظر بودم تا زمان بگذرد و به درب زندان اوین روم حدود ساعت ۲:۳۰ دقیقه با کوهیار قرار گذاشتم و به سمت زندان اوین رفتیم.
 
حدود ۲۰۰ نفر از فعالان حقوق اجتماعی و تعدادی مادر داغدیده هم حضور داشتند. منتظر بودیم که اولیاءدم به زندان بیایند. بعد از گذشت یک ساعت مادر و پدر احسان (مقتول) را به همراه برادر و خواهرش دیدیم. جمعیت به سمت وی رفتند تا آنان را از اعدام بهنود منع کنند. مدتی گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت می کنیم. 

جو بسیار سنگینی حاکم شده بود. درب زندان باز شد . اولیاءدم من و آقای اولیایی فر به داخل رفتیم. مدتی در سالن انتظار ایستادیم. فکر می کردیم که اولیائدم گذشت خواند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتی گذشت صدای دعاهای فعالان از بیرون زندان به گوش می رسید. بعد از چند دقیقه وارد سالن دیگری شدیم.
 
بهنود یا تعدادی از مسئولین زندان هم حضور داشتند. وقتی اولیاءدم به داخل رفت. بهنود به دست و پای آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند. سرپرست اجرای احکام صورتجلسه اجرا را تنظیم کرد. چند نفر از مسئولین زندان، من و آقای اولیایی فر به سمت اولیاء دم رفتیم از آنها خواستیم و التماس کردیم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمی توانم فکر کنم باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندازم. بعد از چند دقیقه صدای اذان به گوش رسید. بهنود به اتاقی رفت تا آخرین نماز زندگی اش را بخواند.
 
او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند. پس از اتمام نماز همگی به محوطه زندان رفتیم. تمام بدنم می لرزید و نمی دانستم که عاقبت این پسر بی مادر چه خواهد شد. بهنود وقتی به دست و پای مادر و پدر مقتول افتاد به مادر مقتول می گفت که من مادر دارم تو رو به خدا شما مادری کنید و من را اعدام نکنید. 

همگی به سالن دیگر رفتیم. در سالن چهار پایه مستطیل شکل آهنی وجود داشت که بالای آن طناب دار پلاستیکی آب رنگی نصب کرده بودند. اولیاءدم داخل رفتند و پس از مدتی بهنود را به آن سالن کذایی بردند. سالنی که اعدامها در آنجا صورت می گرفت. من تا به حال ندیده و نشنیده بودم که اجرای احکام یک نفر را به صورت خاص در زندان اوین اعدام کند. 

ولی برایم تعجب انگیز بود که چرا بهنود به تنهایی اعدام می شد. شاید این هم از بد اقبالی او بود که تنها به آسمان رود. کسانی که آنجا بودند باز هم از مادر و پدر بهنود خواهش کردند و گفتند اگر با خدا معامله کنید زیان نخواهید دید. مادر مقتول گفت باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندارید. بهنود به بالای چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانیه ای نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپایه رفتند و آن را از زیر پای بهنود کشیدند. بهنود به ملکوت اعلی پیوست.

طاقت دیدن این صحنه را نداشتم. تا چارپایه از زیر پای بهنود کشیده شد تمام اطراف سیاه شده بود.

امروز دیگر بهنود در زندان و بین دوستان خود نیست. جای خالی بهنود را احساس می کنند.

من تمام تلاش خودم را کردم ولی هیچ فایده ای نداشت. باز هم عقیده دارم او مستحق مرگ نبود.

او نمی بایست اعدام شود.

ولی اعدام شد.

اعدام.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-10-08 11:09
من هیچ فرقی بین پدر و مادر احسان و بهنود نمیبینم هر سه نفر قاتلند و تنفر انگیز .
1388-09-30 15:20
یه لات چاقوکش رو نباید اعدام کرد؟؟؟
1388-08-23 14:26
بهنود به ملکوت اعلی پیوست ? اصلا به شرایط ماجرا کاری ندارم ، ولی آدمکش ها به بهشت می رن ؟ چرا الکی یه نفر رو می خواید قهرمان کنید ؟ آدمی که تو خیابون لات بازی در میاره چه طور می تونه به ملکوت اعلی بره ؟
1388-08-13 11:24
به ملکوت اعلی؟!
1388-08-06 03:47
درد مادر احسان را درک میکنم ولی برام هم خیلی عجیبه که خودش چارپایه را از زیر پای بهنود کشیده .کاش حداقل این کار را بعنوان یک مادر نکرده بود.
1388-08-03 16:15
بخشش انقدر سخت بود که نتونستین اونو ببخشین؟؟؟ اون پسر انقد تنبیه شده بود که بخواید ببخشیدش... خداوند روح بهنود رو شاد کنه
1388-08-02 13:06
مشکل از اعتقادات احمقانه پدر و مادر احسان و از این قوانین کثیف هست. بهنود اشتباه کرده بود ولی باید به اون فرصت داده می شد. بهنود می تونست طی محکومیتش تو زندان وارد عرصه های اجتماعی بشه. کار و تخصصی یاد بگیره و سود این کار عاید جامعه و شاکی بشه. بهنود می تونست فرصت داشته باشه تا چندین نفر رو ببینه و اونها رو از خطر آگاه بکنه. از خطری که تو چند قدمی همه ما هست. جوانها با دیدن بهنود می فهمیدن که یک اشتباه گاهی می تونه زندگی آدم رو تباه بکنه.... مرگ هیچ چیزی رو عوض نمی کنه .... مطمئنا اون الان تو بهشته... چون تاوان اشتباهش رو داده و پاک پاک رفته ... پدر و مادر احسان هم برن نماز!!! بخونن... کاش می شد اعتقادات احمقانه رو نابود کرد.
1388-07-29 14:41
از اين ببعد اين مادر و پدر يعني ولي دم هستند كه بايد عذاب روحي بكشند
1388-07-28 12:24
والدین احسان اگرگذشت می کردیدارام ترمی شدید
1388-07-26 09:47
درسته که بخشش و گذشت قابل تحسینه و بهنود هم موقع ارتکاب جرم بچه!!!بود ولی....ولی چرا طوری حرف می زنین انگار مشکل اصلی رو والدین احسان به وجود آوردن؟؟؟؟؟؟؟!!!!! یعنی بعضی مردم انقدر بی انصافن؟؟؟؟؟که فکر میکنن اگه اونها گذشت می کردن همه چی حل بود؟؟؟بابا به قران قاطی کردین!!خیلی از شماهایی که اینجوری دل می سوزونین اگه تو مترو! کسی بهتون تنه بزنه کلی احساس قربانی شدن می کنین!!!و میگین خدا ازت نگذره!!!!!حاله چی شده ؟گذشت کردن از طرف دیگران شده امر واجب!!!و اگه گذشت نکنن سزاوار لعن و نفرینن!!!
1388-07-25 23:08
حالم به هم خورد از این همه کینه ای در وجود این به اصطلاح پدر و مادر وجود داره ،همه اولیای دین ما مومنان را به عفو دعوت کرده اند نه انتقام ... پدر .. مادر .. براتون متاسفم که از این فرصت استفاده نکردید .. واقعاً متاسفم
1388-07-25 14:04
برای خودم متاسفم که هموطن اینها هستم (پدر و مادر احسان )
1388-07-22 22:33
بايد به مادر احسان بگويم درست است كه قصاص حق شما بود ولي با اينكارتان تا ابد بار گناهي را به دوش خواهيد كشيد زيرا بهنود در لحظه انجام قتل نمي‌دانست مرتكب جنايت مي‌شود ولي شما مي‌دانستيد؟ واي بر شما اگر از پس امروز بود فردائي؟
1388-07-22 00:40
بی احساستر از این آدمها(پدر و مادر احسان) ندیدم . واقعا" متاسف شدم از شنیدن این خبر و وجود همچون انسانهایی که اسمشان را نمی شود انسان گذاشت.
1388-07-21 23:46
من ميخوام پاسخ ان عزيزي راكه قطعا قلب مهرباني دارند وفرموده اند دين اشكال دارد و....بدهم بايد عرض كنم پاسخ اين موضوع درحد من وايشان تقريبا نيست اما بنظربنده اشكال از قضات محترم است چرا؟ برابر كنوانسيون حقوق كودكان كه مجلس ايران انرا تصويب ونماينده كشورمان انرا امضانموده انداعدام كودكاني كه مرتكب جرم ميشوند ممنوع است .اين قانون براي امضا در سازمان ملل به تاييدشوراي نگهبان رسيده يعني ازنظرفقهاي انروزشوري نگهبان باشرع مغايرنبوده است وقتي كودكي نابالغ كه برابر اثبات علمي جسم او بيشترازعقل او رشد ميكند ونميفهد وجرمي رامرتكب ميشود چه فرقي با ان مجنون ويامست دارد كه انان پاسخگوي اعمال خود نيستند بنظرم بهانه قراردادن بلوغ وتكليف كه درسن 9سالگي براي دخترو15سالگي براي پسردر اسلام معين شده اصلادرست نيست منظور اسلام اين نبوده منظوردين بلوغ جنسي است كه اتفاقا سرمنشا جرايم نيز هم است اسلام سن تكليف را براي حدودشرعي ونگهباني ازگل وجود دختر وجلوگيري ازگناه گذاشته است قاضي محترم بايد با مجازات جايگزين بهنود رااعدام نميكرد اسلام دين سازگارباقلوب است همه انسانهاخصوصا مسلمانان بااجراي حكم دلشان گرفت وقلوبشان شكست .من براي مظلوميت اسلام واتهامي كه اين اقدام دردنيا وافكارملل مردم جهان رابدبين به اسلام نموده متاثرم . اين است تبليغ براي اسلام ؟اقايان ميگويند قصاص درقران امده است وشامل كودكان هم ميشود،مگرشما سنگ امام رابه سينه نميزنيد مگرهمين امام سفركرده نبود كه واجب خدا يعني حج ابراهيمي راتعطيل كرد مگرمصلت كجا رفته وقتي عملي انسانها وحتي مسلمانان رابه اسلام بدبين ميكند ايا اجراي ان واجب است من امشب باتمام كساني كه بودم ناراحتيم هم براي انسانيت هم براي اسلام خدايا تورا به مظلوميت امام جعفرصادق كه امشب شهادت اوست مرا از زمره كساني كه مردم را نسبت به دين اسلام وشيعه بدبين ميكنند قرارنده ومن از اندسته نباشم
1388-07-21 14:38
پدر و مادر احسان. شما با اينكارتان هم خودتان را ضايع كرديد هم پسرتان را كه بگفته بهنود به مادرش بي احترامي كرده بود. حالا برويد و با ظاهري بله ظاهري آسوده! به بقيه عمر كثيفتان ادامه دهيد. باطنتان هيچ وقت آسوده نخواهد بود.
1388-07-21 09:16
قانون ما چرت چرت...آیا با اعدام او جوانان درس کی گیرند؟آقایان اگه واقعا چیزی سرتون می شه شرایط زندگی رو طوری برای جوانان مهیا کنید که کار به این تباهی ها نکشه؟آقایان رافت اسلامی کو؟این جای دین اشکال دارد.مگه نمی گن دین اسلام کامل است؟پس گرفتن جان یک نفر یعنی رافت...از این قانون دینی تان حالم بهم می خورد ...آقای مصطفایی تو که نتونستی کاری کنی پس چرا اینطوری اشک ما رو درآوردی؟توی ایران فقط بلدند اشک مردم رو دربیارند...لعنت برهمه شما که نتونستید برای این جوان خام کاری کنید...از این دینتان بدم میاد ...همانطور که دل ما لرزید بارلها دلشان را بلرزان...مرگ بر همه شما...
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين