داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

پاسخ خصمانه آمریکا به توافق تهران

دکتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده

کد مطلب : 48224 30 ارديبهشت 1389 ساعت 11:11

 
ایران انتظار داشت که پس از توافق با برزیل و ترکیه بر سر تبادل سوخت هسته ای 5/3 درصدی خود با سوخت 20 درصدی در خاک ترکیه، پاسخ مثبتی از سوی 1+5 دریافت کند، اما درست یک روز پس از این توافق معلوم شد که آمریکا پیش نویس قطعنامه پنجم را آماده کرده و به گفته هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، این کشور توانسته موافقت روسیه و چین را نیز برای تصویب این قطعنامه به دست آورد. 

مشخص است که این اقدام آمریکا آن هم یک روز پس از حصول توافق تهران، در پاسخ به آن انجام گرفته و کلینتون نیز در تایید این موضوع گفت؛ «توافق به دست آمده بر سر پيش نويس قطعنامه تحريم ها، بهترين پاسخ به تلاش های تهران در روزهای اخير است»، اما این چه پاسخی است و چرا آمریکا با چنین فوریتی دست به کار شده و صبر نکرد تا کم و کیف توافق تهران معلوم شود و حتی مراحل اولیه آن اجرا شود؟

پاسخ مسئله را می توان در سخنان سوزان رایس، سفیر آمریکا در سازمان ملل، یافت که دو روز بعد از توافق تهران در سازمان ملل به خبرنگاران گفت؛ «قطعنامه جدید با طرح تبادل سوخت اتمی اخیر که با تلاش ترکیه و برزیل، ایران با آن موافقت کرد ارتباطی ندارد، بلکه به دلیل ادامه غنی سازی اورانیوم توسط ایران تدوین شده است». 

پیش از این، مشابه سخنان رایس از سوی فلیپ جی کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، شنیده شد و همچنین برنار والرو، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه، نیز همین موضوع را گفته بود. هسته اصلی استدلالی که مقامات آمریکایی و هم پیمانان غربی آن کشور در یکی دو روز گذشته پی گرفته اند تمایز قائل شدن بین دو مقوله است؛ یک مقوله مربوط به تبادل سوخت موجود 5/3 درصدی ایران با سوخت 20 درصدی و دیگری اصل پرونده هسته ای ایران که موضوع قطعنامه های پیشین بوده و موجب وضع سه دور تحریم علیه ایران شده است.

از سخنان مقامات آمریکایی تمایز بین این دو مقوله به وضوح پیدا است تا آن که توافق به دست آمده در تهران نتواند بر موضوع دیگر، یعنی اصل پرونده هسته ای، تاثیری بگذارد و مانع وضع تحریمهای بیشتر علیه ایران شود. 

این تمایز به صورتی روشن در گزارش روزنامه آمریکایی واشنگتن پست دیده می شود که در این مورد نوشت؛ « پیگیری تصویب دور چهارم تحریم‌ها در شورای امنیت هیچ ارتباطی به پذیرش تبادل سوخت از سوی ایران ندارد، چون مساله اصلی برای شورای امنیت بهره‌گیری پنهانی ایران از تاسیسات هسته‌ای قم و تن ندادن به خواسته‌های این شورا مبنی بر تعلیق کامل غنی‌سازی اورانیوم در داخل ایران است». 

در واقع، آمریکاییان دریافته اند که روند تبادل سوخت و توافق به دست آمده در تهران می تواند بر مسئله تحریمهای پیشین سایه اندازد و آن را خود به خود منتفی کند چنان که نیکول استرک، تحلیلگر مرکز پژوهشی خلیج در دبی، نیز همین نظر دارد و معتقد است که استراتژی ایران تغییر کانون توجه از تعلیق کامل غنی‌سازی به مساله تبادل سوخت است و به نظر می‌رسد تا کنون موفق هم بوده است. 

دلیل چنین تغییری تا اندازه زیادی روشن است چرا که اگر غرب تبادل سوخت هسته ای را پذیرد به صورت طبیعی اصل فرایندی که منجر به تولید سوخت هسته ای در ایران شده را نیز پذیرفته و همین امر به معنای منتفی شدن تحریمهای قبلی است که بر مبنای درخواست توفق کامل غنی سازی و توفق تولید سوخت در ایران تنظیم شده بود.

تنها راه آمریکا برای جلوگیری از چنین تغییر کانون توجهی در این است که به موازات فرایند تبادل سوخت، موضوع تصویب تحریمهای بیشتر را نیز دنبال کند تا بتواند تمایز بین تبادل سوخت و اصل تولید سوخت را حفظ کند. هر چند که استناد به این تمایز در ظاهر امر موجه به نظر می رسد اما باید گفت که چنین تمایزی بدون در نظر گرفتن علت اصلی ارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت مطرح شده است.
 
به عبارت دیگر، علت اصلی ارسال پرونده ایران بر مبنای عدم اطمینان آژانس به فعالیت هسته ای ایران انجام شد و تحریمها نیز بر اساس همین امر وضع شده است. حال هر فرایندی که بتواند موجب اطمینان سازی نسبت به فعالیت هسته ای ایران شود، علت اصلی تصویب قطعنامه ها و وضع تحریمها را منتفی کرده و باید بر این اساس پرونده ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی بازگردد.

هر چند که ایران پیش از این اقدامهایی چون پاسخ به مسائل آژانس، انجام فرمول مدالیته و اجازه به بازرسان آژانس برای بازدید از تاسیسات خود را داده، اما پذیرش تبادل سوخت به وضوح نشان می دهد که فعالیت هسته ایش تنها برای مقاصد صلح آمیز است، چرا که اگر سوخت با غنای بالای 5/3 درصد با تضمینات کافی از خارج فراهم شود حاضر به پذیرش آن است. 

به همین جهت است که پس از توافق تهران، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، نیاز به تشدید تحریمها را منتفی دانست و سلسو آموریم، وزیر خارجه برزیل، هم گفت: «پذیرش تبادل سوخت از سوی ایران، اقدامی در جهت اعتمادسازی است و به جامعه جهانی امکان تعامل تا رفع همه تردیدها و ابهامات را خواهد داد». 

آمریکا بدون در نظر گرفتن علت اصلی پرونده هسته ای ایران چنان تمایزی را طرح می کند تا همچنان فشار تحریمها را بر ایران بیشتر کند. 

روشن است که این سیاست نه به دنبال رفع تردیدی است و نه ابهامی، بلکه سیاستی خصمانه علیه ایران است تا این کشور را وادار به دست کشیدن از حق خود در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای کند. 

اکنون باید پرسید که با چنین سیاست خصمانه ای آیا راهی برای اعتمادسازی و رفع تردیدها و ابهامها باقی می ماند و در قبال چنین سیاستی اعتمادسازی چه معنایی دارد و اصولا همکاری در قالب آژانس بین المللی انرژی اتمی و یا فعالیت در قالب NPT و پروتکل الحاقی آن چه ضرورتی دارد؟ 

در واقع، اگر قرار به سیاست خصمانه و فشار و تحریمهای بیشتر باشد و راهها برای اعتمادسازی به نتیجه ای نرسد، عضویت در آژانس چه فایده ای خواهد داشت جز دلخوش کردن به عضویت در آژانسی که بهره ای از آن عاید نمی شود؟

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Share/Save/Bookmark
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين