داخلی  »  خبر  »  سياسی

جوان> مجمع روحانیون خط نفاق جدید است

کد مطلب : 31060 14 شهريور 1388 ساعت 10:39


روزنامه حامی دولت جوان نوشت:

واکنش‌هايي که طي چند روز گذشته در قبال افشاگري‌هاي فرمانده کل سپاه درخصوص ابعاد پنهان فعاليت سياسي نفاق‌آلود برخي سران جريان اصلاح‌طلب به عمل آمد، ‌ علاوه بر آنکه دامنه‌اي از «غافلگيري»، ‌ «ترس»‌ و «فراربه جلو» را در اردوگاه دوم خردادي‌ها به نمايش گذاشت؛ ازديگرسو ابهامات و سؤالاتي جدي را در افکار عمومي فراروي سرآمدان اين جريان قرار داد. 

سردار جعفري که بنا بر وظيفه اصلي سپاه - دفاع از دستاوردها و مقابله با تهديدات مقابل انقلاب - پرده از نفاق سياسي سران جريان دوم خرداد برداشت و به همين دليل از جانب مجمع روحانيون مبارز چنان مورد هجمه واقع شد که از خلال آن مي‌شود واهمه از برون افتادن بسياري ديگر از «رازها» و«قرارها» را مشاهده کرد. 

مجمع روحانيون مبارز با مديريت خاتمي - موسوي خوئيني‌ها در بيانيه خود آنچه بر زبان فرمانده سپاه جاري شده – بويژه تلاش براي تضعيف جايگاه رهبري- را نفي نکرده بلکه سراسيمه به شيوه جاري خود يعني تهديد متوسل شده تا به زعم خود از گسترش يافتن دامنه اين افشاگري‌ها جلوگيري کند. 

اما به راستي آقاي خاتمي و موسوي خوئيني‌ها از چه چيزي در اظهارات فرمانده سپاه نگران شده‌اند؟ همان گونه که عنوان شد، ‌ مهمترين نکته در اظهارات سردار جعفري رونمايي از «نفاق جديد» است؛ آفتي که مدت‌هاست سران جريان موسوم به اصلاح‌طلب دچار آن شده و در جريان حوادث اخير بيش از پيش اين آفت نمايان شد. 

اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 بود که «تجديدنظر طلبي» در اصول انقلاب دامن‌گير عناصري از جريان‌هاي سياسي، ‌ بويژه جريان«چپ» شد. زماني که اقبال عمومي به اين جناح رو به کاهش نهاد، ‌بويژه پس از ناکامي در انتخابات مجلس چهارم که فعالان اين جناح خصوصاً اعضاي مجمع روحانيون مبارز، ‌سياست اعتزال و گوشه گيري اختيارکردند، ‌بخشي از عناصر جوانشان، ‌جذب آرا و انديشه هاي ليبرالي شده و با حضور در محافل و حلقه‌هايي چند به تدريج دچار تطورات عميق معرفتي – سياسي شدند. مباحث بيان شده در اين حلقه‌ها در عرض چند سال سوپر راديکال هاي چپ دهه 60 را چنان دچار استحاله هويتي کرد که تا چند سال بعد، ‌آرام آرام شعارهاي آرمان‌خواهانه‌اي چون استکبارستيزي، ‌حمايت ازمستضعفين و دفاع از خط امام (ره) را به کناري نهادند، ‌ چنان که زعيم اين جماعت که روزگاري از فرط تمايلات چپ‌روانه و شبه‌سوسياليستي «آخوند سرخ» خوانده مي‌شد، ‌ عملاً به ورطه ليبراليسم و مخالفت با مباني اعتقادي نظام بويژه ولايت فقيه درافتاد. 

درهم آميختگي بخشي از جريان «چپ» با گروه هاي ليبرال، ‌در محافل آکادميکي چون «مرکز تحقيقات استراتژيک رياست جمهوري» که رياستش درآن ايام برعهده موسوي خوئيني‌ها بود به شدت دنبال مي‌شد به گونه‌اي که درسال هاي مياني دهه 70 اين بخش از جناح چپ، ‌ عملاً به اشتراک معرفتي، ‌سياسي و حتي تشکيلاتي با گروه‌هاي ليبرال و اپوزيسيون رسيد. اينان درآن سال‌ها گرچه درحاکميت نبودند و افکارو نياتشان در معرض عموم قرار نگرفته بود اما زماني که با انتخاب سيد محمد خاتمي در خرداد 76 به قدرت بازگشتند، ‌شايد به ذهن کسي هم خطور نکرد ‌کساني که روزگاري خود را پرچمدار انحصاري دفاع از خط امام(ره)، ‌مبارزه با آمريکا و حمايت از مستضعفين مي‌دانستند و رقباي سياسي و سليقه‌اي خود را با برچسب اسلام آمريکايي از صحنه به ‌در مي‌کردند، ‌طي چند سال دچار چنان دگرديسي و تطوري شده باشند که در يک حرکت پاندولي درست در مقابل ديدگاه‌ها و نظرات انقلابي سابق قرار بگيرند و ضمن تشکيک در«حاکميت‌دين» و اصل«‌ولايت فقيه» پرچم تسليم در برابر آمريکا را بالا ببرند و صراحتا اعلام کنند که کشورهاي مستقل هيچ چاره‌اي جز پذيرش نظم نوين جهاني ندارند. 

تلاش اين جريان براي تضعيف رهبري و خدشه‌‌دار کردن اين جايگاه در دوران دوم خرداد به گونه‌اي بود که در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس خبرگان رهبري در سال 1377 تاکيد کرده بودند«بايد کاري کنيم که بيشتر از 7 ميليون رأي از صندوق‌ها بيرون نيايد» تا بتوانند با مستمسک قراردادن مشارکت کم مردم در انتخابات خبرگان، ‌ وجه اسلاميت نظام و بخش‌هاي برآمده از آن را فاقد پشتوانه و مقبوليت مردمي نشان داده، ‌با تبليغات رواني، ‌ ضرورت سکولاريزه شدن نظام و انجام رفراندوم را پي گيرند. هر چند با وجود تبليغات سنگين جريان تجديدنظرطلب، ‌سومين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري با شرکت مردم با شکوه هرچه بيشتر تمام شد و طرح بي‌اعتبارسازي نظام ديني با شکست مواجه گرديد. 

ماجراي تلاش‌هاي اين جريان ادامه داشت و شکست‌هاي متعددي براي آنان رقم خورد تا اينکه با از دست دادن اکثريت در انتخابات مجلس هفتم در سال 82 و پس از آن سپردن قدرت اجرايي کشوردر سال 84، ‌دوره بازسازي و تلاش براي بازگشت به قدرت اين جريان شروع شد. 

بي اقبالي به گفتمان جريان اصلاح طلبان آنان را برآن داشت تا طي يک همانندسازي گفتمان اصولگرايان را مد نظر قراردهند براي مصداق هم از اعماق تاريخي به قدمت 20 سال، ‌ نخست‌وزيري را به صحنه آوردند که گرچه شعار انقلاب مي داد و از امام (ره) مي‌گفت اما گويا قصد قدم گذاشتن به معرفت و شناخت سال 1368 به بعد را نداشت. 

حرکت پاندولي جريان نفاق‌پيشه زماني آغاز شد که شعارهاي کانديداي به ظاهر خط امامي‌شان رغبتي ايجاد نکرد پس چاره کار را درتبليغات و ژست هاي ليبرالي ديدند. 

اما انتخابات که تمام شد، ‌ نتيجه آني نشد که جماعت نفاق جديد انتظار داشتند. 

فلذا براي جبران، ‌ خاتمي در يک اقدام غيرمنطقي پيام تبريک پيروزي براي کانديداي شکست خورده انتخابات فرستاد و ادعاي تقلب در انتخابات با پيام تبريک خاتمي و نشست خبري ميرحسين موسوي کليد زده شد تا به تعبير ابطحي، ‌ علامت رمز آشوب باشد. 

علي القاعده خطبه‌هاي نماز جمعه رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد مي‌بايست فصل‌الخطاب و جمع کننده همه ماجراها باشد. همه منتظر خطبه‌ها بودند اما لجنه نفاق در مجمع روحانيون مبارز که تضعيف جايگاه رهبري هدف اصلي و فرا انتخاباتي‌اش بود، ‌ چهارشنبه 27 خرداد - يعني دو روز پيش از نماز جمعه رهبري- بيانيه‌اي صادر کرد و خواستار برگزاري راهپيمايي غيرقانوني در روز شنبه 30 خرداد گرديد. 

اين اعلام راهپيمايي غيرقانوني براي 30 خرداد از سوي خاتمي و موسوي‌خوئيني‌ها در حالي بود که آنها از برگزاري نماز جمعه به امامت رهبر انقلاب در 29 خرداد اطلاع داشتند و به زعم خود قصد داشتند تا بعد از سخنان فصل‌الخطاب رهبري نيز آشوب را ادامه دهند. 

خاتمي و خوئيني‌ها تنها زماني بيانيه غيرقانوني خود را پس گرفتند که متوجه شدند با بيانات رهبرانقلاب در خطبه‌هاي نماز جمعه و آن حضور باشکوه 5 ميليوني، ‌ استقبالي از جانب مردم نسبت به آنان صورت نخواهد گرفت. بدين ترتيب ننگ خروج بر حاکميت از سوي سران مجمع روحانيون مبارز درست در روز 30 خرداد يعني سالروز خروج منافقين قديم بر نظام اسلامي بر پيشاني آنان حک گرديد. 

اکنون اما چهره نفاق جديد و سران آن که فراتر از انتخابات اخير در ذهن کوچک خود روياي تضعيف جايگاه ولايت فقيه و رهبري معظم انقلاب را مي‌پروراندند، ‌ بيش از پيش آشکار شده و اظهارات فرمانده سپاه و ارائه کدهاي دقيق از اظهارات ضدانقلابي اين چهره‌ها، ‌ آب در لانه آنان ريخته و آنان را هراسان به اتخاذ مواضع مشوش کشانده است. 

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-06-14 23:58
و حتماً شما هم پاک و معصوم و پاسدار مذهب و ملت. بشین سر جات بابا
1388-06-14 11:17
آنچه در بيانيه مجمع روحانيون مبارز مورد توجه بود جلوگيري از اين خاله زنك بازيها بود كه بعضي آقايان فقط براي گل آلود كردن آب و گرفتن ماهي مرادشون انجام مي دن. كه البته نتيجه هم داد و مجلس مجبور شد به خيلي از كساني كه لياقت وزارت ندارن راي اعتماد بده. از طرفي اين آقايون با اين صحبتاشون دارن دست خودشونو رو مي كنن و انگيزه ها و بهانه هاشون براي تقلب در انتخاباتو بيان مي كنن. حتي يكي از سران سپاه( اگه اشتباه نكنم آقاي جوان) قبل از انتخابات تو يكي از نشريه هاي سپاه گفته بود كه ما اين انقلاب مخملي رو از نطفه خفه خواهيم كرد.
1388-06-14 11:44
11میلیون پرونده قضایی درجریان بانک های مقروض صنایع ورشکسته خط فقر40درصدی داشتن یکی از بالاترین نرخ های بیکاری وتورم درجهان فرار ومهاجرت گسترده سرمایه ها ومغزها واردات نجومی مجاز وغیرمجاز رانتهای گسترده نرخ بالای اعتیاد جرائم زندانی خودکشی فحشا بیماری تصادفات بلایای طبیعی و...انواع تفاوتهای جنسیتی دینی قومی اعتقادی گروهی سیاسی و..سقوط اخلاقیات سنتی وعرفی ونارسایی های فرهنگی حقوقی ومدیریتی احساس ناامنی اجتماعی وبی عدالتی وتنش عظیم در ارتباطات بین المللی نشانه بحرانی فراگیر وموحش است که درصورت تداوم به جای رسیدن به گونه ای از دموکراسی راه حل یا پیروزی یک جناح باهمین رویه بر رقیب معترض ممکن است به چند پارگی کشور جنگ ها وتخاصمات خونبار بی پایان یادرانتها مداخله ونفوذ بیگانه بیانجامد>عربده کشی تهدید تهمت کارساز نیست وگره زدن برگره های موجود است راه حل برون رفت از شرایط حاد کنونی 1درک وپذیرش خطیر بودن اوضاع 2 اجماع وتوافق بزرگان برای رسیدن به راه حل های مقطعی وبلند مدت3پذیرش حق همه مردم ایران برای ابراز نظر از طرق مسالمت آمیز4وایجاد وحمایت شرایط مدارا وغیر خشونت آمیز برای عموم است.امید است این نظرات هم درشرایط درگیرانه کنونی منعکس و بررسی شود "حبیب نی چی"
1388-06-14 13:28
در این تحلیل ، می توان به درستی دریافت که منظور از انقلاب مخملین و سایر عناوین که به اصلاح طلبان نسبت داده می شود ، خطر برای نظام نبوده ، بلکه بنا به توجیه آنها حمایت از یک شخص خاص بوده که در این صورت می توان اصل ادعای آقای میرحسین موسوی را تایید کرد که کانون قدرت بصورت خاص با ریاست جمهوری موسوی مخالف بوده است.
1388-06-14 13:40
تحلیلهای شما هم مثل دادگاههایتان مرغ پخته را به خنده می آورد.
1388-06-14 12:49
من پیشنهاد می کنم از این اقا برای تنظیم کیفر خواست ونوشتن اعتراف نامه استفاده کنند که الحق والانصاف استاد هستند. در ضمن حرمت امامزاده با متولی ان است. پس کسی نمی تواند چهره ای بدن دلیل تخریب کند که البته این تخریب زود گذر خواهد بود.
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين